چهارشنبه 29 خرداد 1398
بازدید امروز : 5960 نفر

موضوع : سلجوقیان - بررسی کشورهای ایران و عراق در دوران سلجوقیان
تحویل در محیط : word

عنوان سفارش :
سلجوقیان - بررسی کشورهای ایران و عراق در دوران سلجوقیان
تعداد صفحه :
45
قیمت :
7000 تومان

سلجوقیان بزرگ ایران و عراق(552 – 429 / 1157 - 1037)
تصرف نهایی نیشاپور تختگاه پیشین غزنویان در خراسان 431 / 1040 صورت گرفت. طقرل پس از این اقدام زمام امور را به برادرش چغری واگذاشت و خود تصمیم گرفت دامنه متصرفاتش را به طرف غرب در سرزمین شاهان دیلمی و کرد نژاد شمال ایران گسترش دهد و بنابراین وی را پایگاه موقتی عملیات خود قرار داد.سرزمین حاصلخیز جبال و برکندن آل بویه و تصرف آذربایجان و راههای منتهی به قفقاز از اهداف اصلی او بود . تصرف ارمنستان و آناتولی را به گروههایی از ترکمانان کم تجربه و نه چندان منضبط و اگذاشت. جنگ خانگی ابوکالیجار بویهی پس از مرگ او در سال 449 / 9 – 1048 مقدمات دخالت طغرل را فراهم ساخت به خصوص که نابسامانی سیاسی موجود در بغداد تحت سلطه بویهیان موجب شده بود تا فاطمیان بر پایتخت عباسیان مستولی شده و آنجا را تحت نظارت خود درآوردند. طغرل در سال 447 / 1055 سپاهیانش را در جبال و همدان گردآورد و به طرف بغداد راند و حکومت ناتوان ملک الرحیم بویهی را درآنجا برانداخت. سایر شاهزادگان بویهی به تبعیت سلجوقیان درآمدند (در فارس) و تمامی تهدیدات موجود خلافت عباسی در سال 451 / 1060 از میان برخاست. طغرل در این زمان نقش رهایی بخش خلیفه پیدا کرد. او از طرف خلیفه لقب رکن الدوله و ملک المشرق و المغرب یافت و رسماً خوانده شد.(این عنوان بیشتر در مورد شاهزادگان به طور غیر رسمی به کار می رفت ولی اکنون رسمیت یافت و بر روی سکه های طغرل آشکار شد). او برالقائم خلیفه عباسی فشار آورد تا با وصلت او با یکی از دخترانش موافقت کند و البته این وصلت پیشتر بین سلجوقیان و عباسیان به عنوان رهبران دنیوی و روحانی اهل تسنن در سرزمینهای مرکزی دارالاسلام ، با ازدواج القائم با دختر چغری بیک صورت گرفته بود و حال می توانست با اینکار استحکام بیشتری یابد .
هنگامی که طغرل مشغول بسط متصرفاتش در سمت غرب بود ، چغری هم از پایگاهی چون مرو (که تا زمان تختگاه شرقی سلجوقیان باقی ماند) بر خوارزم چنگ انداخت و بر صحراگردان قپچاق فشار آورد و از احیای بلند پروازیهای قراخانیان جلوگیری کرد. همچنین او و فرزندش آلپ ارسلان علیه غزنویان بسیج شدند چون غزنویان تحت فرماندهی مودود فرزند مسعود حاضر نبودند یک قدم از ایالات ایرانی خود پس بنشینند. در دهه های 450 – 440 / 1050 – 1040 در شمال افغانستان حملات و ضد حملاتی صورت گرفت تا اینکه با جلوس سلطان ابراهیم بن مسعود غزنوی به تخت سلطنت در سال 451 – 1059 صلحی برقرار شد و تقریباً مناطق افغانستان امروزی را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم کرد. در همین روزگار بود که قاورد فرزند چغری اماراتی را در کرمان درافکند و سیطره ی سلجوقیان بر ملک های محلی ایالت سیستان هم گسترده شد.
هنگامی که طغرل ، بدون فرزند ذکور ، در گذشت ، آلپ ارسلان فرزند چغری که پس از مرگ پدرش حاکم خراسان شده بود ، به سلطنت سلجوقیان رسید در حالی که سلیمان برادر دیگر او داعیه سلطنت داشت . فرماندهان بزرگ سپاه سلجوقی و نیز نظام الملک وزیر آلپ ارسلان ظاهراً به این نتیجه رسیده بودند که منافع خاندان سلجوقی و پیروان آنها شاید حتی منافع قلمرو سلوجقیان (البته چنین گرایش پیچیده و بغرنجی را بتوان به هیات حاکمه جدید نسبت داد) در تشکیل یک حکومت مقتدر و یکپارچه نهفته است ؛ از این زمان به بعد آلپ ارسلان سلطان عالیشان کل سرزمینهای سلجوقی شد. سلطنت دهساله او (65 – 455 / 73 - 1063) و سلطنت بیست ساله فرزند او ملکشاه (85 – 465 / 92 - 1073) دوره اوج سلطنت سلجوقیان بزرگ است. این دو