دوشنبه 7 بهمن 1398
بازدید امروز : 4730 نفر
موتور جستجوی سایت نیازمندیهای دانشجویی موتور جستجوی پیشرفته مقالات و تحقیقات و ...
تلگرام سایت تحقیق
سفارش پیشینه پژوهش سفارش از طریق تلگرام یا واتس آپ
تحویل در محیط ورد : word
عنوان :

جایگاه زن در داستان های ذکرتامر اهل سوریه

عنوان سفارش :
جایگاه زن در داستان های ذکرتامر اهل سوریه
تعداد صفحه :
15
قیمت :
1500 تومان
  • مقدمه
  • زکریا تامر یکی از نویسندگان سوریه است . زکریا تامر از نویسندگانی است که مفهوم اصلی خود را در قالب داستان کوتاه می آورد و ساختار آن را با اجزای منحصر به خود می سازد. برای درک پیام داستان های او باید آن ها را در سایه محور نشینی (ارتباط اجزا با هم) و جانشینی (قرار گرفتن اجزا به جای هم) تحلیل کنیم.

  • بیان مسئله
  • زن‌ها در قالب‌های مختلف در داستان های ذکریا تامر ظهور می‌کنند، حال آن‌که جملگی آرامش راوی را فراهم می‌آورند. او‌گاه زن را بخشی از طبیعت و‌گاه خود طبیعت می‌داند. شخصیت‌های تامر معنای عشق را در نمی‌یابند، ولی همیشه به دنبال آن هستند.
  • روش تحقیق
  • با استفاده از کتابها و مقالات و از روش مطالعه کتابخانه ای استفاده شده است.
  • مباحث نظری
  • مبارزه با ارزشها و سنتهای ارتجاعی جامعه

    تامر از میان معضلات یک اجتماع بیمار، به باورهاي دست و پاگیر سنتی دربارة » زن «،نظام طبقاتی، عقده هاي فقرا، ناکامی اجتماع در پرورش نسل آینده ساز در نتیجۀ نفی حضور زن در جامعه می پردازد.جامعۀ روایی تامر، فردِ ازهم گسیخته را پشت ارزشهاي مخالف با آمالش مخفی می کند که موجب انزواي وي از جامعۀ واپس گرا و گاه خودکشی میشود. تامر در ترسیم زندگی خانوادگی جامعۀ عوام زده، به ازدواج سنتیِ خالی از خلوص نیت، تفاهم و عشق اشاره می کند که بر اساس نگاه ابزاري به زن است. وي خشونت مرد را بر زنی به تصویر می کشد که در معرض انواع نادیده گرفتن هاي اجتماعی است.( )عبدي، فن القصه،ص5). » لمیا «در » السجن «، روز فوت همسرش، از ترس قضاوت، مقابل مردم زاري می کند اما در خلوت شبانه، به دلیل آزادي از زندان همسر، لبخند رضایت بر لب دارد. )الصمادي، 1995 ، ص 97). در » العائله «عائشه بدون ناراحتی، همسرش را دفن میکند و طراوت گذشته را با وجود سن بالا باز می یابد.( تامر، دمشق الحرائق، صص251-252) پیمان شکنی زن در داستانهاي تامر نمود پر رنگی دارد همان گونه که در » دن ژوان کرجِ «هدایت؛ گر چه موقعیت اجتماعی و انگیزة زنان در جامعۀ روایی دو نویسنده، یکسان نیست. تامر در ادامه و در بیان مصائب جامعه، بدون دفاع از روسپی ها، نقش جامعه را در تباهی شان نادیده نمی گیرد؛ وي از جامعه اي میگوید که حتی مجال خوب بودن را به زن نمی دهد و مردانش به خودشیفتگی دچار دو تجسم جسمانی از عشق دارند. کلاتۀ » رحیم الی اخبار «پس از توبه ازدواج میکند، اما فساد جامعه او را رها نمی کند. امر در عین حال، جامعۀ سلطه گر را قبول ندارد و پیامدهاي منفی آن را نیز رد می کند و از این رو است که در جاي دیگر، قهرمان مرد، در رؤیاي زنی است تا با او از تنهایی اش حرف بزند، این زن را بدون رد و بدل شدن کلامی، احساس می کند و او را برکنار از ظلم جامعه و پیامدهاي منفی آن می خواهد )عبدي، استدعاء التراث، ص 63)زنی از طلا که خودش ساخته باشد: » سيصنع امرأةً من ذهبٍ و سيحبها بضراوةٍ « تامر، صهیل الجواد الأبیض، ص 92) زن بی اراده، در عروسک پشت پرده نیز جلوه دارد. قهرمانان مفلوک تامر، معنی زندگی را در زن می بیند و فارغ از اندیشۀ والایی و چاره جویی، به سرنوشتی شوم گردن نهاده و در غم دیروز و یأس فردا سرگردانند. در داستان «النابالم النابالم» لیلی دست در دست احمد، در خیابان راه می رود ناگاه احمد دست او را پس می زند اما لیلی با بی اعتنایی به ارزشها دستش را محکم میگیرد. آزادي مد نظر قهرمانان تامر، مطلق است در نتیجه، ارزشها حکم سرکوبگر را علیه آزادي فرد دارند.اما چنین نیز میتوان تفسیر کرد که اینان نیز مانند قهرمانان کافکا، حضور مراقب را در انزواي خویش حس می کنند.( تامر، الرعد،ص 59).

