یکشنبه 14 آذر 1395
بازدید امروز : 2575 نفر
موتور جستجوی سایت نیازمندیهای دانشجویی موتور جستجوی پیشرفته مقالات و تحقیقات و ...
تلگرام سایت تحقیق
تحویل در محیط : word

عنوان : بررسی سنت و مدرنیته

ابتدا هزینه سفارش را از طریق پرداخت آنلاین و یا انتقال به شماره کارت 6037991813769019 بانک ملی به نام سید علیرضا هاشمی و یا واریز به شماره حساب 0102834007003 ملی بنام سید علیرضا هاشمی و با داشتن شماره فیش واریزی اقدام به سفارش کنید.
عنوان سفارش :
بررسی سنت و مدرنیته
تعداد صفحه :
12
قیمت :
3000 تومان
جهت سفارش اینجا کلیک کنید

خلاصه تحقیق
سنت و مدرنیته
● «سنت» در دو نگرش پست مدرن و سنتگرا
یکی از نکات اصلی ای که اندیشمندان پست مدرن در نقد اندیشه مدرن غربی مدنظر دارند، یک جانبه نگری اندیشه مدرن علی الخصوص نسبت به عقلانیت مدرن است. اندیشه مدرن تعریفی خاص از عقلانیت ارائه می دهد و بر همین اساس هر چیز را با این ملاک می سنجد و به عقلانی و غیرعقلانی تقسیم می کند و آنچه را که با این ملاک، عقلانی می داند، هنجار و متعارف و آنچه با این ملاک ناسازگار است، ناهنجار و غیرمتعارف می خواند و به حاشیه می راند.
به باور انسان مدرن کسی که مرتکب عملی نامتعارف و ناهماهنگ و متضاد با زندگی و عقلانیت مدرن می شود و کسی که دارای ایده های کهنه و غیرمعمول است و اندیشه اش با اندیشه متعارف مدرن سازگار نیست، فردی غیرعقلانی و یا به تعبیری مجنون و دیوانه است.
نخستین کتاب معروف میشل فوکو، از اندیشمندان فرانسوی معاصر در حوزه اندیشه های پست مدرن، «تاریخ جنون» نام دارد. به نظر فوکو «تیمارستان» (دیوانه خانه» پدیده ای مولود مدرنیته است. در جامعه سنتی دیوانگان درون جامعه هستند و از متن جامعه مفارق نیستند. در جامعه سنتی دیوانه داخل یک خانواده هست و زندگی خود را دارد: می خورد، کار می کند و حتی ازدواج می کند و صاحب فرزند می شود.
اما نگرش مدرن با تعریف و تحدید عقلانیت خاص خود، استانداردی را برای همه شئون زندگی انسان معرفی می کند و کسی را که خارج از این عقلانیت بیندیشد و مغایر با این استاندارد عمل کند فردی غیرعقلانی و نامعقول و به اصطلاح دیوانه می خواند. برای چنین فردی جایی برای زندگی در جامعه مدرن نیست. جامعه مدرن او را از خود طرد می کند. و در گوشه ای از شهر حصاری را دور او می کشد و به تدریج افراد دیگر غیر معقول را وارد آنجا می کند و دیوانه خانه درست می شود. این خصیصه اصلی عقلانیت مدرن است. عقلانیت مدرن از این حیث انحصارگراست، یعنی عقلانیتی منافی با استانداردهای خود را برنمی تابد.
در نگرش مدرن مهم نیست که غیر عاقل و یا دیوانه چه نگرشی دارد و اصلا مهم نیست که دیوانه قدرت تفکر و اندیشه را دارد یا خیر و اصلا آیا دیوانه چقدر سواد دارد بلکه آنچه دیوانه را دیوانه می کند و موجب می شود که او مستحق حبس در دیوانه خانه (تیمارستان) شود ناهنجار بودن و مدرن نیندیشیدن اوست بنابراین ممکن است افرادی که در دیوانه خانه بسر می برند حتی افرادی باشند که در زندگی ارزش های بسیاری را محترم می شمارند ولی چون این ارز ش ها همان ارزشهای مدرنیته نیست آنها محکوم به حبس در دیوانه خانه هستند. فوکو با این تاملات، دیوانه خانه و به طور کلی حاشیه ها را محصول مدرنیته می داند.
