دوشنبه 1 مرداد 1397
بازدید امروز : 3394 نفر
موتور جستجوی سایت نیازمندیهای دانشجویی موتور جستجوی پیشرفته مقالات و تحقیقات و ...
تلگرام سایت تحقیق

موضوع : پروژه بررسی و مطالعه تبیین جایگاه معاد
تحویل در محیط : word

عنوان سفارش :
پروژه بررسی و مطالعه تبیین جایگاه معاد
تعداد صفحه :
142
قیمت :
15000 تومان

فهرست
مقدمه
فصل اول:کلیاتی درباره ی مسئله ی معاد
فصل دوم:جایگاه معاد
فصل سوم:دلایل عقلی معاد
فصل چهارم:نقش ایمان به معاد
فصل پنجم:انگیزه های انکار معاد
فصل ششم:بحث معاد از دیدگاه فلسفه الهی و مادی و مقایسه ای دو مکتب متقابل
6-1 صحنه های بزرگ از کالبد انسان چگونه جابجا می شود ؟
6-2 مسئله ی روح از نظر دانشمندان
6-3 اثبات خود روح
6-4 چرا روح جسم نیست ؟
6-5 چرا روح قابل تقسیم نیست ؟
فصل هفتم:آیا معاد جسمانی است یا روحانی
فصل هشتم:قرآن و معاد
مقدمه :
ضرورت شناخت معاد بر هر موحدی واجب آمده است . زیرا جزء اصول دین است و هر کسی خرد باید به تنهایی به شناخت و یقین برسد . معاد به گونه ای با حقیقت انسان در ارتباط است و انسان ذاتا تمایل به درک و دریافت را دارد که با او زندگی اش در ارتباط است .
این که زندگی انسان با مرگ پایان می یابد یا نه از آغاز ذهن ها را به خود مشغول داشته و جبهه گیری های متفاوتی کرد . این باره شده است دیدگاه هایی را با طرفداران مخصوص به خود پدید آورده است . برخی معتقدند که پایان زندگی مرگ است و به این ترتیب در عین این که هدف خلقت را بهره وری مادی از دنیا دانسته اندتنها به لذت بردن از زندگی می پردازند و مرگ برایشان پایانی تلخ است و سرانجامی ناخوشایند است که به لذایذ دنیوی آن ها پایان می دهد . اما کسانی که معتقدند تمام اعمالشان در جایی دیگر به طور دقیق مورد بررسی قرار می گیرد و می دانند که سزا و جزای کارهایشان به طور تمام و کمال در این دنیا قابل اجرا نیست و باید غیر از این جا به جایی دیگر باشد که اعمال به طور کامل حسابرسی شود معاد را باور دارند و مرگ را نه تنها پایان نقطه ی عطفی برای آغازی دوباره می دانند که معاد در پی آن است . این تحقیق در درجه ی اول در جهت افزایش اطلاعات خودم نسبت به موضوع معاد است و بعد یافتن و یا ادامه باور و یقین به معاد با تمام تصوری که دارد مورد توجه قرار گیرد و اینجانب را به هدف برساند .
فصل اول
کلیاتی درباره مسأله معاد
مسأله معاد از نظر اهمیت ، بعد از مسأله توحید مهم ترین مسأله دینی و اسلامی است . پیغمبران ( و بالخصوص آن چه از قرآن درباره ی پیغمبر ما استفاده می شود ) آمده اند برای این که مردم را به این دو حقیقت مومن و معتقد کنند : یکی به خدا ( مبدأ ) و دیگر به قیامت و یا فعلا – به اصطلاح معمول ما – معاد . مسأله معاد چیزی است که برای یک مسلمان ایمان به آن لازم است . یعنی چه ؟ یعنی در ردیف مسائلی نیست که چون از ضروریات اسلام است و ایمان به پیغمبران ضروری است ، پس اسمان به آن هم به تبع ایمان به پیغمبر ضروری است . ما بعضی چیز ها داریم که باید به آن ها معتقد بود ، به این معنا که اعتقاد به آن ها از اعتقاد به پیغمبر منفک نیست ؛ (( باید )) به این معناست نه به معنی تکلیف ، به معنی این است که انفکاک پذیر نیست که انسان به پیغمبر و اسلام و اعتقاد داشته باشد ولی به این چیز ایمان نداشته باشد . مثلا روزه ماه رمضان ؛ می گویند که روزه ماه رمضان از ضروریات اسلام است . اگر کسی روزه نگیرد و بدون عذر روزه بخورد ، این آن فاسق است ولی اگر کسی منکر روزه باشد ، از اسلام خارج است ؛ چرا ؟ برای این که اسلام ایمان به وحدانیت خدا و ایمان به پیغمبر است و امکان ندارد که کسی به گفته ی پیغمبر ایمان داشته باشد ولی روزه را منکر باشد ، چون این که در این دین روزه هست که از ضروریات و از واضحات است ، یعنی نمی شود انسان در ذهن خودش میان قبول گفته های پیغمبر و اقبول کردن روزه تفکیک کند . ولی مسأله ی اعتقاد به روزه داشتن مستقلا موضوع ایمان و اعتقاد نیست ، یعنی در قرآن هیچ جا وارد نشده : (( کسانی که به روزه ایمان می آورند )) .
