جمعه 19 آذر 1395
بازدید امروز : 6468 نفر
موتور جستجوی سایت نیازمندیهای دانشجویی موتور جستجوی پیشرفته مقالات و تحقیقات و ...
تلگرام سایت تحقیق
تحویل در محیط : word
عنوان :

پروژه بررسی ترجیح جنسیتی در میان والدین دانشجویان همراه با جامعه آماری و پرسشنامه

ابتدا هزینه سفارش را از طریق پرداخت آنلاین و یا انتقال به شماره کارت 6037991813769019 بانک ملی به نام سید علیرضا هاشمی و یا واریز به شماره حساب 0102834007003 ملی بنام سید علیرضا هاشمی و با داشتن شماره فیش واریزی اقدام به سفارش کنید.
عنوان سفارش :
پروژه بررسی ترجیح جنسیتی در میان والدین دانشجویان همراه با جامعه آماری و پرسشنامه
تعداد صفحه :
102
قیمت :
20000 تومان
جهت سفارش اینجا کلیک کنید

فهرست مطالب بررسی ترجیح جنسیتی در میان والدین دانشجویان

  • چکیده
  • فصل اول: کلیات تحقیق

  • مقدمه
  • بیان مسئله
  • ضرورت و اهمیت تحقیق
  • اهداف تحقیق
  • اهداف جزئی
  • فرضیه ها(سوالات تحقیق)
  • متغیرها وتعاریف عملیاتی
  • پیشینه تحقیق
  • فصل دوم : ادبیات وچارچوب نظری تحقیق

  • مبانی نظری
  • تاثیرتفاوتهای جنسیتی دراستدلال اخلاقی طبق تحقیقات واکر

    تاثیر تفاوتهای جنسیتی در توانایی تحصیلی

    تفاوت درعزت نفس دختران وپسران

  • چارجوب نظری
  • نظریه شناختی کلبرگ

    نظریه شناختی گلیگان

    نظریه فرویددرباره تکامل جنسی

    نظریه چودورف درباره تکامل جنسی

    نظریه مارکسیستها طرفدار برابری زن و مرد

    نظرفرانک پارکین درباره جنسیت

    نظریه افلاطون درباره جنسیت

    نظریه پارسونزدرباره جنسیت

    نظریه ارسطودرباره جنسیت

    تفاوت وتبعیض درفرآینداجتماعی شدن

  • جنسیت
  • مدل تحلیلی تحقیق
  • شکل مدل تحقیق
  • ادبیات
  • زن در تاریخ
  • زن درجامعه عرب
  • حال و روز زن درایران
  • تراژدی زن
  • فصل سوم : روش تحقیق

  • روش تحقیق
  • ابزار گردآوری اطلاعات
  • جامعه آماری
  • حجم نمونه
  • شیوه نمونه گیری
  • روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
  • فصل چهارم: تجزیه وتحلیل اطلاعات

    فصل پنجم : نتیجه گیری

  • بررسی فرضیات
  • پیشنهادات
  • منابع
  • پرسشنامه
  • بخشی از مبانی نظری

    در مورد به وجود آمدن تفاوتهای جنسی مطالعات زیادی صورت گرفته است . بیشتر شکلهای تبعیض جنسی ظریف تر از واکنشهای پدربزرگها و مادربزرگها هستند. مطالعات انجام شده در موردکنش متقابل مادر- فرزند تفاوتهای رفتار با پسرها و دخترها راحتی هنگامی که پدر و مادرها معتقدندکه واکنشهایشان نسبت به هر دو یکی است نشان می دهند.

    وقتی از پدربزرگها خواسته می شود که شخصیت یک کودک را ارزیابی کنند بسته به اینکه فکر کنند کودک دختر است یا پسر پاسخهای متفاوتی می دهند. در یک آزمایش پنج مادر جوان درکنش متقابل با یک کودک شش ماهه به نام بث مورد مشاهده قرار گرفتند. آنها اغلب به او لبخند می زدند و برای بازی به او عروسک می دادند. او را با نمک می¬دانستند و معتقد بودند صدای لطیفی دارد. واکنش گروه دیگر مادران نسبت به کودکی در همان سن با نام آرم به طور قابل ملاحضه متفاوت بود.

