سه شنبه 16 آذر 1395
بازدید امروز : 789 نفر
موتور جستجوی سایت نیازمندیهای دانشجویی موتور جستجوی پیشرفته مقالات و تحقیقات و ...
تلگرام سایت تحقیق
تحویل در محیط : word
عنوان :

مرگ ازدیدگاه مولوی

ابتدا هزینه سفارش را از طریق پرداخت آنلاین و یا انتقال به شماره کارت 6037991813769019 بانک ملی به نام سید علیرضا هاشمی و یا واریز به شماره حساب 0102834007003 ملی بنام سید علیرضا هاشمی و با داشتن شماره فیش واریزی اقدام به سفارش کنید.
عنوان سفارش :
مرگ ازدیدگاه مولوی
تعداد صفحه :
31
قیمت :
4000 تومان
جهت سفارش اینجا کلیک کنید

فهرست مطالب مرگ از دیدگاه مولوی

انواع مرگ از دید مولانا

بزرگان ما بخصوص حضرت مولانا در این باره چه نظری دارد . یکی از جالبترین بخشهایی که مولانا در "مثنوی " بطور مفصل به آن پرداخته است همین مسأ له مرگ است. البته کل موضوعات مطرح شده در "مثنوی " جالب و از نظر نگرش منحصر بفرد هستند اما با توجه به اهمیت موضوع مرگ و وحشت از آن طرح این مسأ له را برازنده تر مینماید .

حضرت مولانا از سلک عارفان وارسته است و اولیای الهی و حکیمان ربانی مرگ را به دو نوع تقسیم کرده اند :

  • الف : مرگ اختیاری
  • ب : مرگ اجباری
  • مرگ اختیاری چیست ؟

    " مرگ اختیاری آن است که آدمی با برنامه های الهی و عرفانی بر خودبینی و منیت خویش چیره شود و دیو نفس را به زنجیر ایمان درکشد و به تهذیب درون و صفای باطن رسد ." عارفان بدون شک اندیشهای بکر خودرا از آیات قرانی و احادث نبوی استخراج میکردند . در این زمینه نیز در قران کریم ایات زیادی وجود دارد که نظریات عرفا بر اساس همین ایات شکل گرفته است .

    از جمله آیه 19 سوره مبارکه روم می باشد که در آن خداوند می مرماید :

    " موجود زنده را از مرده پدید می آورد و از موجود زنده مرده بر می آورد و زمین را پس از آن که خشک و بیجان شد با رویش گیا هان زنده میکند . شما آدمیان نیز به سان گیاهان پس از مردن حیات دوباره می یابید و از گورها برانگیخته میشوید ." دوم اینکه حکیمان ربانی برای برای اثبات مرگ اختیاری حدیث «موت قبل عن تموت» یعنی«بمیرید پیش از آنکه بمیرید " را دلیل می آورند . اهل عرفان مرگ اختیاری را "قیامت صغرا " و قیامت وسطی " گویند از آن جهت که آدمی از حیات تیره نفسانی می میرد .

  • آزمودم مرگ من در زندگیست
  • چون رهم زین زندگی پایندگیست
  • ای خنک آن را که پیش از مرگ مرد
  • یعنی او از اصل این رز بوی برد
  • ضرت مولانا مرگ اختیاری را عنایت الهی می داند،که باعث حیات و هدایت می شود.به عقیدهء او اینگونه مرگ حیات حقیقی در لباس مرگ است و زندگی ظاهری مرگی در لباس حیات.

  • چون ز مرده زنده بیرون می کشد
  • هر که مرده گشت او دارد رشد
  • مرده شو تا مخرج الحی الصمد
  • زنده ای زین مرده بیرون آورد
  • این حیات خفیه در نقش ممات
  • وان مماتی خفیه در قشر حیات
  • ه دنبال این حضرت مولانا می افزاید صاحب مرگ اختیاری جسما در میان زمینیان است اما روحا با ملکوتیان پیوسته است و در این زمینه از خاتم انبیا حضرت محمد مصطفی (ص) دلیل می آورد که فرموده هر که خواهد مرده را در زمین زنده ببیند به حضرت ابوبکر صدیق(ر) نگاه کند.

  • می رود چون زندگان بر خاکدان
  • مرده و جانش شده در آسمان
  • هر که خواهد که ببیند در زمین
  • مرده یرا می رود ظاهر چنین
  • مر ابوبکر تقی را ببین
  • شد ز صدیقی امیر المحشرین
  • به عقیدهء مولانا مرگ اختیاری شرط اصلی تکامل انسان و بالا رفتن او به اوج کمال است. بگفته ی وی تا زمانی که انسان منیت خودرا نابود نکند به کمال نمی رسد و حیات خودرا در گیر و دار علیت و سببیت ضایع می نماید.بزرگترین مانع رشد و تعالی انسان همین منیت اوست.

