موتور جستجوی پیشرفته مقالات و تحقیقات و ...

تحویل در محیط ورد : word
عنوان :

نظام پولی بین الملل

عنوان سفارش :
نظام پولی بین الملل
تعداد صفحه :
19
قیمت :
4000 تومان
  • مقدمه
  • ضرورت وجودی هر نظام پولی بین المللی آسان نمودن مبادلات بین المللی است.کشورها برای این به نظام پولی نیاز دارندکه برپایه ی آن بتوانند در دادوستد کالاها وخدمات،سرمایه ودارایی ها با یکدیگر مشارکت کنند.نظام پولی نیز برای اینکه بتواند این نقش را داشته باشد محتاج نوعی سازوکار تعدیل تراز پرداخت هاست که بتواند با در اختیار گذاشتن اندوخته های کافی ،کسری ها یا مازادهای کشورها را به هنگام خود رفع کند.در این نوشته به دو نظام پولی بین المللی مهم که در فرایند تکامل سرمایه داری بوجود آمده اند به گونه ی خیلی مختصر اشاره می شود.

    نظام پایه طلا

    پیش از جنگ جهانی اول ودر دوره بین دو جنگ،کشورها استاندارد بین المللی طلا را پایه نظام پولی خود قرار دادند.سکه طلا به عنوان بخشی از عرضه پول در گردش محسوب می شد. وپول های کاغذی هم قابل تبدیل به طلا بودند ونسبت به طلا سنجیده می شدند بنابراین تمام پول های که به طلا تثبیت شده بودند به طور خودکار به یکدیگر مرتبط می شدند. بطور مثال ،دلار تقریبا به ازای یک بیستم اونس طلا (55/1 گرم)وپوند به ازای یک چهارم اونس طلا(75/7 گرم) تثبیت شده بودند.چون یک پوند 5 برابر دلار طلا داشت،5برابر دلار هم ارزش داشت. اگر هزینه مبادله ی طلا صفر می شد نرخ ارز هرگز از نرخ برابری دلار – پوند در ضرابخانه (5 دلار به ازای 1 پوند) تجاوز نمی کرد. ولی اگر هزینه مبادله ی طلا مثلا 4% می شد ، هیچ کس حاضر نبود بیش از 2/5 دلار برای هر پوند بپردازد یا مقدار کمتر از 98/ 4 را دریافت کند. بدین ترتیب نرخ های ارز هم در یک محدوده معین ثابت می ماندند.
    چنین گفته می شود که نظام پایه طلا یک سازوکار خود تنظیم کننده داشت .به این معنی که از جریان مداوم طلا از یک کشور به کشور دیگر جلوگیری می کرد. دو کشور بریتانیا وآمریکا را در نظر بگیرید.فرض کنید بریتانیا بیش از آنچه که صادر می کند وارد کند.بدیهی است که طلا از بریتانیا خارج می شود و به آمریکا وارد می شود.در آمریکا به گونه ی خودکار ذخایر پولی بالا می رود.چرا؟ چون طلا خودش پول بود.به علاوه از آنجا که طلا نوعی ذخیره بانکی هم به حساب می آمد، با ورود طلا به آمریکا،بانکها هم به ذخایرشان می افزودند ودر نتیجه اندوخته اضافی پیدا می کردند.این اندوخته ی اضافی به بانک ها امکان می داد که وام های شان را بسط دهند.با پول بیشتر امریکائی ها خرج بیشتر می کردند و کم کم قیمت ها بالا می رفت.از سوی دیگر بریتانیا موجودی طلای خود را از دست می داد. در نتیجه حجم پولش کاهش می یافت وتقاضای کل وقیمت ها افت می کردند.یعنی در بریتانیا کالا ها از آمریکا ارزان تر می شد.این امر منجر به افزایش صادرات وکاهش واردات در بریتانیا می شد. سرانجام جریان خروج طلا در بریتانیا متوقف می شد.

