موتور جستجوی سایت نیازمندیهای دانشجویی موتور جستجوی پیشرفته مقالات و تحقیقات و ...
پنج شنبه 30 خرداد 1398
بازدید امروز : 7617 نفر
سفارش تحقیق :

نقد داستان استخوان خوک و دست های جذامی از مصطفی مستور

تعداد صفحه :
قیمت تحقیق : 2000 تومان
برای مشاهده بخشی از مطالب نقد داستان استخوان خوک و دست های جذامی از مصطفی مستور کلیک کنید
ارسال سریع لینک دانلود و ارسال به ایمیل در صورت پرداخت آنلاین
تحویل در محیط ورد : word
عنوان :
  • *خلاصه داستان
  • استخوان خوک و دست های جذامی حکایت هفت خانواده است که در یک مجتمع مسکونی به نام خاوران زندگی می کنند:

    خانواده اول پیرزنی فرتوت و پسرش دانیال که بیماری روانی دارد است .دانیال نگاه بدبینانه ای به زندگی و سرشت بشر دارد و فریاد اعتراضش به هستی دائما بلند است .همان طور که شروع داستان با فریاد های اعتراض آمیز دانیال از پنجره ی اتاقش است .

    خانواده ی دوم محسن ، سیمین و دخترشان درنا هستند .دکتر محسن سپهر روزنامه نگاریست که درگیری های کاری آنچنان اورا از زندگی خانوادگی دور کرده که همسرش سیمین او را ترک می کند . درنا نزد مادربزرگ و پدرش زندگی می کند .اما خبر حامله بودن سیمین روند طلاق آنها را با وقفه مواجه می کند.

    موقعیت سوم متعلق به عکاسی است به اسم حامد که نامزدش مهناز در هلند مشغول تحصیل است، اما او عاشق یکی از مشتری هایش به نام نگار می شود و تنها دلیلی را که برای این عشق مطرح می کند شباهت نگار به مهناز است .

    داستان چهارم ، داستان زنی است بدکاره به نام سوسن که با شاعری به نام کیانوش که از مشتری های شبانه اش است، آشنا می شود و تحت تاثیر رفتار پاک و عاطفه او قرار می گیرد.

    داستان پنجم ، داستان مردی است به نام نوذر که با بذهکارانی به نام بندر و ملول تصمیم می گیرند پیرمردی ثروتمند را در ازای گرفتن مبلغی پول بکشند .

    ششمین موقعیت ،جوانانی هستند که در مهمانی یا همان به اصطلاح پارتی گردآمدند وبه عیش و نوش ورقص مشغولند ، فارغ از هر دغدغه ای.

    هفتمین داستان مربوط به دکتر محمد مفید و همسرش افسانه و فرزند ۱۰ ساله شان الیاس است. الیاس مبتلا به سرطان مغز و استخوان است که امیدی به بهبودی او نیست.

    *عنوان داستان

    پیش از هر چیز به عنوان داستان می پردازیم .عنوان داستان عبارتی است که از یکی از زیباترین سخنان حضرت علی در نهج البلاغه گرفته شده است :«به خدا سوگند که دنیای شما نزد من بسیار پست تر و حقیر تر است از استخوان خوکی در دست های جذامی .» مصطفی مستور که در سال های اخیر به عنوان یک نویسند ه ی روشنفکر دینی با اندیشه های عمیق مذهبی به جامعه ی ادبی ایران معرفی شده است به خوبی این عنوان را با داستان مطابقت می دهد.گویی مصداق این عنوان در هر ۸۲ صفحه ی کتاب تکرار می شودو خواننده ۸۲ بار بی ارزشی این دنیا را در ذهن مرور می کند ،چه در شروع داستان که فریاد های اعتراض آمیز دانیال نسبت به این دنیا بیان می شود ،چه در طول داستان که شخصیت ها با این دنیا درگیرند و چه در پایان که به نوعی، گره گشایی صورت می گیرد . استخوان خوک در دست های جذامی کنایه ی هوشمندانه ایست که حضرت علی نسبت به دنیا به کار می برند وداستانِ کتاب مستور را درگیری شخصیت ها با همین دنیا ی بی ارزش تر از استخوان خوک تشکیل می دهد .تصور می کنم شاید هیچ عنوانی به این زیبایی نمی توانست هاله ای از آنچه داستان می خواهد بگوید را از پیش چشم ما بگذراند.

