پرداخت آنلاین بانک ملت
     موتور جستجوی پیشرفته مقالات و تحقیقات و ...
امروز : 28 آذر سال 1393
  بازدید امروز : 6809 نفر

موضوع : واژه های گیلکی در ادبیات فارسی
تحویل در محیط : word


پرداخت از طریق پرداخت آنلاین بانک ملت و یا از طریق انتقال به شماره کارت 6037991813769019بانک ملی بنام سید علیرضا هاشمی
و یا واریز به شماره حساب سیبا 0102834007003 ملی به نام علیرضا هاشمی اقدام نمایید
  عنوان سفارش : واژه های گیلکی در ادبیات فارسی
  تعداد صفحه : 70
  قیمت : 9000 تومان
جهت سفارش اینجا کلیک کنید
<-- نمایش تحقیق بعدی ..... نمایش تحقیق قبلی -->

فهرست مطالب
عنوان
صفحه
واژه های گیلکی در ادبیات فارسی
بررسی یک نمونه
واژه های اصلی
واژه های عامیانه
تحریفات :
لیچارها و متلک ها :
خوردنی ها :
اسم مکان
ضرب المثل ها
پیشه ها
مظاهر اجتماعی و جامعه شناسی
گریگوریقیکیان
نمایشنامه ی آمیز قلمدون
باغ شب نمای ما
واژه های گیلکی در ادبیات فارسی
بررسی یک نمونه : نمایشنامه ی پلکان اثر اکبر رادی
م . پ . جکتاجی
در آمد
ادبیات فارسی در شمال ایران به ویژه گیلان که زبان بومی و جدا از فارسی در آن تکلم می شود ، دارای ویژگیهای خاصی است . یکی از این ویژگیها استفاده ی کم و بیش از نامها و واژه ها ، تعابیر و اصطلاحات زبان گیلکی است در متن فارسی و بیان نوع زبان ادبی که حضور فرهنگ بومی و اجتماعی گیلان را در آن می نمایاند . به عبارت دیگر ، شعر ، قصه ، نمایشنامه و امثال اینها گاهی به وسیله ی پردازندگان آنها به طریقی عرضه می شود که حال و هوای گیلان در آن متجلی است . پیدا ست که چون مکان داستان گیلان و آدمهای قصه گیلانی هستند ، از این رو در متن شعر ، قصه ، و یا نمایشنامه بنابر مقتضیاتی که پیش می آید رگه هایی از زبان گیلکی نیز دیده می شود . محمود اعتمادزاده (م . ا . به آذین ) ، اکبر رادی ، کاظم سادات اشکوری ، محمود طیاری ، فرامرز طالبی ، حسن حسام ، اکبر اکسیر ، محسن حسام ، ابراهیم رهبر ، مجید دانش آراسته ، هادی جامعی و دیگران (و نیما یوشیج ، احسان طبری ، قاسم لاربن ، سلطان هراتی واسدالله عمادی در مازندران ) از کسانی هستند که در بیشترین آثارشان این ویژگی نهفته است .
آثاری با این ویژگی از چند نقطه نظر حائز اهمیت هستند :
نخست تثبیت و برجسته کردن نوعی ادبیات فارسی با رنگ و بوی شمال در جمع ادبیات منطقه ای کشور.
دوم تصویر فرهنگ و جامعه ی گیلان و مازندران و شناساندن اقلیم و نحوه ی زندگی مردم شمال کشور به مردم دیگر جاهای ایران در قالب ادبیات با استفاده از زبان فارسی که کاربرد سریع و وسیع و گسترده ای دارد.
سوم استفاده از برخی واژه های گیلکی گیلان و مازندران ، ترکیبات و اصطلاحات این زبان و ثبت و ضبط آنها در میان متون مختلف ادبی ( و نه علمی وپژوهشی).
چهارم تغذیه و غنا بخشی زبان فارسی از این گونه واژ ه های بومی و خودی در مقابله با ورود و هجوم واژه های بیگانه .توفیق در هریک از این چهار مورد بسته به توانمندی ذهنی و قدرت خلاقیت و ابتکار پردازندگان آن است.
در مورد نخست باید گفت که این ویژگی در یکصد سال اخیر در ادبیات فارسی به خوبی نمود داشته است ، اما اینکه در مقایسه با ویژگیهای ادبی جنوب و مرکز تا چه حد تصاویر و برجستگی داشته باشد خود زمینه بحث دیگری ست .
