جمعه 22 آذر 1398
بازدید امروز : 5145 نفر
موتور جستجوی سایت نیازمندیهای دانشجویی موتور جستجوی پیشرفته مقالات و تحقیقات و ...
تلگرام سایت تحقیق
سفارش پیشینه پژوهش سفارش از طریق تلگرام یا واتس آپ
تحویل در محیط ورد : word
عنوان :

نژاد پرستی صهیونیسم

عنوان سفارش :
نژاد پرستی صهیونیسم
تعداد صفحه :
29
قیمت :
3500 تومان
  • فهرست مطالب
    1. نژاد پرستی صهیونیسم
      واژه صهیونیسم
      صهیونیسم اولیه
      علت نژادپرستی صهیونیست ها
      قوم یهود از برگزیدگی تا نژادپرستی
      تورات و تلمود، سند نژادپرستي يهود و صهيونيسم
      منابع

    صهیونیسم یا صیونیسم(به انگلیسی: Zionism)‏ یک جنبش سیاسی و ملی‌گرای یهودی ست که در اواخر سده ۱۹ میلادی شکل گرفت. عمده‌ترین هدف جنبش صهیونیسم، تشکیل کشوری برای یهودیان بود. این جنبش بر منابع تاریخی و مذهبی‌ تکیه دارد که یهودیان را به سرزمین اسرائیل ارتباط می‌دهد. این سرزمین همان فلسطین یا آنچه برخی آن را امروزه اسرائیل می‌نامند، می‌باشد که قوم یهود از حدود ۳۲۰۰ سال پیش تا سال ۲۰۰ میلادی (که امپراتوری روم آن‌ها را پراکنده کرد) در آن سکونت داشتند. صهیونیسم، اعتقادات یهودیان سرتاسر جهان را تحت شعاع قرار می‌دهد و آنها را ترغیب به مهاجرت به فلسطین می‌کند. به همین علت در ابتدا یهودیان با هر عقیده‌ای، چه چپ، چه راست، چه مذهبی و چه سکولار به این جنبش پیوستند. پس از مدتی که اختلافات عقیدتی در آن‌ها بروز کرد صهیونیسم به شاخه‌های دیگری مانند «صهیونیسم مذهبی» ، «صهیونیسم سوسیال» ، و «صهیونیسم تجدیدنظر طلب» تقسیم شد. با این حال تمام این شاخه‌ها در عقیدهٴ پایه، یعنی بازگشت یهودیان به فلسطین و تشکیل دولت یهودی مشترکند.
    مخالفت‌هایی با صهیونیسم در موارد مختلفی چون مخالفت‌های مذهبی، نحله فکری ملی‌گرای رقیب و اختلاف عقیده سیاسی که این ایدئولوژی غیر اخلاقی یا غیر عملی می‌شمارد، به وجود آمده‌است.
    مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۷۵ قطعنامه ۳۳۷۹ را با ۷۵ رأی موافق، ۳۵ رأی مخالف و ۳۲ رأی ممتنع به تصویب رساند که در آن «صهیونیسم شکلی از نژادپرستی و تبعیض نژادی معرفی شده» بود. در سال ۱۹۹۱ همین مجمع در قطعنامه ۴۶/۸۶ با ۱۱۱ رأی موافق، ۳۲ رأی مخالف و ۱۳ رأی ممتنع اعلام کرد که قطعنامه ۳۳۷۹ را لغو می‌کند.

    واژه صهیونیسم

    واژه «صهیونیسم» برگرفته از «صهیون» یا صیون (به عبری: ציון)، نام تپه‌ای در اورشلیم (که در تورات نیز به آن اشاره شده) است. ناتان برنبام برای اولین بار این کلمه را به معنای «ملی گرایی یهودی» در ژورنال «خود-رستگاری» به کار برد. صهیونیسم در ابتدا از مایه‌های مذهبی یهودیان برای اجتماع آنان در فلسطین وام می‌گرفت، با این حال صهیونیسم مدرن، بیشتر جنبشی سکولار است که بنا به ادعای خودشان در پاسخ به یهودستیزی‌های قرن ۱۹ در اروپا فعالیت می‌کند. از زمان پایه ریزی کشور اسرائیل، کلمهٴ «صهیونیسم» عموماً به معنای پشتیبانی کردن اسرائیل به عنوان کشوری برای یهودیان به کار می‌رود.