حاشیه ها همان پدیده هایی هستند که در اثر تراکم افراد خارج از استاندارد زندگی مدرن و طرد آنها توسط جامعه مدرن در اطراف و خارج از متن جامعه مدرن ظاهر می شوند. فسادخانه ها، تیمارستان ها، بیمارستان ها، خانه های سالمندان، محله هایی که افرادی در آن به راحتی مواد مخدر را رد و بدل می کنند. محله های فقیر نشین اطراف شهرهای بزرگ کشورهای غربی مصادیقی از این حاشیه ها هستند. در واقع مدرنیته با نگرش یک جانبه خود موجب بروز این پدیده ها شده است. مدرنیته با مطلق کردن نگرش خود موجب شد در جامعه مدرن شاهد بروز پدیده حاشیه و متن باشیم. متن، آن چیزی است که منطبق با استانداردهای مدرن، قانونی، هنجار و مقبول است. اما همه انسانها نمی توانند خود را با این استانداردها منطبق کنند. بنابراین در حاشیه رانده می شوند. اما همیشه نمی توان حاشیه را در حاشیه رانده می شوند. اما همیشه نمی توان حاشیه را در حاشیه نگه داشت. چرا که حاشیه ها به مرور زمان فربه می شوند و به صورت زیرزمینی و به تدریج وارد متن جامعه مدرن میگردند. اینجاست که حاشیه ها سرنوشت جامعه را عوض می کنند.
حاشیه و متن مولود عقلانیت یک جانبه نگر مدرن است. حاشیه و متن جنبه و بعد دیگری از ثنویت حاکم در اندیشه غربی است. متفکر بزرگ قرن بیستمی آلمانی؛ مارتین هایدگر، ریشه این ثنویت را در اندیشه های افلاطون می داند. او بود که برای نخستین بار عالم را به دو بخش متغیر و نامتغیر (یا همان عالم مادی و عالم مثل) تقسیم کرد و این ثنویت در اندیشه مدرن در فیلسوفی همچون دکارت باز به نحو دیگری حفظ شد. دکارت جوهر را به دو قسم مادی و روحانی دانست و همین دو قسم را در وجود انسان نیز محفوظ دانست و بدن و روح انسان را از دو جوهرمتفاوت تلقی کرد و بدین گونه انشقاقی را در وجود انسان ایجاد کرد که متفکران بعدی نتوانستند به نحو مطلوب این انشقاق را در وجود انسان برطرف کنند.
هایدگر مشکل تفکر مدرن را برای انسان این می داند که مدرنیته از ابتدا انسان را بی خانمان کرد. انسان همچون جوهری روحانی تصور شد که در دنیا که از جنس جوهر مادی است جایگاه مشخصی ندارد.
می بینیم که در نگاه این اندیشمند (که از طلایه داران اندیشه پست مدرن است) نگاه انتقادی خاصی به مدرنیته وجود دارد. عموماً از جمله خصایص مشترک اندیشمندان پست مدرن نگاه انتقادی به مدرنیته است. اما نباید تصور کنیم که این اندیشمندان خواهان نفی یا طرد کامل مدرنیته هستند. به هیچ وجه چنین نیست. بلکه متفکران پست مدرن بیشتر خواهان طرد مطلق انگاری مدرنیته هستند.

....
با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید

شماره پاسخگوی سایت : 09118370377 - 09111491359
Email : tahghighnet@yahoo.com
www.tahghigh.net 2007 - 2016