سلطان با سفرهای بی وقفه و حضور فعالانه در سرزمینها و لشکرکشی به ممالک سرحدی بر امپراتوری وسیع و پردامنه خود حکومت کردند. با اعزام ترکمانان و اردوهای آنها به سمت غرب یعنی به درون قفقاز و آناتولی علیه شاهزادگان مسیحی و نیز فاطمیان و هواداران آنها در سوریه ، خطر درهم ریختگی اقتصادی در حیطه عایدات کشاورزی از میان برخاست و این برنامه برای آلپ ارسلان به قدری اهمیت داشت که خود شخصاً در سالهای 456 / 1064 و 460 / 1068 در گرجستان و ارمنستان به لشکرکشی پرداخت . در زمان سلطنت آلپ ارسلان و ملکشاه ، سرزمین ایران و عراق از نظر کشاورزی و اقتصاد برخاسته ازآن به دستاوردها و پیشرفتهای چشمگیری دست یافت.
پشت سر این دو سلطان وزیر اعظم آنها نظام الملک بود و نفوذ نظام الملک در دولت سلجوقیان به چنان حجم و حدی رسیده بود که مورخی همچون این اثر دوره سی ساله وزارت او را ا لدولة النظامیه نامیده است . آلپ ارسلان شخصاً از بغداد دیدن نکرد ولی حضور سلجوقیان را در آنجا شحنه نظامی آنها به صحنه می گذاشت که معمولاً از فرماندهان ترک نژاد سپاه سلجوقی و از بین غلامان انتخاب می شد. در زمان او رابطه سلجوقیان با خلیفه بسامانتر از زمان طغرل بود و در سال 464 / 2 – 1071 با وصلت مقتدی فرزند خلیفه القائم و خلیفه بعدی با دختر سلطان استحکام بیشتری یافت . واقعه ای که بیش از همه بر شهرت آلپ ارسلان به عنوان یکی از قهرمانان مسلمان افزوده ، لشکر کشی او با آناتولی و شکست امپراتور بیزاتس رومانوس دیو جانوس در ملازگرد (463 / 1071) بود ؛ اما این واقعه را نمی توان یکی از برنامه های حساب شده و منظم توسعه سلجوقیان درآسیای صغیر دانست. آلپ ارسلان فقط می خواست در مناطق مرزی امپراتوری بیزانس نفوذ کند و در این مورد هم با تحمیل باج و خراج به رومانوس و باز پس گیری شماری از مناطق مرزی مسلمان نشین پیشین در حواشی امپراتوری بیزانس متقاعد شد (یعنی در خواستهایی که با عزل امپراتور در قسطنطنیه ، اندکی پس از این واقعه ، نقش بر آب شد) .
آلپ ارسلان در سال 458 / 1066 ملکشاه را جانشین خود اعلام و در این خصوص تعهداتش و اصول کهن خاندان خود را ملحوظ داشت و حکومتهای مختلف حواشی شرقی امپراتوری را شاهزادگان خاندان سلجوقی واگذاشت . سلطان در نظر داشت تا موقعیت سلجوقیان را در مرزهای شمال شرقی امپراتوری خود تثبیت سازد از این رو با قراخانیان که قدرت فائقه ماوراء النهر و شرق ترکستان بودند ، وصلتهایی انجام داد . اما از قرارمعلوم سیاست حاشیه ای سلجوقیان بزرگ در مرزهای شرقی امپراتوری خود نشان دهنده این واقعیت است که آنها ایران و عراق را کانون واقعی امپراتوری خود می دانستند.
ملکشاه سیاست پدرش را ادامه داد و در بعضی مراحل هم بر دستاوردهای پدر پیشی جست. گو اینکه در هنگام مرگ فقط سی و هفت سال داشت. نظام الملک هسته اصلی و نقطه اتکای امور دیوانی سلطنت سلجوقیان بود و سلطان جدید و هیجده ساله را در هنگام جلوس به تخت سلطنت همراهی کرد و در صدد بود تا او را حاکم مطلقه و آرمانی نظریه سیاسی ایرانی – اسلامی کند و این اعتقاد را می توان از لابه لای مطالب رساله سیاسی وی سیاست نامه کاملاً دریافت. هدف نظام الملک این بود که در پیرامون دیوان خود تشکیلات متمرکزی پدید آورد ، اما آداب و رفتار کهن ترکی با توجه به این مفهوم اقتدار سلطان و تعهدات او در قبال اتباع خود ، اهمیتی در خور داشت. گو اینکه این آداب و رفتارها را نمی توان از لابه لای متون منابع فارسی و عربی دریافت. اعضای عالیشان خاندان سلجوقی هنوز از حقوق بیابانی و آداب عشیرتیشان آگاه بودند. از این رو قاورد عمومی ملکشاه و فرمانده و امیر نظامی کرمان به مدت بیست و پنج سال ، پس از جلوس ملکشاه در سال 465 / 1073 علیه او به ستیز برخاست تا سلطنت را فراچنگ آورد چون او به عنوان یکی از افراد عالیرتبه خاندان سلجوقی ، امر سلطنت را طبق آداب پیش