    صهیونیسم اولیه

    پس از رنسانس فرهنگی یهودیان در قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی که هاسکالا نامیده می‌شود، و در پی انقلاب فرانسه و گسترش عقاید لیبرال میان عده‌ای از یهودیان تازه از سلطه خارج شده، برای اولین بار طبقه‌ای از یهودیان سکولار به وجود آمد که دارای عقاید متداولی چون عقل گرایی، رمانتیسیم و از همه مهم تر ملی گرایی بودند. یهودیانی که یهودیگری را حداقل به معنای سنتی آن کنار گذاشته بودند، هویت جدیدی به عنوان یک ملت و بر اساس مصداق اروپایی آن برای یهودیان تشیکل دادند. الهام بخش آنها در این فعالیت، فعالیت‌های ملی دیگر کشورها، از قبیل یگانگی آلمانی‌ها و ایتالیایی‌ها، و همچنین استقلال مجارستان و لهستان بود. آنها از خود می‌پرسیدند که اگر ایتالیایی‌ها مستحق داشتن سرزمین مادری و میهن هستند، چرا یهودیان نباشند؟ پیش روی جدید در جنبش صهیونیسم در سالهای ۱۸۰۰، با تلاش نمایشنامه نویس، روزنامه‌نگار و دیپلمات متولد آمریکا، مردخای مانوئل نوح در سال ۱۸۲۰ ایجاد شد که در برقراری موطنی در گراند آیلند نیویورک برای یهودیان کوشید.

    برخاستن صهیونیسم سیاسی مدرن

    تا قبل از سال ۱۸۹۰ نیز یهودیان تلاش‌های زیادی در بر قراری منطقه‌ای یهودی نشین در سرزمین فلسطین که در قرن ۱۹ بخشی از امپراتوری عثمانی به شمار می‌رفت انجام داده بودند. در آن سال‌ها ۵۲۰۰۰۰ نفر در این منطقه (اکثراً مسلمان و مسیحیان عرب) ساکن بوده‌اند و ۲۰ تا ۲۵ هزار نفر از این مقدار را نیز یهودیان تشکیل می‌دادند. قابل ذکر است در زمان شکل‌گیری اولیه صهیونیسم مدرن نظریه‌های دیگری برای تشکیل کشور یهودی در کشورهای دیگری همچون آرژانتین نیز شد که در نهایت منتفی گشت.

    علت نژادپرستی صهیونیست ها

    يكى از خصلت هاى ناپسند يهوديان، تعصّب نژادى آنان نسبت به قوم يهود است. گويا يهود را «تافته ى جدا بافته» و مافوق قبايل و افراد، و ساير انسان ها را برده و غلام آن ها مى دانند; لذا يكى از علل كارشكنى يهود در مقابل پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرق نگذاشتن دين اسلام بين عرب، عجم، يهود و نصارى بود; زيرا ملاك ارزش در اسلام، تقوى است و چون يهود، خود را قوم برتر و دين يهود را دين برتر مى دانستند، لذا از پذيرش نظر اسلام سر بر تافتند و به بهانه هاى مختلف در مقابل پيامبر(صلى الله عليه وآله)ايستادگى كرده، و با تمام قوا جهت براندازى نظام نوپاى اسلامى تلاش مى كردند.
    قرآن كريم نيز بر اين روحيّه ى تبعيض نژادى يهود اشاره نموده، مى فرمايد:
    وَ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّاماً مَعْدُودَه ى قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْداً فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ» ; و گفتند: هرگز آتش دوزخ، چند روزى، به ما نخواهد رسيد.»; بگو: «آيا پيمانى از خدا گرفته ايد؟! خداوند هرگز از پيمانش تخلف نمی ورزد يا چيزى را كه نمى دانيد به خدا نسبت مى دهيد»؟!

