جمعه 12 آذر 1395
بازدید امروز : 7669 نفر
موتور جستجوی سایت نیازمندیهای دانشجویی موتور جستجوی پیشرفته مقالات و تحقیقات و ...
تلگرام سایت تحقیق
تحویل در محیط : word

عنوان : تفاوت ادبیات غنی و ادبیات برای فروش

ابتدا هزینه سفارش را از طریق پرداخت آنلاین و یا انتقال به شماره کارت 6037991813769019 بانک ملی به نام سید علیرضا هاشمی و یا واریز به شماره حساب 0102834007003 ملی بنام سید علیرضا هاشمی و با داشتن شماره فیش واریزی اقدام به سفارش کنید.
عنوان سفارش :
تفاوت ادبیات غنی و ادبیات برای فروش
تعداد صفحه :
7
قیمت :
2000 تومان
جهت سفارش اینجا کلیک کنید

خلاصه تحقیق
فهرست مطالب:
مقدمه:
ادبیات به مثابه‌ی نهاد
ادبیات به مثابه‌ی نوشتار مخیل
منابع
مقدمه:
برخی بر این باورند که آن‌چه ادبیات غنی را از ادبیات برای فروش را متمایز می‌کند این است که در ادبیات غنی به شکلی خاص به کار رفته ‌است. این رویکرد می‌تواند به چندین شکل نمود یابد. در این‌جا به دو مورد آن می‌پردازم.
الف. از آن‌جا که بیش‌تر ادبیات داستان است، این وسوسه درمی‌گیرد که ادبیات را با داستان برابر بگیریم. اثر ادبی اثری‌ست که زبان را به کار می‌گیرد تا داستانی بیافریند. متأسفانه روشن است که داستان بودن برای ادبیات بودن نه شرطی‌ لازم است و نه کافی. داستانْ زندگی روزمره‌ی ما را فرگرفته است. شرکت‌های تبلیغاتی با داستان‌باران‌مان می‌کنند.
ب. ایده‌ی نهفته در پیش‌نهاد نخست این است که در آفریدن ادبیات غنی نویسندگان از واژه‌ها برای دست یازیدن به کاری خاص استفاده می‌کنند؛ یعنی آفریدن یک داستان. ایده‌ی نهفته در دومین پیش‌نهاد این است که نویسندگان در آفریدن ادبیات تقریبا ً هرکاری می‌توانند بکنند، اما باید از رهگذر نوشتن به شیوه‌ای خاص به آفرینش ادبیات بپردازند. مشکل آن‌جایی سر بر می‌کند که بخواهیم مشخص کنیم به کدام شیوه باید نوشت تا نوشتار ادبیات باشد. بسیاری از آثار ادبی به‌نحوی غنی توصیفی هستند، یا آکنده‌اند از استعاره‌ها و دیگر صنایع بلاغی، یا کنایه‌آمیز (ironic) و ایهام‌انگیز (ambiguous) هستند. از آن‌جا که این مؤلفه‌ها اغلب به زبان ادبی ربط داده شده‌اند، می‌توان امید داشت که با استفاده از آن‌ها مشخص شود به چه شیوه‌ای می‌باید نوشت تا ادبیات آفریده شود. متأسفانه این امیدی واهی‌ست. برخی از دلایل آن را توضیح خواهم داد. نخست این‌که، اگر نه همه‌‌، بسیاری از خصوصیت‌ها آمده در فهرست اشاره به مشخصه‌های سبکی دارند. البته این مسئله شگفت‌آور نیست چراکه در تلاش‌ایم ادبیات را بر طبق شیوه‌ای که نوشته می‌شود تعریف کنیم. به هر ترتیب، سبک‌های ادبی معطوف به آفریدن سبک‌هایی مخالف خود هستند. اگر در برخی آثار ادبی، نثری پرمایه از لحاظ توصیف یافت شود، می‌توان نوشتارهایی را هم یافت که آگاهانه از چنین نثری اجتناب کرده باشند. دیگر خصوصیت‌های که فهرست کردیم هم، قضیه‌ی مشابهی دارند. از این امر چنین برنمی‌آید که به فهرست بلندتری نیاز باشد. اگر سبک‌های متفاوت ادبی بر اساس خصوصیت‌های معاصر ویژگی‌شماری شده باشد – خصوصیت‌ F بودن و خصوصیت‌ غیرF بودن – پس به‌وضوح نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که ادبیات مبتنی بر چنین خصوصیت‌هایی تعریف شود. اگر می‌توانستیم چنین تعریفی داشته باشیم، آن‌گاه هرچیزی ادبیات می‌بود. دوم این‌که تمامی خصوصیت‌های آمده در این فهرست در گفتار و نوشتار معمولی ِ غیرادبی نیز یافت می‌شوند. ممکن است که به زبان ادبی ربط داده شده باشند، اما سخت بتوان گفت منحصرا ً به آن تعلق دارند. گفتار و نوشتار معمولی می‌تواند ایهام‌انگیز، کنایه‌آمیز یا آکنده از استعاره باشد، یا حتی به‌نحوی غنی توصیفی. رویکرد فعلی معطوف به این است که ادبیات را مبتنی بر خصوصیت‌های ادراکی تعریف کند، یعنی مؤلفه‌های سطحی بازشناساننده. به خاطر ملاحظاتی که پیش‌تر آمد، چنین رویکردی چندان نویدبخش نمی‌نماید.
....
با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید

شماره پاسخگوی سایت : 09118370377 - 09111491359
Email : tahghighnet@yahoo.com
www.tahghigh.net 2007 - 2016