اما گذشته از این که مسأله ی معاد و قیامت مثل روزه از ضروریات اسلام است ( یعنی نمی شود کسی معتقد باشد ولی منکر معاد باشد ) در تعبیرات قرآن کلمه ایمان به قیامت ، ایمان به یوم آخر آمده است ؛ یعنی پیغمبر مسأله ی معاد را به عنوان یک چیزی عرضه کرده است که مردم همان طوری که به خدا ایمان و اعتقاد پیدا می کنند ، به آخرت هم باید ایمان و اعتقاد کنند که معنی آن این می شود که همین طوری که خدا شناسی لازم است ( یعنی انسان در یک حدی مستقلا با فکر خودش باید خدا را بشناسد ) در مسأله ی معاد نیز انسان باید معاد شناس باشد ؛ یعنی پیغمبر نیامده است که در مسأله ی معاد بگوید چون من می گویم معادی هست شما هم بگویید معادی هست ، مثل این که من گفتم روزه واجب است شما هم بگویید روزه واجب است . نه ، ضمنا افکار را هدایت و رهبری و دعوت کرده که معاد را بشناد ، معرفت و ایمان به معاد پیدا کنند .
معاد ، جزء اصول دین
این که علمای اسلام معاد را از اصول دین قرار داده اند ولی سایر ضورریات را از اصول دین قرار نداده اند ، بر همین اساس است . چون خیلی اشخاص از ما این سوال را می کنند ، می گویند شهادتین که انسان به آن مسلمان می شود دو چیز نیست :
(( اشهد ان لا اله الا الله ، اشهد ان محمدا رسوا الله )) . دیگر چرا مسأله ی معاد را جزء اصول دین قرار داده اند ؟ خوب ، آدمی که به پیغمبر ایمان داشته باشد ، به هر چه پیغمبر گفته ( اگر برایش ثابت شود که پیغمبر گفته ، مخصوصا اگر ثبوتش به حد ضرورت و بداهت برسد ) ایمان پیدا می کند ، پس ما بگوییم دین دو چیز بیشتر نیست : توحید ، نبوت ؛ معاد فرع و طفیلی است ؛ چون ما به نبوت اعتقاد داریم و پیغمبر از معاد خبر داده ، به معاد هم اعتقاد داریم ؛ همین طوری که چون پیغمبر گفته اند نماز واجب است به نماز هم اعتقاد داریم ، نماز هم از ضروریات است ، روزه هم از ضروریات است ، حج هم از ضروریات است .
این ایراد وارد نیست ، چون علت این که مسلمین معاد را جزء اصول دین قرار داده اند این بوده که اسلام درباره ی معاد یک امر علاوه ای از ما خواسته ؛ یعنی نخواسته ما فقط آن را به عنوان یکی از ضروریات اسلام ، به طفیل قبول نبوت قبول کرده باشیم ، خواسته که خود ما هم مستقلا به آن ایمان و اعتقاد داشته باشیم ؛ ولو مثلا ما به نبوت اعتقاد نداشته باشیم ، به معاد اعتقاد داشته باشیم . این که (( ولو )) می گویم نه این که از آن صرف نظر می کنم ، می خواهم یگویم یک مسأله ای است که خواسته ما مستقلا به آن ایمان داشته باشیم و لهذا قرآن استدلال می کند بر قیامت ؛ استدلال نمی کند بر روزه ، می گوید روزه را پیغمبر گفته ، ولی استدلال می کند بر قیامت ، چه آن نوع استدلالی که پایه ی آن خود توحید است ، و چه آن استدلالی که پایه ی آن نظام خلقت است .
استدلال های قرآن بر معاد
دو نوع استدلال در قرآن هست . یک نوع استدلال بر معاد ، بر اساس توحید است که قران می گوید ممکن نیست خدا خدا باشد ولی معادی نباشد ، یعنی اگر معاد نباشد خلقت عبث است . این خودش یک استدلال است . قرآن خواسته روی این مطلب استدلال کند : (( افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لا ترجعون )) البته ما روی این استدلال ها بعد بیشتر صحبت می کنیم ولی حالا این مدعای خودمان را که (( معاد از اصول دین است )) می خواهیم بگوییم روی چه حساب است . قرآن در واقع این طور می گوید : یا باید بگویید خدایی نیست ، پس خلقت و آفرینش عبث و باطل و بیهوده است ، دنبال حکمت در خلقت نباید رفت و مانعی نخواهد داشت که خلقت بر عبث و بیهوده باشد و یا اگر خدایی هست که جهان را آفریده است معادی هم باید باشد ، معاد متمم خلقت است ، مکمل خلقت است ، جزئی از خلقت است که با نبودن آن خلقت ناقص است ، خلقت عبث و بیهوده است .