در مورد دوم ، یعنی شناساندن فرهنگ و جامعه گیلان به دیگر جوامع میهن ، به خاطر غنای فرهنگی ، پیچیدگی مسائل اجتماعی و روانی ، جغرافیای محیط و تنوع زندگی گمان نمی کنم که به توفیق نسبی رسیده باشیم و به تعبیری اگر هم رسیده باشیم ارضاء کننده نیست. بنابراین شاعران ، نویسندگان ، قصه پردازان و نمایشنامه نویسان گیلانی و مازندرانی در این زمینه یک میدان تجلی باز پیش رویان گسترده است.
در مورد سوم یعنی واژه های گیلکی ، ترکیبات و اصطلاحات بومی و ثبت و ضبط آنها به نظر می رسد که کارهای کم و بیش خوبی صورت گرفته باشد. اگر مجموعه ی آثاری از این دست را که با این ویژگی منتشر شده است ردیف کنیم و آنگاه – فقط – به تدوین الفبایی واژه های به کار رفته در آنها بکوشیم ، خوراک پژوهشی تازه ای خواهد بود قابل تعمق و مداقه و زمینه ساز فرهنگ لغتی که می تواند از چندین نقطه – نظر مورد ارزیابی که بارزترین آن سیر نفوذ واژه های گیلکی در فارسی و غنا بخشی آن است . البته به این نکته نیز باید توجه داشت که در این گونه آثار گاهی واژ ه های ناقص معنی شده اند ، در برخی جاها تعبیر خلاف واقع نقل گشته و اصطلاحات در پاره ای از موارد به مفهوم درست به کار نرفته اند . که اینها خود فصل جدیدی در کنار آن می گشاید .
در مورد چهارم ، باید اشاره شود که بده بستان های فرهنگی لازم است از روی حساب باشد . چه در غیر - این صورت کفه به نفع یک طرف سنگین و به زیان طرف دیگر سبک می شود وضه هدف نویسنده عمل خواهد کرد. ثبت یک واژه گیلکی در متن یک شعر یا قصه یا نمایشنامه باید با نهایت صداقت و رعایت امانت و حفظ هویت همراه باشد ، از این رو بجاست که واژه های گیلکی داخل « گیومه »بیایند تا اولاً برای خواننده تعرفه شود که این واژه ها جدید و بومی شمال هستند و ثانیاً با رعایت این امر ، این گونه واژه ها خواهند توانست در تاریخ ادبیات فارسی منشاء و ریشه ی خود را حفظ کنند . فردا که پای تدوین فرهنگ های نوین در فارسی پیش آمد یا برای لغتنانه ها و واژه نامه های فارسی موجود در هم کردنویسی آغاز شد، واژه های گیلکی بی شناسنامه نباشد و جلوی آنها بتوان یک مثلاً « گ » که دال بر گیلکی بودنشان باشد دید و دانست که این واژه از کدام بخش این میهن عزیر وارد زبان فارسی شده است . در غیر این صورت این تصویر پیش می آید که واژه های مذبور در اصل فارسی مهجور بوده اند که تنها در جایی – مثلا ً گیلان – کاربرد مجاوره ای داشتند ! بلایی که بسیار بر سر واژ ه های ما آمده است.
در هر حال این نظم و شیوه ی کار ، سیر نظور و ورود واژ ه های از یک زبان بومی و قومی را داخل در زبان مشترک و عمومی کشور نشان می دهد و محکی است بر نفوذ آن در زبان فارسی ، استفاده و در نتیجه غنا بخشی و پیداستن زبان عمومی و مشترک و ملی از هجوم واژه های خارجی و بیگتنه و بکار گیری معادل آنها از زبان های بومی ، خویش و برادر ، مطالعه ی این گونه آثار که در برگیرنده ی انواع مختلف ادبی اعم از شعر، قصه ، نمایشنامه ، فیلمنامه و حتی مقاله است امری است ضروری . می تواند دستمایه کار پژوهشی کس یا کسانی قرار گیرد . در صورت گروهی – با تقسیم کار میان اعضای گروه - می توان روی این قبیل آثار کارهای خوبی ارائه کرد . کاری که هم به تجزیه و هم به تحلیل نیاز دارد.

با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید

شماره پاسخگوی سایت : 09118370377 - 09111491359      Email : tahghighnet@yahoo.com
www.tahghigh.net       2007 - 2014