جمعه 13 آذر 1395
بازدید امروز : 941 نفر
موتور جستجوی سایت نیازمندیهای دانشجویی موتور جستجوی پیشرفته مقالات و تحقیقات و ...
تلگرام سایت تحقیق
تحویل در محیط : word
عنوان :

تفاوت فرهنگی میان نسل جدید و قدیم

ابتدا هزینه سفارش را از طریق پرداخت آنلاین و یا انتقال به شماره کارت 6037991813769019 بانک ملی به نام سید علیرضا هاشمی و یا واریز به شماره حساب 0102834007003 ملی بنام سید علیرضا هاشمی و با داشتن شماره فیش واریزی اقدام به سفارش کنید.
عنوان سفارش :
تفاوت فرهنگی میان نسل جدید و قدیم
تعداد صفحه :
23
قیمت :
6000 تومان
جهت سفارش اینجا کلیک کنید

فهرست مطالب

  • چکیده
  • مقدمه
  • مدرنیته
  • تفاوت فرهنگ در نسلها (قدیم، جدید)

  • نسل و تفاوت نسلی
  • جهانی یکسره در حال تغییر
  • ملاحظاتی برای سیاستگذاری فرهنگی نسلها

  • نتیجه گیری
  • مآخذ
  • مقدمه

    فرهنگ مقوله ی پیچیده ای است. یکی از ویژگی های فرهنگ پویایی آن است. فرهنگ در ظاهر ساکن و ایستا است ولی مردم روزانه به گنجینه فرهنگ خویش می افزایند. این خصلت پویایی در عین ایستایی باعث به وجود آمدن مباحث گوناگونی می شود. گاهی پویایی و تحرک فرهنگ در اثر تحولات جهانی به قدری سرعت می گیرد که افراد آن فرهنگ را نگران از دست دادن فرهنگ خویش می سازد. بسیار افراد هستند که معتقدند که فرهنگ و رسوم گذشته را باید حفظ کرد یا آن چه را که در گذشته بوده است به طریقی احیا نمود. این کشمکش در واقع بخشی از نبرد سنت و مدرنیته است. در این نبرد گاهی طرفداران مدرنیت و گاهی اصحاب سنت غالب می گشتند. گاهی طرفداران تحول و دگرگونی به مراحلی می رسیدند که بازگشت به سنت را ضرورتی انکار ناپذیر می دانستند. نبرد نسل نو و نسل پیشین همیشه در تاریخ برای مسایل گوناگون وجود داشته است. واندیشان همیشه در راه تجدد و سنت شکنی قدم بر می دارند و حافظان سنن قدیم به نحوی در صدد مقابله بر می خیزند. در نبرد سنت و تجدد ممکن است در دوره ای سنت پیروز می شد ولی پیروز همیشگی تجددخواهی بود. در نبرد دو نسل، نسل پیشین احساس می کرد که در این نبرد فرهنگ خویش را از دست خواهند داد. بنابراین با تمام وجود سعی می کرد از ماهیت فرهنگ خویش که هویتش بود محافظت کند. چه بسیار پدرانی هستند که احساس می کنند فرزندانشان به فرهنگ خویش کمتر توجه دارد. رعایت نکردن رسوم و آداب از طرف نسل نو این سوال را در ذهن متبلور می سازد که آیا با وجود کم توجهی به مسایل فرهنگ ممکن است یک فرهنگ از بین برود؟

