از نظر اهميت اين مبحث ازحقوق جزاي عمومي بايدگفت كه دفاع مشروع تأثير بسزائي در مبارزه با جرم و منع مجرمان از ارتكاب جنايت دارد زيرا هر گاه جاني بداند در صورت تجاوز به حـقوق مـورد حمـايـت قـانون به طور مستقيم مواجه با دفـاع مجني عليه خواهد شد و نيز آگاه باشد مدافعي كه با وجود تمامي شرايط دفاع از نفس ،مال يا عرض و ناموس خوددفاع ميكند هيچگونه مسئوليتي در برابر ايراد هرگونه آسيب و زياني به متجاوز ندارد از ارتكاب جنايت و تجاوز خودداري خواهد كرد.بنابراين دفاع مشروع از جمله جرايم موجه محسوب مي شود،که عبارت است از فعل يا ترک فعل مرتکب ، به دليل متن قانوني مشخصي که ارتکاب آنها را در شـرايطي مـجاز مي سازد ، فـاقد عنوان مجرمانه مي گردد . قانون در اين حالت خود عنوان مجـرمانه را که در شرايط عادي جرم محسوب مي شود بر مي دارد و به عمل او مشروعيت ميدهد.
توجه به مطالعات تاریخی روشن می شود که بشر تا حد امکان در مقابل عملی که ناعادلانه و غیرمشروع شناخته شده سر تسلیم فرود نیاورده و دفاع در برابر چنین عملی را جزء حقوق طبیعی خویش به شمار آورده است. زیرا اولاً انسان به تبعیت از غریزه هنگام خطر به مقابله به مثل می پردازد، ثانیاً آن را نوعی حق براي خود و نوعی تکلیف نسبت به دیگران می داند، ثالثاً روابط انسانی و بالاخص اجتماعی ایجاب می کنند بناء در صورت حمله به تهاجم ناعادلانه، دیگران ساکت نخواهند نشست. به همین خاطر دفاع مشروع از جمله مباحث مهم و اساسی حقوق جزای عمومی است که به عنوان یکی از عوامل موجه جرم در اغلب کشور ها و نظامهای حقوق جزایی( کیفری) و در بعضی کشور ها به عنوان یکی از عوامل رفع مسئولیت جزایی مطرح و قابل بحث میباشد. (جعفري لنگرودي ،1363)
در حقوق روم دفاع مشروع جرم شناخته نمی شد و سیسرون (سخنور نامدار و بزرگترین وکیل مدافع روم ) آن را به عنوان اصلی از حقوق طبیعی به شمار می آورد. در حقوق قدیم فرانسه تحت تأثیر اندیشه هاي مسیحیت دفاع مشروع با محدودیتهایی فراوان مورد قبول قرار می گرفت. در مقررات جزایی اسلامی نیز دفاع مشروع با شرایطی پذیرفته شده و قانون جزای افغانستان هم با توجه به همین شرایط تنظیم گردیده و دفاع مشروع را به عنوان یکی از اسباب اباحت و حق شناخته است که میتوان یکی از علل رافع مسؤولیت جزایی شناخت و و آن را از علل توجیه کننده تفکیک نمود. ارتکاب عملی جرمی با حسن و نیت به منظور استعمال حقیکه به مقتضای شریعت یا به موجب قانون به شخص اعطاء شده ، جرم پنداشته نمی شود. اسباب اباحت که بنام های حالات تبرئه کننده ویا ازبین رفتن عنصر قانونی جرم و یا حالات رفع مجرمیت نیز یاد میگردد، که در این حالات شخص هیچ نوع مسوولیت جزائی ندارد. طوریکه واضح است یکی از عناصر تشکیل دهنده جرم عنصر قانونی است که جرم بدون آن تحقق پیدا نمیکند، باوجود آنهم در بعضی اوقات قانونگذار بعلت موجودیت شرایط خاص ارتکاب انجام شده را که قانوناً جرم است بوسیله متن دیگری موجه و مشروع میداند و عنصر قانونی جرم را زایل میسازد ویا به عباره دیگرعمل انجام یافته که اصولاً در شرایط عادی جرم است بدلیل موجودیت متن عنصر قانونی به عمل ارتکاب یافته مشروعیت داده و شخص را غیر قابل مجازات میداند. فرضاً ارتکاب ضرب و جرح طبق قانون جرم است اگر کسی در حین دفاع در مقابل حمله ناحق که نسبت به او صورت میگیرد مرتکب ضرب و جرح ویا قتل شود قانون وی را مجرم نمیشناسد و مورد مجازات قرار نمیدهد، زیرا درین حالت عنصر قانونی از بین میرود بناءً این حالات را بنام حالت تبرئه کننده یاد مینماید.
قانون جزائی کشور این حالات را به سه دسته استعمال حق، اجرائ وظیفه وحق دفاع مشروع تقسیم نموده. اما در قوانین و رویه قضائی بعضی کشورها برعلاوه این سه حالت فوق، حالت ضرورت نیز به حیث حالت تبرئه کننده قبول شده همچنان در بعضی اوقات رضایت مجنی علیه نیز استثناءً بحیث حالت تبرئه کننده تلقی میگردد.
اسباب اباحت را كه بعضاً بنام حالات تبرئه كننده و يا حالات رفع مجرميت نيز ياد ميكنند عبارت از حالاتى اند كه در تحت آن با وجودي كه شخص مرتكب عمل جرمى ميشود ولى عمل وى بنا بر موجوديت بعضى موارد و دلايل منحيث عمل جرمى شناخته نشده و چنان تلقى ميگردد كه گويا عمل جرمى اصلاً ارتكاب نيافته است.( محسني، 1376).
اصطلاحی است که در قانون ما کم بکار برده شده بیشتر از واژه دفاع استفاده شده است.
1-دفاع یک حق طبیعی است پس اگر طبیعی است وقتی قانون هم خاموش باشد ویا جامعه شایستگی0 دفاع نداشته باشد حق دفاع پا برجاد ومتعلق به مدافع باقی می ماندو می تواند از خود دفاع کند.
2-روسودرد قرارداد اجتماعی می گوید مردم در ابتدا برای تشکیل دولت گفتند قرار داد می گذاریم وهمه حقوق خود را من جمله دفاع دست دولت می سپاریم اما هر جا دولت تعلل کند می توانیم از حق خود استفاده بکنیم وحق ما زایل نمی شود .
3-تیؤری تزو آنتی تز یعنی حمله نفی حق است ودفاع نفی این نفی است پس دفاع اثبات حق است.
4-توسل به عدالت مطلقه یعنی پاداش بدی بدی است .
5-اجبار معنوی :شخصی وقتی مورد هجوم قرار می گیرد اختیارش را از دست می دهد ناچار به ارتکاب جرم برای حفظ ارزش های قانونی اش می شود وتوجیه آن بخاطرزوال اختیار است.