از اسلامی سلاجقه ، حق خود می دانست و خود ملکشاه هم برمدار جانشینی فرزند ارشد به سلطنت رسیده بود ، سیاستی که در این زمان در سنت حاکمیت ایرانی – اسلامی عملی مقبول بر شمرده می شد. غلامان سپاه ملکشاه که سپاه ثابتی را تشکیل می دادند در همدان بر قاورد پیروز شدند و ترکمانان در این ستیزه نقشی نداشتند چون آنها در بخشهایی از شمال و شرق ایران که برای دامداری و خدم و حشم مناسب بود. جایگزین شده بودند و اطلاعاتی از وقایعی که در مرکز سلطنت و همدان و اصفهان می گذاشت نداشتند ؛ این ناخوشنودیها در پاره پسین سلطنت سنجر در خراسان کاملاً آشکار بود.
سلطان جدید آن مایه قدرت داشت که خلیفه عباسی را از امور دنیوی عراق محروم سازد ولی روابط روزانه این دو قدرت را وزرای بلافصل آنها رقم می زدند. وصلت مقتدی با دختر ملکشاه در سال 480 / 1087 هماهنگی لازم را پدید نیاورد و ملکشاه اندکی پیش از مرگش ، بغداد را پایتخت زمستانی خود قرار داد و درصد برآمد تا او را از خلافت عزل و نوه بیمارش را که حال وصلت آن دو بود ، جانشین او سازد.
ملکشاه ظاهراً مثل پدرش به مناطق شمال غربی و تحت اختیار ترکمانان یعنی آذربایجان و اران علاقه بود خود اسماعیل بن یاقوتی بن چغری را به حکومت آنجا گماشته بود ، از این رو لشکرکشی علیه گرجستان را خود هدایت کرد. اما سیاست توسعه متصرفات سلجوقیان در آناتولی که توسط سلیمان و منصور فرزندان قتلمش بن ارسلان اسرائیل صورت گرفت و در سال 474 /1081 تا ازنیق و سواحل دریای مرمره را در نور دیدند ، از سیاستهای رسمی سلطنت سلجوقی نبود ، بلکه بر اثر اقدام شخصی بنی اعمام سلطان که خارج از حوزه قدرت او عمل می کردند ، صورت گرفت ، اقدامی که به هیچ وجه با تایید و رضایت او انجام نشد . آنچه برای ملکشاه اهمیت داشت تنفیذ قدرت سلجوقیان در جزیره و سوریه و امارات نشینهای محلی آنها بود که بعضی از آنها شیعی مذهب بودند و از فاطمیان طرفداری می کردند. سلطان در اواخر سلطنت خود از پایگاه سلجوقیان در عراق و سوریه (برادر ملکشاه ، تنش در سال 471 / 1078 بر سوریه دست یافته بود) توانست با یک سلسله عملیات و با تطمیع شرفای مکه خطبه به نام عباسیان بخواند و قدرت سلجوقیان را تا سواحل غربی عربستان در حجاز و یمن و تا سواحل شرقی در احساء گسترش دهد ولی برنامه های او با مرگش ناتمام باقی ماند. ملکشاه در انتهای دیگر امپراتوری خود ، در سال 466 / 4 – 1073 به ماوراء انهر هجوم برد تا قراخانیان را که پس از مرگ آلپ ارسلان طخارستان را گرفته بودند ، سرجای خود بنشاند . او در سال 482 / 1089 بار دیگر در ماوراء النهر از برای تنفیذ قدرت سلجوقیان دخالت نظامی کرد و آن زمانی بود که اوضاع داخلی قراخانیان آشفته و درهم بود و نتیجه این شد که حاکم نواحی شرقی قراخانیان در کاشغر سر تسلیم فرو آورد. ولی ملکشاه با غزنویان راه مماشات در پیش گرفت و پیوندهای ازدواج با آنها بست ، گو اینکه در این زمان از سکه ها و لقبها معلوم می شود که سلجوقیان سلطه ی فرهنگی بر غزنه پیدا کرده اند.
مرگ ملکشاه در سال 485 / 1092 روزگار سعادت سلجوقیان بزرگ را به سر آورد. چندی بعد به جای حاکمیت مقتدرانه سلطان ، وضعیتی برقرار شد که شاهزادگان مختلف جوان و بی تجربه را همراه مادرنشان به جان هم انداخت و عرصه را برای افرادی چون نظام الملک تنگ کرد.
........


ترجمه انگلیسی به فارسی سایت تحقیق

برای پیدا کردن ما فقط کافیست «سایت تحقیق» را در گوگل سرچ کنید

ترجمه فارسی به انگلیسی سایت تحقیق
رفرنس نویسی با نرم افزار endnote سایت تحقیقصحافی پایان نامه رساله مقاله کتاب سایت تحقیق
با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید

Tel : 09118370377
Email : tahghighnet@yahoo.com
Telegram : @tahghighnet
channel: https://t.me/tahghighchannel
Instagram : tahghighnetinsta
www.tahghigh.net
2019 - 2007