    يكى از دلايل انحراف و خودپرستى يهود، اعتقاد به برترى نژادى خود، و مجازات گنهكاران آنها در ايام محدود و در اختيار داشتن بهشت الهى است. روح تبعيض نژادى يهود از همان عصر پيامبر صلّى الله عليه و آله سرچشمه مى گيرد و متأسفانه در عصر كنونى نيز آن روحيّه بر آن ها حاكم است موجب گرفتارى هاى فراوانى در دنيا شده است و مى توان گفت منشأ پيدايش اسرائيل غاصب نيز همين روحيّه ى نژادپرستى بوده است. همين تفوق نژادى باعث شده تا يهوديان، به تبليغ آئين خود نيز نپردازند و دين يهود را منحصر به خود و ديگران را حيوانى در خدمت يهود بدانند; چنان كه در «تلمود» هم به آن اشاره شده است. «بر يهود جايز نيست كه بر غير يهود شفقت و مهربانى كند.
    صهيونيسم نيز يك شاخه ى سياسى از قوم يهود است كه براى پيشبرد اهداف سياسى خود، به استفاده از روحيّه ى نژادپرستى قوم يهود تمسك نموده است. آنها در حالى اصول ملى و نژادى خود پافشارى مى كنند كه اصلاً يهوديان نژاد مشترك ندارند. بنابر گواهى «تورات»، هبرون ها كه صهيونيست ها خود را از اعقاب آنان مى دانند، آنها تنها كسانى نبوده اند كه در فلسطين مى زيسته اند، بلكه قبل از آن ها اقوام و مليت هاى ديگرى هم چون فنيقى ها، كنعانى ها و... نيز در اين سرزمين زندگى مى كرده اند... افزون بر اختلاط هبرون ها با ديگر اقوام و كوچ آن ها به سرزمين هاى ديگر، يهودى ها هم چنين به سبب زندگى چند هزار ساله در سرزمين هاى آفريقايى، از زندگى اقتصادى، فرهنگ، سرزمين، تاريخ، زبان و حتّى اعتقادات متافيزيكى مشترك فاقد هستند. زبان عبرى اى كه اكنون رواج دارد زبان مشترك واقعى همه ى يهوديان نيست، بلكه مخلوطى از زبان عبرى، لهستانى و واژه هاى اسلاوى است. تاريخ مشترك مورد ادعاى آن ها نيز مخدوش و فاقد اعتبارات علمى است; زيرا زندگى چند هزار ساله در جوامع مختلف، بيش از پديده ى فرضى و ذهنى «تورات» و تفكرات ناشى از آن، موجبات جعل تاريخ براى يهودى مذهبان را فراهم آورده است.
    به لحاظ عقيده و ايدئولوژى نيز اشتراك واقعى بين يهودى ها وجود ندارد; زيرا بسيارى از يهودى هاى اروپايى از اعتقادات مذهبى مستحكمى برخوردار نيستند و بسيارى ديگر نيز كه عمدتاً از روشنفكران هستند به نيروهاى ماوراء الطبيعه اعتقادى ندراند. شاهد گوياى اين مسئله، يهوديان ساكن سرزمين فلسطين اشغالى هستند. يهوديان سرزمين هاى عربى و آفريقايى و يهوديان موخرمايى و زاغ چشم اروپايى، نه تنها در رنگ پوست و ظاهر چهره، بلكه از نظر آناتوميك نيز با يكديگر تفاوت هاى اساسى دارند. على رغم اين مسائل كه بيان گر مخدوش بودن نژاد اصيل يهودى است، صهيونيست ها به منظور جمع كردن يهوديان پراكنده در جهان و محكم كردن سلطه ى خويش بر فلسطين اشغالى، با ادعاى برترى نژادى يهودى ها، موجوديت خشن و نژادپرستانه ى خود را بر ضد اعراب در فلسطين اشغالى به نمايش مى گذارند. البتّه در ظهور و توسعه ى اين پديده ى شوم، تمايلات شديد يهودى ها به امور بازرگانى، صنعتى، مالى، كه سرانجام آن ها «تبديل انسان به شىء» و مسخ آدمى به نفع ايجاد سرمايه و سود بيش تر، و نيز سلطه بر انسان ها و لذت بردن از آن است بى تأثير نبوده است; به قول يكى از دانشمندان غرب: «لذت بردن از سلطه ى كامل بر شخص ديگر، جوهر گرايش به آزارندگى است و هدف از آزارندگى تبديل آدمى به كالا است ، تبديل چيز جاندار به چيز بى جان. ايمان به تمدن جديد كه در آن، اقتصاد بر انسان برترى دارد و سفيدپوستان، «شايسته تر» و «با استعدادتر» از ديگران هستند باعث شد تا همانند آپارتايد در آفريقاى جنوبى، نژادپرستى در فلسطين اشغالى توسط صهيونيست ها به شدت رشد و توسعه يابد و فلسطينى ها همچون رمه هاى گوسفند زندگى دوزخى خود را در زير سلطه ى شوم نژادپرستان صهيونيست سپرى نمايند.