    معمولا برای بازی با کودک اسباب بازیهای پسرانه دیگری به او می دادند. بث وآرم در واقع یک کودک بودند که لباسهای مختلف به او پوشانده بودند. تنها پدر و مادران و پدربزرگها و مادربزرگها نیستند که درکشان از کودکان به این ترتیب فرق می کند یکی از مطالعات و تجزیه و تحلیل کلماتی پرداخته است که توسط کارکنان پزشکی که در زایمانها حضور داشتند درباره کودکان نوزاد به کار برده می شد. نوزادان پسر اغلب به عنوان قوی، خوش اندام، یا خوش بنیه توصیف می شدند. از نوزاد دختر به عنوان قشنـگ یا دل¬فریب سخن می گفتنـد. هیچ گـونه تفـاوت کلی از نظـر قد و وزن بین نوزادان مورد بحث وجود نداشت. (گیدنز،1385 ،ص 197 )

    جنبه های اولیه یادگیری جنسی درکودکان به طورمسلم نا آکاهانه است. این جنبه ها مقدم بر مرحله ای است که در آن کودکان دقیقا برخودشان به عنوان پسر، یا یک دختر، برچسب بزنند. تعدادی سرنخهای پیش کلامی در رشد اولیه آکاهی جنسی مشاهده می شوند. بزرگسالان زن و مرد با کودکان به گونه متفاوتی برخورد می کنند. لوازم آرایشی که زنان مورد استفاده قرار می-دهند دارای بوی متفاوت با آنچه که کودک ممکن است یاد بگیردکه با مردان مرتبط سازد هستند. تفاوتهای مشخص درلباس، آرایش مو، و غیره سرنخهای دیداری برای کودک در فرایند یادگیری فراهم می سازد.

    در سن دو سالگی کودکان درکی جزئی از جنسیت دارند. آنها می دانندکه آیا پسر هستند یا دختر و معمولا می توانند دیگران را به طور دقیق طبقه بندی کنند. اما تا سن پنج یا شش سالگی کودک نمی داند که جنسیت شخص تغییر نمی کند و هرکسی دارای جنسیت است یا اینکه تفاوتهای میان دختران و پسران مبنای کالبد شناختی دارد. (گیدنز،1385،ص198)

    لنو ویترمن و همکارانش که نقش جنسیت را در برخی ازمتداولترین کتابهای کودکان پیش دبستا نی تحلیل کرده اند. چندین تفاوت آشکار در نقشهای جسیت یافته اند. پسرها نقش بسیار بزرگتری در داستانها و تصویرها بازی می کردند تا دخترها و از نظر تعداد به نسبت 11 پسر در برابر1 دختر بود. اگر حیوانات دارای هویت جنسی بودند نیز منظورمی کردیم، این نسبت 95 به 1 بود .فعالیتهای پسرها و دخترها نیز فرق می¬کرد. پسرها به کارهای ماجراجویانه و فعالیتهای بیرون ازخانه که مستلزم استقلال و نیرومندی بود می پرداختند. (همان منبع)

    مردان غالبا بیش از زنان مطرح می شوند و حتی زمانی که جنسیت شخص نیست مشخص مادران با اکثریت قاطع شخصیت ها را مذکرتلقی می کند و بدین ترتیب حتی باعث تورم ارائه یا عرضه بیشتر مردان درد استانها می شوند افزون براین مردان به احتمال زیاد به فعالیتهای ماجراجویا نه می پردازند. زنان فقط زمانی که درکنار مردان نیستند فعال و ماجراجو هستند غالبا زنان در ارتباط با مردان به صورت غیرفعال به عنوان مراقبت کننده ترسیم می شوند. کودکانی که به این داستانها گوش می¬دهند به احتمال زیاد تصور کلیشه ای از نقش زنان و مردان در جامعه ما کسب می کنند. (گولومبورگ-فی وش،1380،ص39-40)

