784100 داستاني پس از مرگ - برگرفته شده از کتاب سرنوشت ارواح بعد از مرگ.docx
دوشنبه 2 مهر 1397
بازدید امروز : 4761 نفر
موتور جستجوی سایت نیازمندیهای دانشجویی موتور جستجوی پیشرفته مقالات و تحقیقات و ...
تلگرام سایت تحقیق

موضوع : داستاني پس از مرگ - برگرفته شده از کتاب سرنوشت ارواح بعد از مرگ.docx
تحویل در محیط : word

عنوان سفارش :
داستاني پس از مرگ - برگرفته شده از کتاب سرنوشت ارواح بعد از مرگ
تعداد صفحه :
19
قیمت :
4000 تومان

داستاني پس از مرگ:
من در حالي از دنيا رفتم كه ديدم ايستاده¬ام و بيماري جسمي كه داشتم برطرف شده و سالم و تندرستم و خويشان من در اطراف جنازه براي من گريه مي¬كنند و من نيز از گرية آنها اندوهگينم و به آنها مي-گويم من نمرده¬ام ، بلكه بيماريم مرتفع شده است ، اما كسي گوش به حرف من نمي¬دهد.
گويا مرا نمي¬بينند و صداي مرا نمي¬شنوند و دانستم كه آنها از من دورند و من نظر به آشنائي و دوستي كه با آن جنازه داشتم ايستاده و به پهلوي چپ او كه برهنه بود چشم دوخته بودم. جنازه را پس از غسل و امور ديگر به سَمت قبرستان بردند و من نيز همراه تشييع¬كنندگان رفتم و در ميان آنها بعضي از جانورهاي وحشي و انواع درندگان را مي¬ديدم كه از آنها وحشت داشتم ، ولي ديگران از آنها وحشتني نداشتند و آنان نيز آزار و اذيت نمي¬نمودند. گويا اهلي و با آنها مأنوس بودند تا اينكه جنازه را در گور سرازير نمودند و من در گور ايستاده و تماشا مي¬كردم و در آن حال مرا ترس و وحشت عجيبي فرا گرفته بود بويژه هنگامي كه ديدم در قبر جانورهائي پيدا شدند و به جنازه حمله¬ور گرديدند و آن مردي كه جنازه را در قبر قرار داد متعرض آن جانوران نشد و در حالي از گور بيرون آمد كه گويا آنها را نمي¬ديد.
من از جهت علاقه به آن جنازه داخل قبر شدم تا آن جانوران را بيرون كنم ، ولي آنها زياد بودند و بر من غلبه داشتند. از سوي ديگر چنان مرا ترس فراگرفته بود كه تمام اعضاي بدنم مي¬لرزيد و از مردم كمك مي¬خواستم اما كسي به دادم نمي¬رسيد و همه مشغول كار خود بودند و از هنگامة ميان گور خبر نداشتند.
پرواضح است كه پيكر مادي جهان طبيعت ، حجابي است ضخيم و پرده¬اي است سخت و نفوذناپذير كه بر ديدة انسان فرو افتاده و تنها با مردن و بيرون شدن از اين جهان مادي ، و بركنار رفتن اين پرده است كه انسان مي¬تواند چيزهائي را ببيند كه پيش از اين نمي¬ديده است.
منزل اول – مرگ :
حقيقت مرگ بريده شدن علاقه روح از بدن است براي علاقه روح به بدن تشبيهات زيادي شده است بعضي گفته¬اند مثل كشتي¬بان و كشتي كه مرگ كشتي را از تحت اختيار كشتيبان بيرون مي¬برد مي-گوئي ؛ پاي من ، دست من ، چشم من ، من غير از دست و پا و چشم و گوش است وقتيكه مي¬گوئي رفتم درست است كه تو رفتي لكن به پايت رفتي و تو غير از پا هستي ، مي¬گوئي ديدم ؛ شنيدم ؛ گفتم همه برگشتن به شخص واحد است اين شخص ، روح شريف است كه از اين مظاهر ظهور پيدا مي¬كند روح مي¬بيند مي¬شنود اما از اين سوراخ چشم و گوش پس بيننده روح است اين چشم آلت ديدن اوست روح چراغي است كه در ظلمتكده تن روشن گرديده است از مجراي چشم و گوش و ساير حواس روشنائي مي¬دهد. مرگ يعني جابجا كردن چراغ – مثلاً فرض كنيد در كلبه¬اي كه چندين سوراخ داشته باشد چراغ گازي قرار دهيد از اين مجراها روشني مي¬دهد چراغ را كه بيرون برديد تاريك مي¬شود مرگ يعني بيرون بردن اين چراغ از بدن لكن بايد دانست كه علاقه روح به بدن نه از جهت حلول است يعني روح داخل بدن باشد نه اينطور نيست چون روح مجرد است و جسم نيست داخل و خارج ندارد فقط علاقه دارد توجه نامي به بدن دارد مرگ يعني قطع علاقه از بدن.
واجب است كه اعتقاد داشته باشيم كه مرگ باذن خداست همان كسي كه روح را به بدن علاقه داد در شكم مادر تا روز آخر همان كس هم قطع علاقه مي¬كند محيي اوست و مميت هم اوست آنقدر در قرآن ذكر شده كه خدا زنده مي¬كند و خدا مي¬ميراند بعضي از عوام از عزرائيل بدشان مي¬آيد و او را دشمن مي¬دانند ديگر نمي¬دانند كه او پيش خود كار نمي¬كند او از طرف پروردگار عالم مأموريت دارد. ..................


ترجمه انگلیسی به فارسی سایت تحقیق

برای پیدا کردن ما فقط کافیست «سایت تحقیق» را در گوگل سرچ کنید

ترجمه فارسی به انگلیسی سایت تحقیق
با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید
Tel : 09118370377
Email : tahghighnet@yahoo.com
Telegram : @tahghighnet
channel: https://t.me/tahghighchannel
Instagram : tahghighnetinsta
www.tahghigh.net
2018 - 2007