جمعه 19 آذر 1395
بازدید امروز : 8595 نفر
موتور جستجوی سایت نیازمندیهای دانشجویی موتور جستجوی پیشرفته مقالات و تحقیقات و ...
تلگرام سایت تحقیق
تحویل در محیط : word
عنوان :

تجارب مثبت و مثبت اندیشی

ابتدا هزینه سفارش را از طریق پرداخت آنلاین و یا انتقال به شماره کارت 6037991813769019 بانک ملی به نام سید علیرضا هاشمی و یا واریز به شماره حساب 0102834007003 ملی بنام سید علیرضا هاشمی و با داشتن شماره فیش واریزی اقدام به سفارش کنید.
عنوان سفارش :
تجارب مثبت و مثبت اندیشی
تعداد صفحه :
12
قیمت :
3000 تومان
جهت سفارش اینجا کلیک کنید

در حالی که مثبت اندیشی همواره از طرف روانشناسان توصیه می¬شود اما اکثر شهروندان ایرانی ، نگاهی منفی به زندگی، روابط میان فردی و کل جامعه خود دارند . اگر دنیا را آیینه¬ای می¬دانیم که ما در آن منعکس شده¬ایم، باید مرکزی مثبت در درون خود بیابیم تا محور تحلیل¬های ما از زندگی شود و دنیا را آنگونه که می¬خواهیم دریابیم .ولی این خود نیز شعارگونه¬ای است که نیاز به تمرین و مداومت دارد . روانشناسی مثبت¬گرا در راستای چنین تمرینی به عرصه آمد تا به گفته روانشناس بالینی ـ تجربه مثبت از زندگی را در افراد تقویت کند . رابطه شادی دوران کودکی را با نگرش مثبت در دوران بزرگسالی ، رابطه¬ای مستقیم می¬داند و بر این باور است که باید با بخشهایی از وجودمان که از دوران کودکی در ما جای گرفته و همیشه از آنها گریزان بوده¬ایم، مواجه شویم .هر چند که بخشهایی ترسناک و دردناک باشد ولی تا این حفره¬ها در وجودمان ترمیم نشود ، هرگز به نگرش مثبت در زندگی دست نخواهیم یافت . انگاره چی، دو متغیر اصلی چون مذهبی بودن و ازدواج را عموماً با تجارب مثبت در ارتباط می¬داند و گفت و گوی حاضر وجوه مشترک آن دو را بیان می¬کند . دنیای امروز وارد هزاره جدید شده است و نیازها و خاستگاههای انسان در جهت نگرش نو و مثبت به زندگی ، متفاوت از گذشته مطرح است . علم روانشناسی در حوزه مثبت گرایی تا چه حد پیشرفته است و آیا در این شرایط می¬تواند به انسان امروز کمک کند .روانشناسی به نام «مارتین ای پی سلیکمن» پروفسور دانشگاه پنسیلوانیا ، در دهه 80 به روانشناسی عرضی ایراد گرفت که چرا علم روانشناسی همیشه درپی آن است که چطور افراد در شرایط نابسامان، به زندگی خودشان ادامه دهند، ولی در مورد اینکه چگونه بالندگی افراد در جامعه باید تحقق یابد تأکید نمی¬کند .وی معتقد بود نیازهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی روانی افراد متفاوت از گذشته شده و دیگر وظیفه روانشناسی نمی¬تواند مستندسازی این موضوع باشد که چه نوع خانواده¬هایی به پرورش سالم¬ترین بچه¬ها منجر می¬شوند و یا در چه محیطی ، بهترین کار برای کارمندان فراهم می¬شود و چه سیاست¬هایی باعث می¬شود افراد به مدنیت خود متعهد باشند . لذا «سلیکمن» روی نقش علوم رفتاری برای فهمیدن زندگی خوب تأکید ورزید. وی در سال 1988 مفهوم روانشناسی مثبت گرا را مطرح کرد .
