امروز : 31 اردیبهشت سال 1392
بازدید امروز : 2968 نفر
صفحه اصلی
تحقیق
پروژه
تحقیق های آماده
طرح های کارآفرینی
سفارش ترجمه
ترجمه های آماده
برنامه نویسی
کارهای آماری - spss
سفارش پروپوزال ( جدید ویژه 1392 )
پاورپوینت ( جدید ویژه 1392 )
پلان مسکونی
ورود اعضا
عضویت
ارتباط با مدیر
راهنمای سایت
موضوع :
انواع مجازات ها در قانون جزا
تحویل در محیط : word
ابتدا مبلغ سفارش را به شماره 0102834007003به نام علیرضا هاشمی واریز با داشتن شماره فیش افدام به سفارش کنید - قابل پرداخت از کلیه بانکهای عضو شتاب
و یا از طریق انتقال به شماره کارت 6037991401187285 پرداخت و با داشتن شماره کارت اقدام به سفارش نمایند و یا از طریق پرداخت آنلاین اقدام نمایید
براي اين كه عملي يا رفتاري جرم باشد و مرتكب اين رفتار مجازات شود، بايد قانوني وجود داشته باشد. در ايران، «قانون مجازات اسلامي» به تعيين اعمال مجرمانه و مجازاتهاي مقرر براي آن پرداخته است. اگر در روزنامهاي ميخوانيم كه احمد كه به 15 فقره سرقت اتومبيل اقرار نموده بود، به 15سال حبس تعزيري محكوم شد يا داريوش كه در سال 1382 عمدا همسر خود را به قتل رسانده بود به قصاص نفس محكوم گرديد يعني در جامعه قانوني وجود دارد كه در آن قانون، عمل سرقت مال ديگري يا قتل انسان زنده جرم شناخته شده و براي آن مجازات تعيين شده است
در قانون مجازات اسلامي مجازاتها به 5 دسته تقسيم شدهاند كه عبارتند از:
1-حدود2-قصاص3-ديات4-تعزيرات 5 - مجازاتهاي بازدارنده.
عقوبت هر يك از جرايم مندرج در اين قانون، يكي از اين مجازاتها است كه در قانون كاملا مشخص شده است كه در ذيل به شرح آنها پرداخته ميشود:
حدود:
حدود به آن دسته از مجازاتها گفته ميشود كه ميزان و نحوه اجراي آن در شرع تعيين شده است.
حد: در لغت بمعني دفع و منع است (1)و در اصطلاح جزائي عبارت از مجازاتي است كه شارع براي بعضي جرائم مشخص نموده و قانون با ارحاز شرايط نمي تواند به كمتر يا بيشتر از آن حكم نمايد مانند حد قذف ( نسبت دادن زنا يا لواط ) كه بموجب ماده 140 قانون مجازات اسلامي مستوجب هشتاد ضربه شلاق است.
جرائمي همچون زنا، شرب خمر، محاربه و افساد فيالارض جزو جرايم مشمول حد هستند كه مجازاتهايي همچون شلاق و تبعيد و قطع عضو براي آنها مقرر شده است. براي مثال، مجازات جرم محاربه و افساد فيالارض، تبعيد و نفي بلداست و مجازات شرب خمر، 80 ضربه شلاق است.
قصاص:
مجازات قتل عمدي قصاص نفس است. هنگامي كه آقاي «الف» به قصد انتقام و عمدا آقاي «ب» را به قتل ميرساند، مرتكب قتل عمدي شده كه مجازاتش قصاص نفس است. يا اگر آقاي «الف» در دعوا با آقاي «ب» وي را عمدا مجروح نمايد كه انگشت دست آقاي «ب» قطع شود، مرتكب قطع عضو عمدي شده كه مجازاتش قصاص عضو خواهد بود.
قصاص اصطلاحی فقهی و به معنای مجازات مجرم، به تناسب جرم، است. بشر در زمانهای قدیم برای مجازات مجرمان حدی قائل نبود و ارتکاب جرم ناچیزی کافی بود تا در حق مجرم، مجازات نامحدودی اعمال شود. در شرایع الهی و ادیان آسمانی، قانون قصاص وضع شد که به موجب آن مجازات مجرم متناسب با جرم انجام شده مقرر گردید.
اصل قانون قصاص موجب بازدارندگی از وقوع جرم میشود، چرا که اگر کسی بداند در مقابل هر جرمی که مرتکب شود، قصاص و مقابلهای به مثل خواهد داشت، از ارتکاب جرم دوری میکند.
به همین دلیل قرآن کریم میفرماید:«ولکم فی القصاص حیره یا اولی الالباب»
(ای صاحبان خرد قصاص برای شما موجب حیات و زندگی است.)
شرایط قصاص
در زیر به طور خلاصه شرایط قصاص آمده است:
1. تساوى در موقعیت اجتماعى
يكى از شرايطى كه در زمان ما موضوعاً منتفى است، اين است كه قاتل و مقتول بايد از نظر طبقه اجتماعى هر دو آزاد و يا هر دو برده باشند. بنابراين، اگر انسان آزادى مرتكب قتل عمد يك برده شود، قصاص نخواهد شد، ولى اگر برده مرتكب قتل يك انسان آزاد بشود، به طريق اولى قصاص مىشود.
