دوشنبه 23 مهر 1397
بازدید امروز : 3348 نفر

موضوع : حكومت ساسانيان
تحویل در محیط : word

عنوان سفارش :
حكومت ساسانيان
تعداد صفحه :
15
قیمت :
2500 تومان

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده 2
مقدمه 3
عصر قباد، نقطه عطف جدال شاه و اشراف 9
نتایج اصلاحات انوشیروان 9
بحران سیاسی در عصر خسرو پرویز 10
انحطاط ساسانیان 11
نتیجه گیری 13
منابع 14
  مقدمه
آنچه در شامگاه عهد ساسانی بر ایران گذشت، تا حد زیادی از بحران سیاسی در ساختار قدرت این نظام از بدو تأسیس نشأت می گرفت و بازتاب و نتیجه عملکرد شاهان ساسانی در طول حکومت، مخصوصا دوران اوج اقتدار آنان، یعنی عصر اصلاحات انوشیروان بود. نظام مبتنی بر تمرکز در دین و سیاست، که ویژگی اصلی و نمایان دولت ساسانی نسبت به اسلاف خود محسوب می شد، اگرچه در حفظ مرزها و در نتیجه استقلال سیاسی ایران در میان دشمنان شرقی (هیاطله و ترکان) و دشمنان غربی (رومیان) نقش مهمی داشت و در سقوط و اضمحلال ایشان نیز مهمترین عامل بود.
تشکیل دولت ساسانی، که خود پاسخی به بحرانهای ایجاد شده در اواخر عهد اشکانی بود، به واسطه سیاستگذاریهای خاص، به ظهور بحرانهای جدید در زمینه های سیاست، اجتماع و مذهب انجامید که دورهٔ پادشاهی، «قباد» نقطهٔ اوج آن بود.
علی رغم برتری شایان توجه حکومت ساسانی نسبت به اشکانیان در امر تمرکز بنیادهای سیاسی، دینی و اقتصادی، در سراسر عصر حاکمیت ایشان، نوسان بین تمرکز و عدم تمرکز یا به تعبیری نزاع و رقابت میان شاه و اشراف برقرار بود؛ به عبارت دیگر در دوره ساسانیان نیز رسم ملوک الطوایف اشکانیان با کمی تفاوت ادامه داشت. (۱) همچنین کاربرد کلمه شاهنشاه و شاه شاهان در این دوره که نشانهٔ وجود شاهان محلی در طول حکومت ساسانی، و عدم تمرکز کامل بوده، سرانجام به نزاع میان شاه و اشراف انجامید و مانع از ایجاد تعادل و توازن در نظام سیاسی و اجتماعی ایران در دوره ساسانی گردید؛ به طوری که تنها چند تن از سی و شش پادشاه ساسانی، بیش از ده سال سلطنت کردند و در طول چهار سال پس از سقوط خسرو پرویز از ۶۲۸ تا ۶۳۲ م، دوازده نفر بر سر بر سلطنت تکیه زدند که عمر سلطنت برخی چند روزی بیش نبود.
تداوم قدرت ملوک الطوایف دوره اشکانی که منجر به افزایش قدرت نیروهای گریز از مرکز یعنی خاندانها و اشراف ایالات و ولایات می شد، با تمایلات مرکز طلبانه و استبدادی خاندان ساسان که خواهران تسلط هر چه بیشتر بر همه طبقات و لایه های اجتماعی بودند، منافات داشت. همچنین تضعیف ملوک الطوایف و مقید کردن اشراف به دربار و تفویض مشاغل موروثی به ایشان که از بارزترین اقدامات بنیانگذاران این سلسله بود، توسط برخی جانشینان قدرتمند ایشان پیگیری شد، که در این بین می توان به اقدامات یزدگرد اول، هرمز دوم، بلاش، قباد و بالاخره اصلاحات انوشیروان که در جهت خنثی کردن قدرت اشراف کهن و نیز افزایش قدرت مرکزی بود، اشاره کرد. با این حال در برخی دوره ها که پادشاه از قدرت کافی برخوردار نبود، دربار و جامعه، صحنه انتخاب کرده اند (۲) و برای نشستن بر تخت پادشاهی همواره پشتیبانی اشراف و روحانیون ضروری بود(۳)، می توان به میزان نفوذ طبقه اشراف پی برد.
.


ترجمه انگلیسی به فارسی سایت تحقیق

برای پیدا کردن ما فقط کافیست «سایت تحقیق» را در گوگل سرچ کنید

ترجمه فارسی به انگلیسی سایت تحقیق
با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید

Tel : 09118370377
Email : tahghighnet@yahoo.com
Telegram : @tahghighnet
channel: https://t.me/tahghighchannel
Instagram : tahghighnetinsta
www.tahghigh.net
2018 - 2007