    در واقع صهيونيسم، فلسفه ى نژادپرستانه ى آشكارى با خود به همراه داشت و به حكم سرنوشت خويش، نژادپرستى را اساس انديشه ى بنيادين خويش قرار داد. صهيونيسم از ميان اكثر يهوديان جهان كه يهودى گرى را دينى آسمانى و معنوى، و نه پيوند سياسى قومى به شمار مى آورند، سر برآورد و انديشه ى ميهن قومى يهودى را مطرح كرد. صهيونيسم به منظور توجيه انديشه ى ميهن قومى يهود، و رويارويى با فراخوانى به آميختگى با ديگر ملّت ها، تكيه گاهى جز نژادپرستى نيافت. براى ايمان به يهودى گرى، لازم بود انديشه ى يهودى گرى، به عنوان نژاد مطرح شود، و در برابر فراخوانى به آميختگى، شعار صف بندى نژادى ارائه شود. تئودور هزتزل در سال 1895 م در كتاب «دولت يهود» چنين نوشته است:
    دليل بقاى يهوديان به صورت ملّت يگانه و نژاد متمايز، به قوانين ازدواج باز مى گردد كه (بيش از آن كه به آميختگى نژادى يارى رساند) اين امر را مانع شد. يكى از ويژگى هاى اساسى رژيم صهيونيستى، وجود و تثبيت عقيده ى خالص نژادپرستى است كه در جاى جاى بخش ها، مؤسسات، هيئت ها، تصميم ها و برخوردهاى آن ها، و هم چنين در تمامى عرصه ها و جهت گيرى ها ريشه دوانيده و در انديشه ى آنان رسوخ كرده، رفتارها را تحت حاكميت خود در مى آورد و بر جنبش مسلط مى شود. ناگهان شخص نژادپرست، در حالى به حركت در مى آيد كه اسير و جذب نژادپرستى شده است; همانند فرد بى اراده اى كه به شخصيت نياز دارد.

    در حقيقت مى توان گفت كه سياست اسرائيل، براساس اصول تفكّر تبعيض نژادى صهيونيسم استوار شده است. دكتر حامد ربيع، از دانشمندان عرب، اين واقعيت (تثبيت نژادپرستى در نظام سياسى رژيم صهيونيستى) را اين گونه بيان كرده است: «تبعيض نژادى، با تمام مظاهر و عناصر و پايه ى اساسى كه دارد، يكى از ويژگى هاى متمايز كننده ى وضع حكومتى اسرائيل در حال حاضر است ».
    پروفسور «روژه گارودى» انديشمند مسلمان فرانسوى نيز معتقد است كه نژادگرايى، سرآغاز و زمينه ى منابعى براى سياست توسعه طلبانه ى رژيم صهيونيستى به شمار مى رود. صهيونيست ها معتقدند كه آنها مردمى منتخب اند و ديگر ملّت ها بايد در خدمت آن ها باشند. بر همين مبنا، سياست غير انسانى رژيم صهيونيستى در مورد حقوق عرب ها و محروم كردن آن ها از حقوق سياسى، اقتصادى، اجتماعى و بهره بردارى از سرزمين هاى اشغالى، توجيه مى شود. به اين لحاظ، نژادپرستى صهيونيسم، نظامى كاملاً هماهنگ و الهام بخش قانون گذاران و دولت مردان اسرائيل است. اين نژادپرستى، از همان اوّل تجسّم طرح تئودور هرتزل (بنا به گفته ى خود او در كتابش) به شمار مى رفت.
    انسان هاى تحت سلطه ى اين رژيم، تنها به دليل منشأ نژادى خود، به طور پيوسته و به صورتى قانونى در مهم ترين جنبه هاى زندگى مورد تبعيض قرار مى گيرند; چنان كه «اسرائيل شاهاك» استاد دانشگاه بيت المقدس و رييس جامعه ى حقوق بشر اسرائيل در اين باره مى نويسد:
    اين عقيده ى دقيقاً سنجيده ى من است كه دولت اسرائيل، دولتى نژادپرست در ابعاد كامل اين كلمه است، در زير سلطه ى اين دولت، انسان ها به دليل منشأ نژادى خود به طور پيوسته و به صورتى قانونى در مهم ترين جنبه هاى زندگى مورد تبعيض قرار مى گيرند. اين تبعيض نژادپرستانه همراه با صهيونيسم پا به عرصه ى وجود گذاشت و امروزه اساساً در همكارى با نهادهاى جنبش صهيونيستى در عمل پياده مى شود. اين اعتقاد خود را از طريق ارائه ى اسناد، متون قانونى و متن مقرراتى به اثبات خواهم رساند كه هم اكنون نيز در اسرائيل معتبرند (و هر اسرائيلى خواه ناخواه از آن ها آگاه است) و از سوى دولت اسرائيل به مرحله ى اجرا در مى آيند.