  • چون نمردی گشت جان کندن دراز
  • مات شو در صبح ای شمع تراز
  • تا نگشتند اختران ما نهان
  • دان که پنهان است خورشید جهان
  • گرز در خود زن منی درهم شکن
  • کزانکه پنبهء گوش آمد مرگ تن
  • مرگ اجباری چیست؟

    مراد از مرگ اجباری همان مرگ طبعی معروف است که اجبارا بر همگان وارد شود و آدمی را از آن هیج راه گریزی نیست. حضرت مولانا در این باره می گوید«اگر مرگ نبودی جهان بی ارزش بودی،زیرا زنجیرهء تکامل گسسته و کمال قطع می شد و بشر به سان خرمنی ناکفته که کاه و دانه اش به هم آمیخته است محمیل بر زمین می ماندی.مرگ از نظر او جدا کنندهء روح از بدن و تمیز کنندهء سره از ناسره و انتقال دهنده ی انسان از جایی تنگ به عرصه ی بی کران است.

  • آن یکی می گفت خوش بودی جهان
  • گر نبودی پای مرگ اندر میان
  • آن دگر گفت ار نبودی مرگ هیج
  • که نیرزیدی جهان پیچ پیچ
  • ارفان خداوند را از همه ی جهان غیور تر دانند زیرا معنی کلمه ی شریفه ی لا الاهه الله چیزی جز غیرت حق نیست.به حکم این کلمه خداوند روا نمی دارد،که آدمی جز او مراد و مقصودی داشته باشد.بی گمان محبت ادمی به خود و نزدیکانش سبب غفلت اواز خدا می شود.بدین جهت حق تعالا به حکم غیرت الهی قلم نیستی بر دفتر زندگی انسان ها در می کشد تا حقیقت کلمه ی لا الاهه الله تحقق یابد. مولانا این نکته ی ظریف را از زبان بازرگان باز می گوید آن گاه که بازرگان طوطی قفس نشین و محبوب خودرا از دست می دهد.

  • غیرت حق بود و با حق چاره نیست
  • کو دلی کز عشق حق صدپاره نیست
  • ولانا مرگ را جزء حکمت های بزرگ الهی می داند.از دیدگاه مولانا هر گاه روح به کمال تجرد خود برسد میل به عالم دیگر کند.به عبارت دیگر تعلق روح به بدن برای رسیدن به مقامات و مرتبه های عالیه است و این آمیزش از نوع آمیزش تدبیری و تکمیلی است.این عارف ربانی مرگ را هرگز به معنی نیستی و پایان کار آدمی نمی داند بلکه مرگ در فلسفه ی مولانا عبور از یک مقام به مقام بالا تر است.یا خود مرگ آغاز حیات ایدئالی و جاودانگی بشر است. از جمادی مردم و نامی شدم،

  • وز نما مردم به حیوان سر زدم
  • مردم از حیوانی و آدم شدم
  • پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
  • حمله ی دیگر بمیرم از بشر
  • تا برارم از ملائک بال و پر
  • بار دیگر از ملک قربان شوم
  • آنچه اندر وهم ناید آن شوم
  • اینجا «از جمادی مردم و نامی شدم» اشاره به مراحل ثلاثه است که موارد استکماالی است و مردن اشاره به عبور است در سیر وجودی.سپس حضرت مولانا برای تصدیق سخنان خود آیه ی «جمیعهم لدینا محضرون» را از قرآن کریم دلیل می آرد و می گوید اگر نیک دقت کنید «محضرون» به معنی نابودی یا خود عدم نیست بلکه دلالت بر بقای ارواح میکند.بنابرین مولانا علت وحشت آدمیزاد از مرگ را برخواسته از غفلت و علاقه ی شدیدآنان به دنیای ناپایدار می داند.به عقیده ی مولانا ترسیدن از مرگ در واقع ترسیدن از خود است.

    با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید
    صفحه اصلی| تحقیق | تحقیق های آماده | ترجمه | ترجمه آماده | کار آماری | کار آماری آماده | طرح کارآفرینی | نما و پلان

    شماره پاسخگوی سایت : 09118370377 - 09111491359
    Email : tahghighnet@yahoo.com
    www.tahghigh.net 2007 - 2016