مفهومی که بتواند مطابق با خواستهای جدید و نیازهای امروزی بشر ، پاسخگوی مشکلات باشد و از طرفی به بالندگی افراد نرمال نیز کمک کند .چرا که اگر بعد از جنگ جهانی دوم، علم روانشناسی بیشتر یک علم شفابخش بود و مدل آن هم یک مدل بیمارگونه شد، دیگر چنین علمی امروز برطرف کننده نیازهای بشری نیست . او به چارچوب مسلط علوم اجتماعی و نیروهای مقتدری که رفتار بشر را فقط نسبت به علاقه به خود سوق می¬دهد ایراد گرفت .«سلیکمن» در روانشناسی مثبت¬گرا دو سؤال اساسی را مطرح کرد: یکی اینکه ما برای چه تلاش می¬کنیم و دوم آنکه چه چیزی زندگی را باارزش می¬کند . او معتقد است که با این تعریف، تلاش روانشناسی مثبت¬گرا یک تلاش تشریحی ـ توصیفی است نه تجویزی. یعنی اینکه این نوع روانشناسی، شرایط موجود را تشریح کرده و عوامل بهتر زیستن و رسیدن به زندگی پرمعنا را توصیف می¬کند . از اهداف روانشناسی مثبت¬گرا چیزی نیست جز فهم و سپس ساخت آن دسته از عواملی که به افراد، جوامع و اجتماعات اجازه بالندگی می¬دهند . بنابراین روانشناسی مثبت¬گرا ، تنها سطح تحلیل خود را به فرد محدود نمی¬کند ، بلکه به اجتماعات و گروهها نیز نظر دارد .نه تنها به فرد و گروه، بلکه به سطح نظری نیز اشراف دارد . در سطح نظری درباره تجارب مثبت صحبت می¬کند : رفاه و سلامتی، خوشبینی، جوشش و غلیان. در سطح فردی، توانمندی¬های شخصیت و منش فرد، ظرفیت برای عشق ورزیدن و کار کردن، همت و عزم و پشتکار، ذهن ورزی نسبت به آینده و استعدادهای درخشان را بررسی می¬کند. و در سطح گروهی، درباب تقوا و پاکدامنی مدنی، سیر به سوی شهروندی بهتر شدن، مسئولیت پذیری، فرزندپروری، انسان دوستی، مدنیت، اعتدال گرایی، تحمل و اخلاق کاری بحث می¬کند .به طور دقیق¬تر، تجربه مثبت در ارتباط با چه اموری در زندگی فردی تعریف می¬شوند .جنبه اصلی کیفیت زندگی، در واقع همان میزان تجارب ذهنی مثبت است . تجارب مثبت زندگی بازتاب ارزیابی فرد از زندگی خویش است و حالا این ارزیابی می¬تواند براساس قضاوت شناختی، تعقل و منطق باشد یا براساس تخیل و یا هیجانات خوشایند ، لذات جسمانی یا حتی علاقه¬مندی مثبت خوشایند .زمانی زندگی یک فرد با تجارب مثبت انباشته می¬شود که این فرد احساس متناوبی از هیجانات رضایت بخش داشته باشد . به عبارتی در بسیاری از فعالیتهای روزانه، علاقه¬مندی رضایت بخشی بیابد، لذت فیزیکی را حس کند و حیطه¬هایی از زندگی مثل کار و سلامتی خود را ارزیابی کند .«سلیکمن» تجربه مثبت را در ارتباط با شادی می¬داند . مطالعات حالات معطوف به گذشته مثل رفاه ، رضایت و قناعت. نسبت به آینده مثل امیدورای، خوش بینی و معنویت و معطوف به حال مثل جوشش و غلیان ، لذت، نشاط و مشارکت .سلیکمن یکی از مؤلفه¬های زندگی شاد را که با تجربه مثبت فرد رابطه مستقیم دارد، معنویت (Spiritual) می¬داند . وی معتقد است معنویت و تجارب عرفانی در زندگی فرد به نوعی به هماهنگی درونی و تمرکز اندیشه می¬انجامد و احساس آرامشی درونی و واقعی را برای فرد به همراه دارد . همین آرامش و پایبندی به امری غیرعادی ، در تجربه مثبت در زندگی، در نتیجه شادی و نشاط او بسیار مؤثر است . سلیکمن یکی دیگر از مؤلفه¬های تجربه