    یکی از راهای تشویق برتری جنسیتی توسط تلویزیون صورت می گیرد تلویزیون مهم ترین منبع اطلاعاتی درباره ی دنیای ما شده است. آمارهای جدید تخمین زده اند که تلویزیون در خانه ها به طور متوسط روزی 5 ساعت روشن است. کودک پیش دبستانی بطور متوسط روزی سه ساعت وقت صرف دیدن تلویزیون می¬کند یعنی بیشتر از هر وقت دیگره جزء خوابیدن. با توجه به فراگیری از تلویزیون مهم است که ببینیم تلویزیون چگونه دنیای را به تصویرکشیده است. متاسفانه تصویر مساوات طلبانه نیست. فقط برنامه های تلویزیونی نیست که جنسیت را به نحوه کلیشه به نمایش می گذارد مثلا قسمت اعظم شخصیت کارتونی مرد هستند. درواقع بسیاری از برنامه های کارتونی اصلا شخصیت زن ندارند در برنامه های آموزشی فقط 15 درصد از شخصیت های عمده زن هستند و درآگهی های مربوط به کودکان 80 درصد شخصیتها مردند. حتی زمانی که شخصیتهای زن حضور دارند و غالبا بصورت درمانده و متکی به مردان ترسیم می شوند. و بر مبنای داده های جمع آوری شده طی دهه 1970 تماشاگرانی که بیشتر تلویزیون نگاه می کنند بیشتر سوگیری جنسی دارند ولی این رابطه دردادهای جمع آوری شده طی دهه 1980 کاهش یافته است.

    کودکانی که زیاد تلویزیون تماشا می¬کنند مشاغل وابسته به جنس طلب می¬کنند و خصوصیات شخصیتی وابسته به جنس درآنها انعطاف ناپذیرتر ازکودکانی است که کمتر تلویزیون تماشا می کنند در یکی از معدود مطالعات طولی که بررسی این سوال می پرداخت مورگان کودکان کلاس های ششم تا هشتم را برای دوسال بررسی کرد دخترانی که بیشتر تلویزیون تماشا می کردند در طول این مدت در باورهای خود بیشتر سوگیری وابسته به جنس پیدا کردند ولی این تجربه در پسران اثری نداشته باید توجه داشت که همه پسران این مطالعه حتی از ابتدا تاحدزیادی سوگیری وابسته به جنس داشتند و بنابراین شاید اندازه گیری افزایش باورهای وابسته به جنس مقدور نبوده است.

    کودکان بدین ترتیب کلیشه های جنسیتی را از تلویزیون فرا می گیرند. آنها بیش از بزرگسالان از نمایش جنسیت در تلویزیون متاثر می شوند زیرا توانایی کم تری برای ارزشیابی تلویزیون به عنوان یک منبع اطلاعاتی دارند. کودکان به مراتب بیش از بزرگسالان فکرمی کنندکه تلویزیون واقعیتهای اجتماعی را ارائه می کند و بنابراین اطلاعات کلیشه ای جنسیتی را به عنوان حقیقت می پذیرد.

    کلیشه های جنسیتی با توجه به انقلابهای فرهنگی که آغاز دهه 1960 و آغاز دومین نهضت زنان رخ داده است و به آن سرعتی که فکر می¬کنیم تغییر پیدا نکرده است. (همان منبع-ص43)

    کلیشه های جنسیتی هم در فرهنگ ما و هم در کنش های متقابل اجتماعی روزمره ی ما فرا گیرند. از ابتدا زندگی کودکان با کلیشه های جنسیتی بمب باران می شوند این اطلاعات در کتابها و تلویزیون فراگیر و جاری است. و از طریق انتظارات وابسته به جنس والدین و بزرگسالان دیگر و کودکان دیکر به کودک منتقل می شود از آغاز دو تا سه سالگی کودکان درباره کلیشه های جنسیتی فرهنگی خیلی چیزها می دانند و این دانش بر درک انها ازجنسیت در سراسر زندگیشان اثر می گذارد. (همان منبع-ص 45)

    بر مبنای تحقیقی که ازدهه 1950تا اواخر1970 انجام شده است هرجند زنان بیش از نیمی از جمعیت واقعی را تشکیل می دهند ولی تعداد مردان نسبت به زنان در تلویزیون دو به یک است. بدتر از آن زنان را به عنوان موجودی بسیار عاطفی وابسته در رویارویی با موقعیت دشوار ناتوان و کم هوش تر از مردان ترسیم کرده اند بر اساس برنامه های جدید تلویزیون تغییر در این تصویرسازی بوجود نیامده است افزون بر آن شخصیتهای اصلی مرد نسبت به زن هنوز دو به یک است. شخصیت زن بطور متوسط جوانتر از مرد ند.