    مدرنیته

    یکی از مباحث داغ دنیای جدید حرکت به سوی مدرنیته و جهانی شدن است. همه فرهنگ ها کمابیش در گذر زمان دچار تحول و تغییر می شوند. این تحول و تغییر در برهه ای از زمان کند و زمانی روند تندتری می گیرد. کند یا تند شدن تغییر تابعی است از متغیر های متفاوت همانند:ایستایی فرهنگ، دل بستگی مردم به سنن، تجدد خواهی در بین نسل نو و روند حرکت جهان به سوی مدرنیته.تغییر و تحول در فرهنگ و سنن مردم در رابطه مستقیم با این فاکتورها است. به کلام ساده هرچه یکی از این فاکتورها بیشتر شود تحول در فرهنگ به همان نسبت بیشتر خواهد شد. همیشه ایستایی فرهنگ و توسعه رابطه عکس وجود داشته است. هر چه قدر فرهنگ مادی و غیر مادی یک جامعه از درجه پویایی کمتر برخوردار باشد رشد آن جامعه به همان میزان کمتر خواهد بود. مثلا در کشور ها آسیایی یا آفریقایی که فرهنگ جایگاه محکم تری دارد به همان میزان درجه ی توسعه یافتگی آنها نسبت به اروپا یا آمریکا کمتر است. این سخن به معنای عدم توجه به فرهنگ در غرب نمی باشد بلکه بدین معنا است که پویایی فرهنگ در جوامع توسعه یافته بیشتر است. پویایی فرهنگ حتی در بین جوامع غربی متفاوت است. مثلا کشورهایی مانند یونان و ایتالیا که فرهنگ دارای کمتر پویای هستند نسبت به کشورهای مانند فرانسه یا آلمان کمتر توسعه یافته هستند. بنابراین هرچه فرهنگ یک جامعه پویا تر باشد و آمادگی پذیرش عناصر فرهنگی جدید را داشته باشد راحت تر می تواند به سوی توسعه و پذیرش این گونه عناصر قدم بردارد. دل بستگی نسل قدیم و تجددخواهی نسل نو یکی دیگر از عوامل کند شدن پذیرش عنصرهای جدید در یک فرهنگ است. نسل قدیم خود را حافظ فرهنگ می داند و نسل نو نیازهای نویی دارد بنابراین در برخی موارد بین خواسته این دو نسل تضادهایی ایجاد می شود. نسل قدیم می خواهد تک تک عنصرهای فرهنگ خویش را به نسل بعد منتقل می کند و در همین حال نسل نو که دارای افکار نو و خواسته های نو است تمکین کردن به برخی از این عنصرها را ضروری نمی داند. بنابراین همان جنگ قدیمی نسل ها پیش می آید. زمان و تاریخ نشان داده است که در این نبرد نسل نو برنده خواهد شد زیرا خود نسل قدیم زمانی خود نسلی نو بوده و مشکلاتی از این دست داشته ولی آخر آنها غالب شده و فرهنگ امروزی را ساخته اند. روشن بینی آینده و توجه به مسئله مذکور می تواند به حل کم دردسر مسایل بین نسلی منجر شود. فرهنگ بلوچی نیز از قواعد کلی فرهنگ ها مستثنا نیست. فرهنگ بلوچی به فراخور آسیایی بودنش دچار ایستایی مزمن است. اگر چه فرهنگ ها در قرن نو از بسیار از بندها آزاد شده اند ولی هنوز در جهان در حال توسعه همان گونه که در بالا ذکر آن رفت ایستایی و عدم پذیرش عنصر های نو در درجه بالایی وجود دارد. فرهنگ بلوچی برای اینکه بتواند در قرن نو خواسته ها و نیازهای مردمش را مرتفع کند باید دچار تحولاتی گردد. باید این فرهنگ برای مدرن شدن آماده شود. باید برخی ارزشهای نو جهانی را بپذیرد و از طرفی بتواند برخی ارزشها قدیمی را کنار نهد. همین مسئله، یعنی نوع شدن فرهنگ، باعث برخی نگرانی در بین مردم بلوچ شده است و این سوال بنیادی را به وجود آورده است که آیا فرهنگ بلوچی از بین خواهد رفت؟ کشمکش بین نسلی هم در بین مردم بلوچی نیز وجود دارد. جوانان با پدران و مادرانشان درباره موضوعات رفتاری و سلوکی مسایلی دارند. نسل نو بلوچ متعلق به نسل فناوری و ارتباطات است ولی نسل قدیم نسل کشاورزی و دامداری است. همین تضادها باعث می شود که نسل قدیم نسبت به تحول در فرهنگ حساس باشد. نسل پیشین خود را در برابر فرهنگ خویش مسئول می داند و سعی می کند فرهنگ و سنن خویش را به نسل نو منتقل نماید. نسل پیشین احساس می کند که فرزندش ارزشهای پیشین را نمی داند یا نمی خواهد در زندگی روزمره به کار بگیرد. او فکر می کند که فرزندش زبان، ادبیات، تاریخ خویش را به درستی نمی شناسد. ممکن است برای او این سوال پیش آید که آیا او در انتقال فرهنگ کوتاهی کرده یا نسل نو از پذیرش آن سر باز زده است. این اصطکاک بین نسلی یکی از منابع پیدایش نگرانی درباره از بین رفتن فرهنگ بلوچی است. به طور خلاصه باید گفت که خود فرهنگ و عدم پویایی کافی آن و تضاد نسلی از منابع پیدایش نگرانی درباره زوال فرهنگ هستند.