    از دیگر مسائل اجتماعی، قضیۀ ناموسی « لکه عار » است که تامر این مسأله را بر برائت زن تطبیق داده و معتقد است که جامعه با چشم کور این مسأله را میبیند. هنگامیکه مردان منطقۀ سعدي در» الخراف «عائشه دختر عبدالله را بی روسري می بینند این عمل را خروج علیه سنتها و موجب بیاعتنایی زنان دیگر به چیرگی مردان می دانند که سرانجام باعث میشود خانوادة عبدالله، سوگوار پسرشان که از خواهرش دفاع کرده شوند و عبدالله با این که سرکش بر سنتها نیست، این سؤال را طرح می کند: إذا ارتدت عاهرةٌ ملاءةً، فهل تصيرُ شريفةً فاضلةً؟ (تامر، دمشق الحرائق،ص 112) این پرسش، هشداري است که به ازهم گسیختگی یا مرگ انسان، در سایۀ ارزشهاي مرگ آفرین می انجامد و تناقض جامعۀ متعصب با خود و سرگشتگی بین رد و قبول و تسلیم و عناد نمود می یابد. در » الحفره «نوال، دختر خردسالی است که برادرش او را در حال صحبت با پیرمردي می بیند و با این توجیه که «العارُ یجبُ أن یمحی «( همان، ص152) او را می کشد. تامر در ترسیم این رفتار، مبالغه میکند تا تجسم سرکوب را درونی کند. وي برخلاف کافکا درد را آنطور که هست ارائه می دهد و معتقد است که نمی توان تغییر امور انزوایی را آموزش داد و گذر زمان، تعیین کننده است. )زکل،1387، ص60).

  • - سلطۀ مستبدان
  • مستبدان داستان هاي تامر عبارت اند از پلیس )نمایندة حکومت مستبد( به عنوان عنصر شر و فعّال مایشاء. سپس افراد مدعی دین که قداست دین را می زدایند و اعمالشان موجب ناکامی، انزوا و فناي قهرمان است. عامل سوم،پدر است که با فرافکنی و در نتیجۀ سرکوبی که ضد او در خارج خانه اعمال می شود،سرکوب را درون منزل اعمال می کند؛ این زورگویی ها علیه زن به دلیل زن بودنش مضاعف است. چهارمین عنصر سلطه، فرد عامی نادان است. در جامعۀ متحجر ترسیمی تامر، زن، محروم از حق زندگی و دوست داشتن است؛ زن تحصیلکرده، عملی خارج از چارچوب خرافه انجام داده و لایق مرگ است و تنها حضور زن اُمی نیز در چارچوب روابط انسانی و اجتماعی است درحالیکه باید مطیع شوهر باشد. )عبدي، استدعاءالتراث فی ادب زکریا تامر، 2009، ص2) در » حارة السعدي «از نظر مرد، زن نباید به دوست داشتن یا نداشتن بیندیشد و نسبت به چیزي معترض باشد، تنها در زمینۀ عرضۀ خود به مرد حق دارد : «و تزَينت بعضُ فتياتِ الحارةِ، و حاولنَ أن يلفتنَ أنظارَه اليهن « (تامر، دمشق الحرائق، ص167) پس بی گناه به دست برادري که به قتل او افتخار می کند کشته می شود » وأعلنَ مرفوعَ الرأسِ أنَه ذَبَحَ أختَه «( تامر، ربیع فی الرماد، ص 137) زن، خود را کالایی در دست مرد می داند، زیرا در جامعۀ بیمار، تنها راه ابراز وجود زن، خودنمایی است. در » موت الشعر الاسود «ظلم به زن، نتیجۀ نظام طبقاتی و عقب افتادگی است. فاطمه، تمایل به ازدواج با همسر خشنش نداشته است (تامر، دمشق الحرائق، ص 138) این زنان، مانند قهرمانان کافکا پشت دَرِ سرنوشت و خفقان اجتماعی مانده اند؛ بی گناه، تحت تعقیب اند یا کشته می شوند.