    ضعیت تاهل زنان به مراتب بیش از وضعیت تاهل مردان شناخته شده است و زنان چهار برابر مردان در ا لبسه های اغوا کننده دیده می شوند تقریبا 40 درصد شخصیتهای زن در تلویزیون خارج از خانه شغل مشخصی ندارند حال اینکه 68 درصد مردان بر اساس شغل خود طبقه بندی می شوند. 30 درصد شخصیتهای زن درحال انجام کارهای خانه هستند ولی 3درصد شخصیتهای مرد در حال انجام فعالیتهای خانه نشان داده اند به علاوه احتمال اینکه شخصیتهای مرد مرتکب جنایت شوند یا مورد حمله قرار گیرند. بنابراین نمایش زنان در بهترین زما نها تلویزیون تاحد زیادی با کلیشه سازی است. زنان بصورت شخصیتهای جوان و آسیب پذیرتر به تصویر کشیده می¬شوند در طرح داستان آنقدر مهم نیستند و به خانه و خانواده علاقه دارند. (همان منبع)

    تاثیرتفاوتهای جنسیتی دراستدلال اخلاقی طبق تحقیقات واکر

    واکر79 پروژه ی تحقیقاتی را که در آنها دقیقا به تفاوتهای جنسیتی درکودکان و نوجوانان و بزرگسالان پرداخته شده بود بررسی کرد. از31 مطالعه مربوط به کودکان فقط6 مطالعه تفاوت معنی داری بین دختر و پسر یافته بودند و در بیشتر این مطالعات دختران و در استدلال اخلاقی نمراتی بالاتر از پسران داشتند. از35 مطالعه نوجوانان ده مطالعه تفاوتهای جنسیتی معنی دار نشان داد مشخص شد که پسران نوجوان در مقایسه با دختران نوجوان نمره های بالاتری در استدلال اخلاقی داشتند در مطالعات معدودی که به بررسی استدلال اخلاقی در بزرگسالان پرداخته بودند از سیزده مطالعه بزرگسالان چهار مطالعه تفاوتهای جنسیتی مبتنی بر برتری مردان را نشان داد ولی تفسیر این یافته مشکل است. زیرا مردان سطح تحصیلاتشان بالاتر از زنان بود بطورکلی در استدلال اخلاقی تفاوتهای جنسیتی با ثبات بسیار کم است فقط در دوره ی نوجوانی تفاوتهای جنسیتی با ثبات دیده می شود ولی این تفاوتها هم بسیار کم بود و فقط در یک سوم مطالعات مشاهده شده است. (همان منبع-ص 77)

    تاثیر تفاوتهای جنسیتی در توانایی تحصیلی

    متعاقب کلیشه های فرهنگی درباره جنسیت اعتقاد دارد که پسران در ریاضی و دختران در فنون زبان مانند خواندن و نوشتن پیشی می گیرند. (همان منبع-ص181)

    تفاوت درعزت نفس دختران و پسران کارول گلیگان

    کارول کلیکان در روانشناسی رشد، برای تبین تفاوت در عزت نفس ، فرضیه زیر را ارائه میدهد: مرد ابتدا هویت خود را تعیین می کند و بعد به دنبال روابط نزدیک می گردد، زن فرایند وارونه را طی کند، ابتدا با دیگران روابط اجتماعی برقرار می¬کند، بعد به فکر هویت می¬افتد. درسالهای 1980 ، گلیگان و همکارانش تحقیقاتی انجام داده اند تا بین ادراک زنان بزرگسال و ادراکهای دختران نوجوان رابطه پیدا کنند.

    به عقیده گلیگان ، فرهنگ غربی، الگوی که برای دختران جوان فراهم می آورد چنین است ((کامل)) و ((خوب))کسی که خود را حقیر و سلطه گرنشان نمی دهد، اما منشاء آرامش، آسودگی، همدلی و همنوایی معرفی می شود. مدرسه، از طریق با ارزش شمردن خودمختاری که در پسرها بیشتردیده می شود، کم ارزش نشان دادن رابطه اجتماعی که برای دخترها بیشتر اهمیت دارد، مساله را تشدید می کند.این نوع دخالتها تفاوت عزت نفس دخترها و پسرها را موجب می شود. تعادل بین آگاهی ازهویت خود و آگاهی دیگران به آسانی فراهم نمی شود. (جمیز دیبلیو ،1383 ، ص67 )

    با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید
    صفحه اصلی| تحقیق | تحقیق های آماده | ترجمه | ترجمه آماده | کار آماری | کار آماری آماده | طرح کارآفرینی | نما و پلان

    شماره پاسخگوی سایت : 09118370377 - 09111491359
    Email : tahghighnet@yahoo.com
    www.tahghigh.net 2007 - 2016