    *یادداشتی بر داستان

    استخوان خوک و دست های جذامی به گفته ی خیلی از منتقدین به یقین یکی از بارزترین نمونه های ادبیات روشنفکرانه دینی است .داستان کشمکش انسان ها با دنیا .گویی شخصیت ها تنها پوسته ی دنیا را یافته اند و فراتر از آن پیش نمی روند.شاید در داستان تنها این دانیال است که معنی زندگی را می فهمد و می داند خود را درگیر کردن با این دنیا کاری است بیهوده .

    داستان با فریاد های دانیال شروع می شود. مونولوگ های دانیال در ابتدای داستان دقیقا به هسته ی اصلی اشاره دارد .دانیال مردم را مورد عتاب قرار می دهد مردمی که تنها برای هفتاد هشتاد سال زندگی در این دنیا چگونه تکاپو می کنند ، مردمی که شاید برای ماندن در این دنیا، برای بی ارزش ترین تعلقات دنیایی دست به هر کاری می زنند، حتی اگر آن کار کشتن انسان دیگری باشد ، مردمی که عاشق می شوند ، ازدواج می کنند، طلاق می گیرند دوباره عاشق می شوند ، مردمی که به عقیده ی دانیال تصور می کنند آسمان دهان باز کرده و آنها به زمین افتاده اند و لی درواقع هیچ آشغالی نیستند… بنابراین داستان با نگاه بدبینانه دانیال به دنیا شروع می شود. شاید این نگاه بدبینانه در ابتدا افراطی به نظر برسد، اما حقیقت همان است که دانیال می گوید این که این دنیا بی ارزش است، خیلی بیشتر از آنکه کسی خود را با آن درگیر کند و این همان تنه ی اصلی داستان مستور را تشکیل می دهد و مستور با این شروع، چکیده ای از داستان را که قرار است در ادامه خوانده شود در مقابل چشمان ما می گذارد چنانچه که روی جلد پشت کتاب همین اعتراض های دانیال نوشته شده است .گویی دانیال در این داستان به نوعی آورنده پیامی هشدار دهنده است که آگاه باشید این دنیا بی ارزش است.

    داستان با معرفی شخصیت ها ادامه پیدا می کند.دکتر محسن سپهر، همسرش سیمین و دخترشان درنا. محسن نمونه ای از مردهایی است که کار را بر زندگی خانوادگی ترجیح داده است . او آنقدر درگیر کار روزنامه است که از زندگی خود ، همسر و دخترش غافل شده است تا آنجا که سیمین تصمیم می گیرد از او جدا شود . اما برای حضانت درنا به مشکل برخورده اند .سیمین تمام تلاشش را می کند که درنا را نزد خود نگاه دارد و از طرفی هم محسن همین تلاش را می کند. اما حامله بودن سیمین روند طلاق را کند می کند . سیمین تصمیم دارد بچه را بیاندازد، حتی اقدام به این کار می کند اما نمی تواند با وجدان خود کنار بیاید و ازاین کار منصرف می شود. در طول داستان محسن در ذهن خود درگیر است که چرا در تمام این سالها همسرش سکوت کرده است و به او نگفته که از زندگی با او دچار خفقان شده ، تا هنگام ترک کردن ورفتن…! گویی تازه در می یابد در تمام این سالها به همسرش و دخترش ظلم کرده تنها به خاطر روزنامه ای که اتفاقا در آن از حقوق زن ها هم سخن گفته در حالی که خود حقوق یکی از همین زن ها را در خانه پایمال می کرده .