یک سلسله استدلال های دیگر هم در قرآن هست که همان نظام موجود و مشهود را دلیل بر قیامت قرار می دهد . در اول سوره ی حج و مومن هست که ایها الناس ! اگر در بعث و در قیامت شک و ریب دارید ، پس ببینید خودتا ن را ، بعد خلقت خود ما را و می گویید که شما را از نطفه آفریدیم ، نطفه را از خاک آفریدیم ، بعد نطفه را به علقه و علقه را به مضغه تبدیل کردیم ، بعد برای مضعه استخوان قرار دادیم ، بعد گوشت پوشاندیم ، بعد شما را به صورت طفل در آوردیم ، (( ثم انکم بعد ذلک لمیتون ، ثم انکم یوم القیامه تبعثون )) همچنین کانه همین راهی را که تا حالا آمده اید ادامه می دهید تا منتهی می شود به قیامت .
پس سر این که معاد را جزء اصول دین قرار داده اند ، نه صرف [ این بوده که معاد ] یکی از ضروریات دین و از توابع نبوت بوده است ؛ بلکه یک مسأله ای بوده که راه استدلال بر آن – لااقل تا اندازه ای – باز بوده و قرآن می خواسته است که مردم به مسأله قیامت [ به عنوان یک مسأله ی مستقل اعتقاد پیدا کنند ] .
پیوستگی زندگی دنیا و آخرت
انسان در آن دنیا آن چنان است که این جا خودش را بسازد ؛ این جا اگر خودش را کامل بسازد آن جا کامل است ، اگر ناقص بسازد ناقص است ، اگر خودش را کور قرار بدهد آن جا کور است و اگر خودش را کر قرار بدهد آن جا کر است و اگر خودش را از صورت انسانیت خارج کرده باشد و به صورت حیوانی از انواع حیوانات در آورده باشد ، در آن جا به صورت همان حیوان محشور می شود . این هم مسأله ی سوم ، یعنی رابطه و پیوستگی بسیار شدید میان زندگی دنیا و زندگی آخرت ، که فرموده : (( الدنیا مزرعه الاخره )) تنها تنها این جمله نیست ، هزار ها جمله [ هست ] ، اصلا هر چه درباره ی معاد آمده در همین زمینه (( الدنیا مزرعه الاخره )) آمده است . اساسا نظام آن جا با نظام این جا فرق می کند . این جا نظام ما نظام اجتماعی است ؛ به این معنا که افراد واقعا در سعادت و شقاوت یکدیگر شریک و موثرند، یعنی عمل خوب من می تواند شما را خوشبخت کند و عمل بد من تأثیر دارد در بدبختی شما و افراد یک اجتماع سرنوشت مشترک دارند . ولی در آن جا اصلا سرنوشت مشترک نیست ، اهل سعادت با هم اند و اهل شقاوت هم با هم بودن غیر از اشتراک داشتن در سعادت است ، اساسا اشتراکی در کار نیست ، هر کسی در وضع خودش هست بدون آن که تأثیری در وضع دیگری داشته باشد .
این ها اموری است قطعی و مسلم و پیغمبران آمده اند برای این که مردم را به این مطلب دعوت کنند ، مخصوصا این قسمت اخیر چون جنبه تربیتی زیاد تری دارد و بیشتر به مسأله ی دعوت مربوط است . ما می بینیم که در درجه اول قرآن و بعد سایر آثار دینی ما اصرار فراوانی روی این مطلب دارند که آن دنیا دارالجزاء است ، خانه پاداش و خانه کیفر است ، پس شما مراقب عمل خودتان در این جا باشید . حتی قرآن تعبیری دارد که عده ای این تعبیر را حمل بر هیچ گونه مجاز گویی نمی کنند و عین حقیقت می دانند . تعبیر این است که قرآن می گوید آن چه که شما در این دنیا عمل می کنید ، عمل شما پیش فرستاده شما به دنیای دیگر است . عده ای می گویند این تعبیر بلاغی است ، تعبیر مجازی است ؛ عمل ما که آن جا فرستاده نمی شود ؛ عمل من یعنی کار ، این کار یک حرکت است و این حرکت هم همین جا فانی و تمام می شود . ولی عده ای معتقدند که هر چه در این دنیا پیدا بشود ، صورتی در دنیای دیگر پیدا می کند ، همین خودش یک حقیقتی در دنیای دیگر پیدا می کند و این تعبیر قرآن راست است که هر چه ما در این جا عمل می کنیم چیزی در آن دنیا ایجاد کرده ایم ، پس چیزی را از این دنیا به آن دنیا فرستاده ایم .
........


ترجمه انگلیسی به فارسی سایت تحقیق

برای پیدا کردن ما فقط کافیست «سایت تحقیق» را در گوگل سرچ کنید

ترجمه فارسی به انگلیسی سایت تحقیق
با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید
Tel : 09118370377
Email : tahghighnet@yahoo.com
Telegram : @tahghighnet
channel: https://t.me/tahghighchannel
Instagram : tahghighnetinsta
www.tahghigh.net
2018 - 2007