چهارشنبه 7 اسفند 1398
بازدید امروز : 5607 نفر
موتور جستجوی سایت نیازمندیهای دانشجویی موتور جستجوی پیشرفته مقالات و تحقیقات و ...
تلگرام سایت تحقیق
سفارش پیشینه پژوهش سفارش از طریق تلگرام یا واتس آپ

موضوع : گسستگی نظریه هماهنگ توجیه معرفت
تحویل در محیط : word

عنوان سفارش :
گسستگی نظریه هماهنگی توجیه معرفت
تعداد صفحه :
58
قیمت :
5000 تومان

‌مساله‌ گسستگي‌ نظريه‌ هماهنگي‌ توجيه‌ معرفت‌
‌اشاره‌
يكي‌ از ديدگاه‌هاي‌ اساسي‌ در باب‌ توجيه، انسجام‌گرايي‌ است. البته‌ نبايد ميان‌ نظريه‌ انسجام‌ در باب‌ صدق‌ و نظريه‌ انسجام‌ در باب‌ توجيه‌ خلط‌ كرد. اين‌ ديدگاه‌ در قبال‌ ديدگاه‌ مبناگرايي‌ سنتي‌ قرار مي‌گيرد و آن‌ را طرد مي‌كند. اساس‌ اين‌ نظريه‌ آن‌ است‌ كه‌ باور شخص‌ هنگامي‌ توجيه‌ مي‌شود كه‌ با بقيه‌ نظام‌ باورهاي‌ آن‌ شخص‌ هماهنگ‌ و منسجم‌ باشد. تبيين‌ ماهيت‌ انسجام‌ معرفتي‌ دشوار است‌ و اختلاف‌ نظرهايي‌ درباره‌ آن‌ حتي‌ ميان‌ انسجام‌گرايان‌ وجود دارد. عدم‌ شفافيت‌ در تبيين‌ معيارهاي‌ انسجام، نقدهاي‌ متنوعي‌ را دنبال‌ انسجام‌گرايي‌ مطرح‌ ساخته‌ است‌ كه‌ يكي‌ از برجسته‌ترين‌ آنها نقد گسستگي‌ است. اين‌ نقد به‌ انحاي‌ گوناگون‌ تقرير شده‌ است‌ و انسجام‌گرايان‌ نيز از راه‌هاي‌ مختلف‌ به‌ آن‌ پاسخ‌ گفته‌اند اما به‌ نظر مي‌رسد پاسخ‌هايي‌ كه‌ به‌ اين‌ نقد داده‌ شده‌ كافي‌ نيست. به‌ هر حال‌ اين‌ بحث‌ همچنان‌ ادامه‌ دارد. گفتني‌ است‌ در اين‌ مقاله‌ واژة‌coherentism) )، به‌ «نظرية‌ هماهنگي» ترجمه‌ شده‌ است.
هماهنگي‌ به‌ مثابه‌ نظريه‌اي‌ درباره‌ صدق‌ و نيز به‌ منزله‌ نظريه‌اي‌ در باب‌ توجيه‌ در نيمه‌ دوم‌ قرن‌ نوزدهم‌ و ربع‌ اول‌ قرن‌ بيستم‌ توجه‌ بسياري‌ از فيلسوفان‌ بويژه‌ ايدئاليستها و نيز پوزيتيويستهاي‌ منطقي‌ را به‌ خود جلب‌ كرد. خاستگاه‌ آغازين‌ آن‌ در ايدئاليسم‌ فلسفي‌ قرن‌ نوزدهم‌ فراهم‌ شد و فيلسوفان‌ بنامي‌ همچون‌ فرانسيس‌ برادلي، برنارد بوزانكه‌ و براند بلانشارد به‌ حمايت‌ و ترويج‌ آن‌ پرداختند چنان‌ كه‌ هماهنگي‌ در اين‌ دوره‌ معمولا با نام‌ همين‌ سه‌ ايدئاليست‌ تداعي‌ مي‌گردد.
ايدئاليسم‌ كه‌ در نيمه‌ دوم‌ قرن‌ نوزدهم‌ مهمترين‌ نهضت‌ فلسفي‌ در دانشگاههاي‌ بريتانيا به‌ شمار مي‌آيد نتيجه‌ منطقي‌ پديدارگرايي‌(1)(Phenomenalism) مورد نظر تجربه‌گرايان‌ قرن‌ هيجدهمي‌ همچون‌ هيوم‌ و قرن‌ نوزدهمي‌ مانند ميل‌ بود. اين‌ تجربه‌گرايان‌ بر آن‌ بودند كه‌ هم‌ اعيان‌ و اشياي‌ طبيعي‌ و هم‌ ذهن‌ انسان‌ را به‌ سطح‌ تاثرات‌ و داده‌هاي‌ حسي‌ فرو بكاهند و آنگاه‌ به‌ ياري‌ اصل‌ تداعي‌ تصورات‌ يا معاني، آنها را بازسازي‌ كنند. راي‌ اساسي‌ تجربه‌گرايان‌ پديدارگرا اين‌ بود كه‌ ما فقط‌ مي‌توانيم‌ پديده‌ها را بشناسيم؛ يعني‌ از صورت‌ تاثرات‌ حسي‌ آنها آگاه‌ شويم‌ و چنانچه‌ حقايقي‌ هم‌ فراسوي‌ اين‌ پديدارها باشند، براي‌ ما شناختي‌ نيستند. اما ايدئاليستها معتقد بودند كه‌ امور ناشناختي‌ يا اشياي‌ في‌ نفسه‌ (نومنها) جلوه‌هايي‌ از حقايق‌ غيرمادي‌ و روحاني‌اند كه‌ خود را از طريق‌ ذهن‌ انسان‌ آشكار مي‌سازند. بنابراين‌ ذاتا معقول‌ و شناختي‌اند(2). و اساسا معقول‌ و قابل‌ فهم‌ بودن‌ خصلت‌ ذاتي‌ واقعيت‌ است، ولي‌ لازمه‌ چنين‌ خصلتي‌ اين‌ نيست‌ كه‌ واقعيت‌ حتما بايد توسط‌ كسي‌ فهميده‌ يا تجربه‌ شود و يكسره‌ به‌ اذهان‌ ما وابسته‌ باشد، بلكه‌ اذهان‌ ما بخشي‌ از واقعيت‌ است‌ و چون‌ واقعيت‌ يك‌ كل‌ همبسته‌ است(interconnected whole) اصولاً‌ براي‌ ذهن‌ عاقل‌ قابل‌ حصول‌ است؛ هر چند عملاً‌ چنين‌ نيست؛ زيرا ما عالم‌ مطلق‌ نيستيم‌ و فقط‌ مي‌توانيم‌ بخشي‌ از واقعيت‌ را بشناسيم‌ و ممكن‌ است‌ بخشهايي‌ از واقعيت‌ هيچ‌ گاه‌ خود را بر اذهان‌ ما آشكار نكنند و ما آنها را نشناسيم. اما اين‌ سبب‌ نمي‌شود كه‌ واقعيت‌ فراتر از دسترسي‌ اذهان‌ ما باشد.
بخش‌ قابل‌ شناسايي‌ واقعيت‌ از كل‌ واقعيت‌ جدا نيست‌ بلكه‌ فقط‌ پاره‌اي‌(fragment) از آن‌ است. از اين‌ رو، يك‌ شيء از لحاظ‌ متافيزيكي‌ و از لحاظ‌ معرفت‌ شناختي‌ (مقام‌ ثبوت‌ و اثبات) نمي‌تواند با ساير اشيا و كل‌ جهان‌ بي‌ ارتباط‌ باشد و كار فلسفه‌ نيز تفسير ارتباط‌ و همبستگي‌ متقابل‌ امور واقعي‌ است. ارتباط‌ و نسبت‌ يك‌ شي‌ با ساير امور عالم، نسبتي‌ ذاتي‌ و ضروري‌ است، نه‌ اتفاقي‌ و عرضي. به‌ همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ وقتي‌ هر بخشي‌ از واقعيت‌ را درك‌ مي‌كنيم، آن‌ را چونان‌ يك‌ مجموعه‌ و دستگاه‌ در مي‌يابيم‌ يعني‌ آن‌ واقعيت‌ را در ارتباط‌ و نسبتش‌ با واقعيتهاي‌ ديگر مي‌فهميم.
ايدئاليستها معتقدند كه‌ چون‌ واقعيت‌ همواره‌ يك‌ كل‌ و سيستم‌ همبسته‌ است، صدق‌ يك‌ قضيه‌ خاص‌ نيز در هماهنگي‌اش‌ با تجربه‌ ما از آن‌ واقعيت‌ به‌ منزله‌ يك‌ كل‌ جامع‌ معلوم‌ مي‌شود. به‌ گفته‌ بلانشارد:
«نظر بر اين‌ است‌ كه‌ واقعيت‌ يك‌ سيستم‌ كاملاً‌ نظم‌ يافته‌ و قابل‌ فهم‌ است. در هر زمان‌ خاص‌ درجه‌ صدق‌ در تجربه‌ ما به‌ منزله‌ يك‌ كل‌ همانا درجه‌ سيستمي‌ است‌ كه‌ در تجربه‌ به‌ آن‌ رسيده‌ايم. درجه‌ صدق‌ يك‌ قضيه‌ جزئي‌ را بايد در وهله‌ اول‌ با هماهنگي‌اش‌ با تجربه‌ به‌ منزله‌ يك‌ كل‌ كاملاً‌ جامع‌(allcomprehensive) و واضح‌ و روشن‌(fully articulated) جست.(3) برادلي‌ نيز معتقد است‌ كه‌ صدق، يك‌ بيان‌ ايدئال‌ از جهان‌ است‌ كه‌ كاملاً‌ هماهنگ‌ و فراگير است‌ و با واقعيت‌ ايدئال‌ چونان‌ يك‌ سيستم‌ و كل‌ منسجم‌ منطبق‌ است.»