    نژادپرستى رژيم صهيونيستى در سرزمين هاى اشغالى آن قدر نمود چشمگيرى داشته كه سازمان ملل متحد، در سال 1975 م، ضمن قطعنامه اى، صهيونيسم را نوعى نژادپرستى خواند. هم چنين در كنگره هاى گوناگونى نيز كه در اين خصوص در سراسر جهان برگزار شده، اصول نژادپرستانه ى صهيونيسم و نقش آن در پايمال كردن حقوق عرب ها محكوم شده است. با وجود اين، رژيم صهيونيستى، بدون اعتنا به محكوميت جهانى، از سال 1948 م، قوانينى را در سرزمين هاى اشغالى فلسطين و سپس در كناره ى غربى و نوار غزه و جولان به اجرا گذاشت كه در هيچ يك از كشورهاى دوران معاصر، نظير آن ديده نشده است.

    قوم یهود از برگزیدگی تا نژادپرستی

    آیا از برگزیدگی قوم می توان برداشتی نژادپرستانه کرد؟ در میان خود یهودیان دیدگاه های بسیار متنوعی در این باره ارائه شده است. این نوشتار به بررسی چگونگی طرح این موضوع در متون مقدس و دیدگاه های مختلف درباره آن و معنای واقعی برگزیدگی، پرداخته است. در متون مقدس یهودی در باره برگزیدگی قوم یهود سخن به میان آمده است؛ قرآن کریم نیز این برگزیدگی را دست کم در مقطع زمانیِ خاص مورد تصدیق قرار داده است. برخی از یهودیان به نژادپرستی روی آورده، این اعتقاد خود را به متون مقدس یهودی مستند ساخته اند. آیا از برگزیدگی قوم می توان برداشتی نژادپرستانه کرد؟ در میان خود یهودیان دیدگاه های بسیار متنوعی در این باره ارائه شده است. این نوشتار به بررسی چگونگی طرح این موضوع در متون مقدس و دیدگاه های مختلف درباره آن و معنای واقعی برگزیدگی، پرداخته است.
    از ادبیات مکتوب یهودیت برمی آید که در طول تاریخ این دین، همیشه گونه ای از این اندیشه وجود داشته است که قوم اسرائیل قوم برگزیده خدا است و از جهاتی بر دیگر اقوام و ملل برتری دارد. اعتقاد بر این بوده است که این اندیشه در اصلی ترین بخش متون مقدس یهودی، یعنی کتاب تورات ریشه دارد و در بخش های بعدی متونِ مقدسِ یهودی شرح و بسط یافته است . دانشمندان یهودی در طول تاریخ نگرش های متفاوتی در باره این اندیشه داشته اند. برداشت برخی از آنان از این آموزه از نژادپرستیِ صرف و افراطی سردرآورده، اما برداشت برخی دیگر معتدل تر است. آنان تلاش کرده اند بیانی خردپذیر از این اندیشه ارائه دهند. و باز دیگرانی اصل اندیشه را رد کرده اند. در این نوشتار برآنیم که ریشه های این اندیشه را در متون مقدس و نیز شرح و تفسیرها، و نگرش های مختلف نسبت به آن را به اختصار بررسی کنیم.

    تحقیقهای مشابه

    ترجمه انگلیسی به فارسی سایت تحقیق

    برای پیدا کردن ما فقط کافیست «سایت تحقیق» را در گوگل سرچ کنید

    ترجمه فارسی به انگلیسی سایت تحقیق
    رفرنس نویسی با نرم افزار endnote سایت تحقیقصحافی پایان نامه رساله مقاله کتاب سایت تحقیق
    با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید
    صفحه اصلی| تحقیق | تحقیق های آماده | ترجمه | ترجمه آماده | کار آماری | کار آماری آماده | طرح کارآفرینی | نما و پلان

    Tel : 09118370377
    Email : tahghighnet@yahoo.com
    Telegram : @tahghighnet
    channel: https://t.me/tahghighchannel
    Instagram : tahghighnetinsta
    www.tahghigh.net
    2019 - 2007