    بعد از این ، شخصیت حامد به خوانندگان معرفی می شود .حامد عکاس است و در یک عکاسی مشغول به کار .او با مادرش زندگی می کند . نامزد او ، مهناز برای ادامه تحصیل به امستردام رفته است .حامد عاشق یکی از مشتری هایش به نام نگار می شود که درداروخانه کار می کند .در خلال داستا ن حامد درگیر است که چگونه با این عشق کنار بیاید ؟چگونه به مهناز بگوید و البته به نگار.شخصیت حامد سرشار از تردید و شک است، گویی نمی تواند بهترین تصمیم را بگیرد .کشمکش حامد کشمکش درونی است. با عشقی ناخواسته دست و پنجه نرم می کند و همه ی درگیر ی او این است که چگونه این عشق را توجیه کند .

    داستان بعدی متعلق به سوسن است .سوسن زن بدکاره ایست که در ساختمان خاوران زندگی می کند . کیانوش شماره سوسن را از یکی از دوستانش می گیرد و وارد خانه سوسن می شود برای تمتعات جنسی، اما عاشق سوسن می شود آنقدر که دوست ندارد به او دست بزند تا جایی که تا صبح او را نگاه می کند و برایش شعر می گوید. رفتار کیانوش و احساسات پاک او که برای زنی چون سوسن غیر منتظره است، او را تحت تاثیر قرار می دهد تا جایی که در داستان می بینیم سوسن دیگر مشتری هایش را نمی پذیرد و به سمت کیانوش کشید ه می شود، اما این کیانوش است که به خاطر عشق زیاد به سوسن دوست ندارد با او ازدواج کند و ترجیح می دهد از او جدا باشد .گویا این خاصیت عشق در داستان های مستور است که به وصال نمی رسد . مانند عشق های اسطوره ای . کشمکش سوسن و کیانوش هم درونی است .کشمکش با خود بر سر عشق . شاید باور این عشق دشوار باشد. اما انگار از دید مستور زن هایی چون سوسن هم که در جامعه مطرود هستند ، شایستگی عشق این چنینی را دارند.گرچه به وصال نرسد .

    داستان بعد داستان نوذر است .مردی ایست خلافکار که با دوستانش ملول و بندر قرار می گذارند پیرمرد پولداری را بکشند تا میراثش را بالا بکشند.این کار را ملول و بندر باید انجام دهند .این بخش از داستان یعنی قتل عباس محتشم توسط بندر یکی از قسمت هایی است که به خوبی توصیف شده و در همین جاست که سخن حضرت علی بیان می شود .در خلال کشتن عباس محتشم توسط بندر، ملول در ماشین منتظر نشسته و از رادیو حکمت هایی از نهج البلاغه پخش می شود .ملول در لحظه ، به معنای این سخنان فکر می کند اما خیلی کوتاه و گذرا . باز هم ذهنش درگیر قتل عباس می شود . مصداقِ عنوان کتاب را می توانیم در این داستان ببینیم .این همان چیزی است که دانیال در ابتدای داستان به آن اشاره می کند که برای این دنیا، برای پول شاید آدم ها دست به هر کاری بزنند .حرکت موازی این حادثه (قتل عباس محتشم ) با پخش آن خطبه ی حضرت علی که در توضیح عنوان آوردم تناسب دارد .حضرت علی از حقیری و پستی دنیا سخن می گوید و بی ارزشی آن ، درحالیکه ملول و بندر برای همین دنیای پست و حقیر جان آدمی را می گیرند .

    تحقیقهای مشابه
    نقد داستان استخوان خوک و دست های جذامی از مصطفی مستور
    14 صفحه - 2000 تومان

    ترجمه انگلیسی به فارسی سایت تحقیق

    برای پیدا کردن ما فقط کافیست «سایت تحقیق» را در گوگل سرچ کنید

    ترجمه فارسی به انگلیسی سایت تحقیق
    رفرنس نویسی با نرم افزار endnote سایت تحقیقصحافی پایان نامه رساله مقاله کتاب سایت تحقیق
    با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید
    صفحه اصلی| تحقیق | تحقیق های آماده | ترجمه | ترجمه آماده | کار آماری | کار آماری آماده | طرح کارآفرینی | نما و پلان

    Tel : 09118370377
    Email : tahghighnet@yahoo.com
    Telegram : @tahghighnet
    channel: https://t.me/tahghighchannel
    Instagram : tahghighnetinsta
    www.tahghigh.net
    2019 - 2007