صدق‌ يك‌ بيان‌ مطلوب‌(ideal expression) از جهان‌ است‌ كه‌ در عين‌ حال‌ هماهنگ‌ و جامع‌ است. اين‌ بيان‌ نبايد با خود در تعارض‌ باشد، و نبايد هيچ‌ گفته‌اي‌(suggestion) بيرون‌ از آن‌ قرار گيرد. صدق‌ كامل‌ به‌طور خلاصه‌ بايد ايده‌ يك‌ كل‌ سيستماتيك‌ را تحقق‌ بخشد.(4)
هماهنگي‌ صدق‌ فقط‌ سازگاري‌ محض‌ نيست، بلكه‌ رابطة‌ وابستگي‌ و استلزام‌ دو سويه‌ در كل‌ مجموعة‌ واقعيتِ‌ معلوم‌ است. هيچ‌ قضيه‌ جزيي‌ نمي‌تواند در يك‌ كل‌ هماهنگ، كاذب‌ باشد، وقتي‌ بقيه‌ قضاياي‌ مجموعه‌ صادقند و نيز نمي‌تواند صادق‌ باشد وقتي‌ كه‌ ساير قضايا كاذبند. بنابراين، يك‌ قضيه‌ مستقلا‌ نمي‌تواند صادق‌ يا كاذب‌ باشد، بلكه‌ فقط‌ در صورتي‌ صادق‌ است‌ كه‌ با بقية‌ قضاياي‌ سيستم‌ هماهنگ‌ باشد. يواكيم، يكي‌ ديگر از ايدئاليستهاي‌ حامي‌ نظريه‌ هماهنگي‌ صدق، مي‌گويد صدق‌ يك‌ كل‌ انداموار(organic whole) است‌ به‌ طوري‌ كه‌ همه‌ عناصر آن‌ متقابلا مستلزم‌ يكديگرند.(5)
نظريه‌ هماهنگي‌ صدق، گاهي‌ براي‌ بيان‌ ماهيت‌ صدق‌ و گاهي‌ براي‌ تعيين‌ معيار صدق‌ به‌ كار مي‌رود. صدق‌ به‌ معناي‌ هماهنگي‌ از تناسب‌(fit) ميان‌ قضايا و يا به‌ هم‌ آويختگي‌(hangstogether) آنها حكايت‌ مي‌كند. اين‌ تعريف‌ بويژه‌ در مورد قضاياي‌ تاريخي‌ و امور حقوقي‌ كاربرد مي‌يابد كه‌ در آنها واقعيت‌ عيني‌ مستقيما در دسترس‌ نيست. قضات‌ دادگاهها نمي‌توانند مستقيما از طريق‌ مقابلة‌ گزاره‌هاي‌ ادعايي‌ با واقعيت‌ خارجي‌ درباره‌ درستي‌ آنها داوري‌ كنند، بلكه‌ فقط‌ با شنيدن‌ شهادتهاي‌ بعضا متعارض‌ و بررسي‌ ادله‌ طرفين‌ دعوا و نيز دفاعيات‌ وكلاي‌ مدافع‌ و اظهارات‌ دادستان‌ در مي‌يابند كه‌ كدام‌ مجموعه‌ از ادله‌ واظهارات‌ با هم‌ متناسب‌ و كدام‌ نامتناسب‌ و در نتيجه‌ نادرستند. مورخان‌ نيز به‌ همين‌ سان‌ درباره‌ امور تاريخي‌ داوري‌ مي‌كنند و اساسا در همه‌ مواردي‌ كه‌ دسترسي‌ مستقيم‌ به‌ موضوع‌ مورد بررسي‌ امكان‌ ندارد، فقط‌ مي‌توان‌ بر اساس‌ اطلاعات‌ موجود و هماهنگي‌ يا ناهماهنگي‌ آنها با يكديگر دربارة‌ درستي‌ يا نادرستي‌ يك‌ مدعا تصميم‌ گرفت.
..................


ترجمه انگلیسی به فارسی سایت تحقیق

برای پیدا کردن ما فقط کافیست «سایت تحقیق» را در گوگل سرچ کنید

ترجمه فارسی به انگلیسی سایت تحقیق
رفرنس نویسی با نرم افزار endnote سایت تحقیقصحافی پایان نامه رساله مقاله کتاب سایت تحقیق
با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید

Tel : 09118370377
Email : tahghighnet@yahoo.com
Telegram : @tahghighnet
channel: https://t.me/tahghighchannel
Instagram : tahghighnetinsta
www.tahghigh.net
2020 - 2007