    تامر با تجسم شرایط زندگی در جامعۀ عامی، خشونت مرد و سرکوب اعمال شده علیه زن و نمونه هایی از ازدواج سنتی خالی از عشق و اخلاص را ترسیم می کند. در » الصیف «عطاف، تسلیم خواست ماجد می شود ولی ماجد، ازدواج را قبول ندارد و با زورگویی می خواهد او را تسلیم خواستۀ پلیدش کند. )تامر، صهیل الجوادالابیض، ص 108). وي به زنی که همه چیزش را در راه عشق داده است فکر نمیکند. این مثال ها نشان می دهد که خودشیفتگی، موجب شده تا مرد جویاي خوشبختی، علیرغم کوشش براي نیل به عشق، به آن نرسد. در » ثلج آخر اللیل «یوسف با سرکوب پدر مواجه است. می ترسد مقابل او سیگار بکشد و این فشارها با اجبار یوسف به کشتن خواهرش که با پسري فقیر ازدواج کرده است، ادامه می یابد. اما یوسف نمیخواهد او را بکشد و سخن او را در مورد پدر تکرار می کند » کلُ اللومِ عَلَی أبي لَن أسامحَه..عذّبَنا کثیراً «(تامر، ربیع فی الرماد، ص 20) در » البدوي « پدر سمیره اگر بداند او کسی را دوست دارد، سلاخی اش می کند پدر متحجر و متعصب داستانهاي تامر در ازهم گسیختگی فرد، نقش اساسی دارد.

    شخصیت نادان سرکوب گر، در دو فرد به نامهاي » قاسم و صیاح «و در داستان » الراية السوداء« متجلی می شود که چون خواهر روشنفکر غسان، پوشش مورد نظرشان را ندارد برادرش را واجد قتل می دانند و جواب فکر را با مشت می دهند.داستانهاي تامر بیان تراژدي انسان روشنفکر، خلأ عاطفی و تحیر در برابر محدودیت ها است که نهایتاً، به انزوا و پوچی می انجامد. تامر در انتقاد از اجتماع خودکامۀ از آنِ سرمایه داران، به طنز تلخ رو می آورد تا سرنوشت جامعه اي را که در آن جرأت مخالفت نیست، ترسیم کند. نیروي سلطه )رمز ظلم( زمانی که احساس آزادي به وجود می آید، ناگاه ظاهر میشود و حتی مردگان را براي محاکمه از قبر بیرون می کشد. قانون، در مقابل شخص است نه حامی او، و مظلوم، محکوم است. بُن مایۀ سخن تامر در متن زیر دیده می شود:( لماذا وُلدتَ مادمتَ بریئاً؟ جئتَ إلی هذا العالمِ کَی تهلكَ و ستهلكُ دون احتجاجٍ فأنتَ مجرمٌ )( تامر، ربیع فی الرماد، ص31) .غلبه شر را بر خیر، حتمی می داند.این قهرمانان، بی خبر، تحت تعقیب اند و مانند قهرمانان کافکا، توان شناخت خود و محیط را از دست داده و زیستی پُردلهره و تردید دارند و در جهانی پوچ و بیرحم می زیند.(زکل ، 1387، ص61).تنها گناهشان، به دنیا آمدن است. در ساختار فنی داستانهاي تامر، شخصیت، به عنوان نمایندة مصائب مردم در برابر نیروهاي سلطه، جلوه اي جمعی دارد و اگرچه گاه نامعقول است اما در آفرینش آن، واقعیت دخیل است. این قهرمانان )بویژه زنان(،شکست خورده و بی هویت و تسلیم شرایط اند. در این دنیا، مُردن، اعم از مرگ طبیعی،خودکشی و اعدام و نیز ناامیدي و گرسنگی به عنوان نماد فقر، دیده میشود )عبدي، انعکاس المذاهب الادبية( و قهرمان، به دلیل روحیۀ ماشینیزم حاکم، هویت و قدرت تعامل با جهان خارج را از دست میدهد و به ازخودبیگانگی و مسخ سوق داده میشود، پس بهترین گزینه، آغاز تجربه اي جدید به نام مرگ است.

    تحقیقهای مشابه
    جایگاه زن در داستان های ذکرتامر اهل سوریه
    15 صفحه - 1500 تومان
    بررسی جایگاه زن مسلمان در نظام های دموکراسی روش تحقیق
    23 صفحه - 3000 تومان
    نقش و جایگاه اهل بیت در تفسیر قران
    25 صفحه - 3500 تومان

    ترجمه انگلیسی به فارسی سایت تحقیق

    برای پیدا کردن ما فقط کافیست «سایت تحقیق» را در گوگل سرچ کنید

    ترجمه فارسی به انگلیسی سایت تحقیق
    رفرنس نویسی با نرم افزار endnote سایت تحقیقصحافی پایان نامه رساله مقاله کتاب سایت تحقیق
    با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید
    صفحه اصلی| تحقیق | تحقیق های آماده | ترجمه | ترجمه آماده | کار آماری | کار آماری آماده | طرح کارآفرینی | نما و پلان

    Tel : 09118370377
    Email : tahghighnet@yahoo.com
    Telegram : @tahghighnet
    channel: https://t.me/tahghighchannel
    Instagram : tahghighnetinsta
    www.tahghigh.net
    2020 - 2007