2. تساوى در جنسیّت
يكى ديگر از شرايط قصاص كه درضمن شرط اوّل در كتابهاى فقهى مطرح شده است، اين است كه اگر مقتول زن است، قاتلِ مرد را در قبال او نمىتوان قصاص كرد، مگر اين كه اولياى مقتول، نصف ديه كامل به قاتل بپردازند كه در آن صورت مىتوانند او را قصاص كنند. بنابراين، تساوى در جنسيّت، شرط اجراى قصاص است، لذا مرد را در قبال كشتن مرد قصاص مىكنند و زن را نيز در قبال كشتن زن، ولى قصاص مرد در قبال كشتن زن، بدون پرداخت نصف ديهِ كامل، ممكن نيست، امّا قصاص زن در قبال كشتن مرد به دليل اولوّيت و نيز ادلّه فقهى امكان پذير است، اگر چه پرداخت نصف ديه كامل از اموال زن به اولياى مقتول، علاوه بر قصاص، مورد اختلاف است.
البته قول مشهور در ميان اهل سنّت، اين است كه مرد در قبال كشتن زن، قصاص مىشود، بدون پرداخت نصف ديه و قول به پرداخت نصف ديه، بسيار ضعيف شمرده شده است. از طرف ديگر قول شاذّى از حسن بصرى نقل شده است كه وى قصاص مرد در قبال زن را به دليل مفهوم آيه شريفه «الانثى بالانثى» جايز نمىداند و عموم «النفس بالنفس» نيز نمىتواند معارض با اين مفهوم باشد، چون مربوط به شريعت موسى است و حجيّت شريعت موسى براى ما مورد اختلاف است. بنابراين، كشتن مرد در قبال زن بر اساس رعايت مصالح عامه است.
3. تساوى در دین
يكى ديگر از شرايط قصاص، تساوى در دين است، به اين معنا كه هيچ مسلمانى را در قبال كشتن غير مسلمان اعم از ذمّى، مستأمن و حربى قصاص نمىكنند، ولى غير مسلمان در قبال كشتن مسلمان قصاص مىشود و نيز اگر غير مسلمانى مرتكب قتل غير مسلمان ديگرى بشود او نيز قصاص خواهد شد، اگر چه قاتل و مقتول پيرو يك دين نباشند.
4. انتفاى رابطه پدر و فرزندى
يكى ديگر از شرايط قصاص اين است كه مقتول فرزند قاتل نباشد؛ به عبارت ديگر، پدر را در قبال كشتن فرزند خود قصاص نمىكنند و در اين حكم تفاوتى بين فرزند پسر و دختر نيست. بنابراين، اگر پدرى مرتكب قتل فرزند خود بشود، فقط ملزم به پرداخت ديه به اولياى ديگر فرزند مىباشد، مگر اين كه از طرف آنها مورد عفو قرار گيرد. البته در اين خصوص علاوه بر ديه، بر تعزير او توسط حاكم نيز تأكيد شده است كه ظاهراً در صورت عفو اوليا نيز قابل اعمال مىباشد.
5. بلوغ قاتل
بلوغ، يكى از شرايط اصلى به وجود آمدن مسئوليت كيفرى است و غيربالغ جز در خصوص ضمانات مالى، اصولاً مسئول اعمال و رفتارى كه انجام مىدهد نيست، بر همين اساس يكى از شرايط قصاص اين است كه قاتل به بلوغ شرعى رسيده باشد. بنابراين، اگر غير بالغ مرتكب قتل عمد شود، قصاص نخواهد شد و اين مسئله مورد اتفاق همه فقها مىباشد.
6. عاقل بودن قاتل
مشروط به عدم جنون قاتل است. بنابراين، اگر مجنون مرتكب قتل عمد شود، عاقله او مسئول پرداخت ديه هستند و اين مسئله مورد اتفاق همه فقها مىباشد.
7. مست نبودن قاتل
يكى ديگر از شرايط قصاص، مست نبودن قاتل است، زيرا شخص مست قادر به درك حسن و قبح افعال خود نيست، در اين صورت آيا چنين كسى را مىتوان مسئول اعمال خود دانست و او را در قبال جرايمى كه در حال مستى مرتكب شده است مجازات نمود؟
على رغم اتفاق فقها بر اين كه انسان مست، فاقد عمد و اختيار است، در مورد مجازات او اختلاف نظرهايى وجود دارد. فقهاى اماميّه اتفاق نظر دارند بر اين كه اگر شخص مست در مست شدن خود مسئول نباشد، نسبت به اعمالى هم كه در حال مستى انجام مىدهد مسئول نيست. اما در غير اين مورد دو نظريه عمده وجود دارد: نظريه مشهور فقها كه ادّعاى اجماع نيز بر آن شده، اين است كهشخصمستمسئول است و تفاوتى بين او و شخص غير مست وجود ندارد .در مقابل، بعضى ديگر از فقها مانند، علاّمه در «قواعد» و شهيد در«مسالك». قائل بهعدم قصاص هستند.
..................
آماده عقد قرار داد با کلیه مراکز آموزشی تحقیقاتی کشور جهت پذیرش نمایندگی فعال سفارشات طراحی وب سایت و کلیه امور مربوطه شماره پاسخگوی سایت : 09118370377 09111491359 Email : tahghighnet@yahoo.com