مثبت را مشارکت در امور اجتماعی می¬داند . یعنی هر چه فرد بنا به علاقه خود ، در امور اجتماعی و یاری رساندن به دیگران تشریک مساعی داشته باشد، بر غنای تجربه مثبت او اضافه می¬شود . یکی از بحث-هایی که امروزه در این خصوص مطرح است، این است که اگر فرد تکلیف خودش را در زندگی بداند و اهداف خود را مشخص کند و بر آن اساس، تکالیفش را درست انجام دهد ، می¬تواند به تجربه مثبت در زندگی برسد . یکی از عوامل پیش بینی شده برای تفکر مثبت، عزت نفس بالا و اعتماد به نفس واقعی در زندگی است . علاوه بر تحقیقات و آمار نشان می¬دهد متغیرهایی چون ازدواج و مذهبی بودن به طور میانگین با تجارب ذهنی مثبت رابطه دارند .چه وجه اشتراکی بین دو متغیر ازدواج و مذهبی بودن وجود دارد که می¬تواند با تجارب مثبت رابطه داشته باشد ببینید ! ازدواج رابطه جدیدی میان دو نفر ایجاد می¬کند . به عبارتی تعریف جدیدی از اتصال است . فردی که ازدواج می¬کند، دچار نوعی حافظه متعامل می¬شود . یعنی هرکدام از طرفین منطق خاص خود را دارد ولی در عین حال در ارتباط با یکدیگر نیز یک منطق جدید پیدا کرده¬اند و همین منطق جدید، نگاه متفاوتی به زندگی از گذشته به او می¬دهد که می¬تواند زندگی را با یک دید و منطق دیگر نگاه کند و همین موجب تقویت نگرش مثبت گرایی می¬شود . در حالت مذهبی بودن که البته به عبارت بهتر معتقد بودن ، یعنی تمسک و توسل به امر غیر بشری داشتن، نوعی رابطه برقرار کردن با حضور متعالی است . با حضوری که احساس می¬کند همه چیز در دست اقتدار اوست و خیر و صلاح هر کسی را بهتر از خودش می¬داند . لذا به او توکل کرده و به او متوسل می¬شود، لذا احساس آرامش کرده و روزنه¬ای از امید در او ایجاد می¬شود، همین امید به زندگی، نگرش او را نسبت به امور و آنچه برایش پیش می¬آید ، مثبت می¬کند. از طرف دیگر در ازدواج مذهبی بودن، یک وجه اشتراک دیگر هم وجود دارد و آن هم عشق ورزیدن است . در هر دو حالت شما به یک نفر عشق می¬ورزید . گرچه در مراتب این عشق تفاوت است . ولی در نهایت همین هنر عشق ورزیدن و عاشق بودن، روحیه مثبت گرایی را در فرد تقویت می¬کند . آیا تفاوت معناداری در میان زنان و مردان از جهت نشاط و رضایت از زندگی وجود دارد . آمار نشان می-دهد مرد و زن در دنیا، دارای سطح یکسانی از رضامندی و شادی هستند . اما گزارشها حاکی از آن است که زنها دو برابر مردها افسرده می¬شوند و حالا اینجا یک پارادوکس به وجود می¬آید . چون زنها به طور میانگین سطوح بیشتری از هیجانات مثبت را تجربه می¬کنند ، از این رو سطح کلی و جهانی شادی آنها هم پایه مردان است . رضامندی از زندگی با افزایش سن در گستره کلی زندگی ثابت است ، اما تجربه هیجانات شدید هر دو جنس با افزایش سن رو به کاهش می¬گذارد.حال در سطح تحلیل فردی، شخصیت مثبت¬گرا به عنوان کسی که دید مثبتی به زندگی دارد ، دارای چه خصوصیاتی است .


....
با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید

شماره پاسخگوی سایت : 09118370377 - 09111491359
Email : tahghighnet@yahoo.com
www.tahghigh.net 2007 - 2016