    تفاوت فرهنگ در نسلها (قدیم، جدید)

    جوانان‏ غالبا به عنوان گروهی کلی که همه ویژگی‏های مشترکی دارند،به تصور در می‏آیند. بر همین اساس قضاوت‏های کلی درباره جوانان صورت می‏گیرد.این قضاوت‏ها جوانان را دارای‏ فرهنگ خاص(پوشش خاص،آرایش خاص،رفتار خاص و افکار خاص)می‏دانند.ضمن آن‏که‏ چنین قضاوت‏های کلی درباره جوانان می‏تواند بخشی از ویژگی‏های مشترک آنان را آشکار سازد، اما از تفاوت‏هایشان چشم می‏پوشد.این تفاوت‏ها،به مسئله نسل‏هاباز می‏گردد.جوانان،اگر چه‏ دارای ویژگی‏های مشترکی‏اند،اما آنان فقط یک گروه واحد نیستند.مهم‏ترین چیزی که در این‏ قضاوت‏های کلی فراموش می‏شود،تفاوت‏های نسلی است که میان جوانان وجود دارد.این مسئله با توجه به گستره سنی نسبتا طولانی(بین 15 تا 30 سال)که در تعریف جوانان به آن استناد می‏شود، کاملا قابل توجه است.ازاین‏رو،می‏توان پرسید که آیا بین افرادی که در این گستره سنی بزرگ قرار می‏گیرند،هیچ تفاوت معناداری از نظر اجتماعی و فرهنگی وجود ندارد.به نظر می‏رسد که میان‏ گروه‏های نسلی جوانان تفاوت‏های بسیار ظریفی وجود دارد که در بیشتر مواقع مورد غفلت قرار می‏گیرد.این غفلت از آن روست که به تفاوت‏های نسلی توجهی نمی‏شود.تفاوت‏های نسلی به ویژه‏ هنگامی که جامعه تحولات اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی مهمی را تجربه می‏کند،باید مورد ملاحظه‏ قرار گیرد.جامعه ایران طی سه دهه گذشته تغییرات بسیار معناداری را پشت‏سر گذاشته است و همین امر مسئله نسل‏های جوانان را بسیار پراهمیت می‏سازد.این تغییرات(اجتماعی،اقتصادی، سیاسی و فرهنگی)در حدّی از اهمیت است که حتی به تفاوت در فرهنگ نسلی جوانان منجر شده‏ است.ازاین‏رو خطا است اگر در ایران جوانان را به عنوان یک گروه یا دسته یا مقوله اجتماعی دارای‏ ویژگی‏های مشترک تصور کنیم.جوانان ضمن آنکه از ویژگی‏های مشترکی از نظر سنی،اجتماعی‏ و فرهنگی برخوردارند، تفاوت‏های نسلی گاه ظریف و گاه قابل ملاحظه‏ای با یکدیگر دارند.وجود چنین تفاوت‏هایی این مسئله را پیش می‏کشد که آیا نباید آنها را در سیاستگذاری فرهنگی برای‏ جوانان ملاحظه کرد.سیاستگذاری فرهنگی برای جوانان در ایران تاکنون توجه دقیقی به تفاوت‏های‏ نسلی نداشته و جوانان را به عنوان یک گروه کلی نگریسته است.اما،چنین به نظر می‏رسد که توجه‏ به این تفاوت‏ها نه تنها در سطح نظری مهم است،بلکه باید در سطح سیاستگذاری عملی نیز به‏ تفاوت‏هایی در رویکردها و راهکارهای فرهنگی برای جوانان منجر شود.

    با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید
    صفحه اصلی| تحقیق | تحقیق های آماده | ترجمه | ترجمه آماده | کار آماری | کار آماری آماده | طرح کارآفرینی | نما و پلان

    شماره پاسخگوی سایت : 09118370377 - 09111491359
    Email : tahghighnet@yahoo.com
    www.tahghigh.net 2007 - 2016