    با این حال ،این نظام دو کاستی بنیادی داشت.اولا، فرایند تعدیل وبه سامان کردن گاهی می توانست برای کشورها بسیار دردناک باشد.گاهی این اتفاق می افتاد که طلا از کشوری خارج می شد که اقتصادش گرفتار رکود بود.در این صورت نظام پایه طلا، به کاهش خودکار عرضه پول وکاهش تقاضای کل وبیکاری می انجامید.بنابراین بین سیاست های انبساطی که مورد نیاز رونق داخلی وکاهش عرضه پول که ضروری نظام استاندارد طلا بود برخوردی پیش می آمد.ثانیا، گاهی عکس همین اتفاق در کشور واردکننده طلا روی می داد.به این ترتیب که جریان ورود طلا به کشور وضعیت اقتصاد داخلی را بدتر می کرد.این حالت زمانی رخ می دهد که اقتصاد با فشارهای تورمی نیرومندی روبرو می شود وافزایش خودکار میزان پول، تورم را بیشتر می کند.
    پس چنانکه می بینیم نظام پایه طلا در ذات خود می توانست مایه ی بی ثباتی پولی شود.در طول مدتی که این نظام بر جهان حاکم بود ،پول های زیادی بر پایه مقدار کمی طلا ایجاد و اندوخته شده بودند.بنابراین،بحران بی اعتمادی وهجوم به ذخایر طلا همچون شبحی بر اقتصاد جهان سایه افکنده بود.چنین شبحی در جریان رکود1930 این نظام را درهم شکست وکشورها یکی پس از دیگری از تبدیل پول های شان به طلا خودداری کردند.

    نظام نرخ ارز ثابت قابل تعدیل(1971-1945) :

    این نظام به نظام« IMF » و« وبرتون وودز» هم معروف است.در 1944 بعد از جنگ جهانی دوم، مقامات پولی کشورهای متحد در کنفراسی در نیو همشایر آمریکا گرد هم آمدند.در این کنفرانس، نظام ثابت قابل تعدیل نرخ ارز را طرح کردند.دوسازمان مهم بین المللی را نیز بنیاد گذاشتند.یکی صندوق بین المللی پول(IMF) که وظیفه کمک به نظام پولی جدید را عهده دار شد ویکی بانک جهانی که به تامین مالی بازسازی پس از جنگ وتوسعه اقتصادی التزام داشت.به هر حال هدف عمده ی نظام جدید این بود که محاسن نظام پایه طلا را نگه دارد ولی از کاستی های آن بپرهیزد.کار صندوق بین المللی پول این شد که از یک طرف کسری تراز پرداخت ها ی کشورها را تصحیح کند واز طرف دیگر ثبات ارز های خارجی را افزایش دهد.بدین لحاظ نظام جدید بر سیاست نرخ ارز ثابت،حذف محدودیت های ارزی وقابلیت تبدیل پول ها وتوسعه سیستم پرداخت بین المللی چند جانبه مبتنی گردید.بویژه اینکه بر نرخ های ارز تثبیت شده ولی قابل تعدیل بسیار پافشاری داشت .به عنوان محور نظام،ارزش دلار توسط آمریکا به ازای یک سی وپنجم یک اونس طلا تعیین شد. دیگر کشورها ارزش پول های خود را بر حسب دلار تعریف کردند.بدین ترتیب ارزش برابری پول ها با توافق تعیین می شدند. نرخ های ارز در محدوده 1درصد تغییردر بالا وپایین نرخ رسمی اظهار شده اجازه تعدیل داشتند.بطور مثال در 1949 و 1967 پوند پیرامون نرخ رسمی 8/2 دلار به ازای 1 پوند تثبیت شده بود.بنابراین تحت نظام IMF پیش از 1971 ، ارزش رسمی یک پول عبارت بود از نرخ رسمی آن پول به دلار یا به طلا.پایه گذاران این نظام دریافتند که برای تعدیل بین المللی کسری ها ومازاد ها، برخی ترتیبات باید ایجاد شود تا هنگام وقوع کسری یا مازاد به کار آیند.
    یادآوری می شود که در هنگام آشفتگی در بازار های ارز خارجی چهار راهکار تعدیل وجود دارد وکشورها می توانند یکی از آن ها را انتخاب کنند:

      1-ارزش پول خودرا تثبیت کنند( مداخله در بازار از طریق خرید پول اضافی وفروش پول هنگام کمیابی)
      2- تعرفه ها ومحدودیت های دیگر روی واردات را تغییر دهند.
      3- سیاست های تقاضای کل داخلی برای انتقال منحنی عرضه پول خود را تغییر دهد.
      4- نرخ های ارز را تغییر دهد.
    نظام IMF روش بینابین را مطرح کرد.راه دوم را دلخواه نمی دانست چون میزان تجارت جهان وکارایی را کاهش می داد.البته در شرایط اضطراری این روش را می پذیرفت.ولی پافشاری اصلی IMF روی سه راهکار دیگر بود.اگر آشفتگی در بازار ارز گذرا باشد،تغییر دادن نرخ ارز ناپذیرفتنی می شود . چرا که افت ارزش پول درآینده معکوس خواهد شد و رخدادهای گذار به پایان می رسند.بنابراین تغییر دادن نرخ ارز کاری است بی فایده. در این حالت کشورها باید کسری گذرا را با مداخله در بازار ارز رفع کنند( راه اول).از آنجا که احتمال دارد کسری گذرا بزرگ شود،صندوق آماده بود که برای رفع کسری به کشورها وام دهد تا از این طریق به تثبیت ارزش پول خود بپردازند.اینجا است که بودجه صندوق نقش مهمی ایفا می کند.بودجه صندوق از کشورهای عضو تامین می شود وچون کشورها با محدودیت اندوخته های ارزی روبرویند پس مبلغی که صندوق می تواند وام دهد، محدود است.بنابراین کشورها مجازند برای پشتیبانی از ارزش پول ملی خود در بازار ارز به گونه ی گذرا دخالت کنند.فروش ارز خارجی نمی تواند یک راه حل همیشگی برای رویارویی با کسری های مداوم باشد.

    برخی آشفتگی ها در بازار ارز گذرا نیستند بدین معنی که میزان عرضه وتقاضا ارز در آینده به سطح اولیه خود بر نخواهد گشت.در چنین وضعی در مداخله ی بازار گام های اساسی تری مانند تغییر در تقاضای کل داخلی( مورد 3) باید برداشته شود .مثلا اگر کشوری سیاست های انبساطی تقاضای کل را به اجرا بگذارد وتورم را بالا ببرد ،کسری تجاری ایجاد می کند، برخوردی بین اهداف بین المللی وداخلی بوجود نمی آید.سیاست انقباضی تقاضا برای کاهش تورم ونیز یرای بهبود تراز پرداخت ها مناسب تر است. برای اعمال چنین سیاستی صندوق می تواند یک کشور را وادار به دریافت وام کند . با این حال تعدیل تقاضای داخلی همواره یک راه دلخواه برای رویارویی با مساله تراز پرداخت های بین المللی نیست.چنانکه در بحث پایه طلا ملاحظه کردیم،یک کشور کسری دار ممکن است تقریبا در معرض آسیب برآمده از رکود داخلی باشد.سیاست انقباضی تقاضای کل مساله ی تراز پرداخت های خارجی را حل می کند ولی رکود را بدتر می کند.در چنین شرایطی سه انتخاب اول ناکافی هستند.کشور در یک عدم تعادل اساسی قرار دارد ونظام برتون وودز فقط راهکار باقیمانده (راهکار 4)را پیشنهاد می کند،«تغییر نرخ ارز». مثلا بریتانیا در سال 1949 ارزش پوند را از 03/4 دلار به ازای 1 پوند به 80/2 دلار کاهش داد ودوباره در سال 1967 به 40/2 دلار پایین آورد.آلمان نیز در سالهای 1961 و 1969 ارزش رسمی مارک را افزایش داد.نتیجه اینکه نرخ های ارز تثبیت شده بودند ولی تعدیل هم می شدند.

    نظام پولی جهانی و صندوق بین المللی پول

    صندوق بین المللی پول

    در اواخر جنگ به منظور ایجاد یک نظم در جهان از طرف هریک از دو کشور آمریکا و انگلیس طرحی منتشر شد. طرحی که امریکا ارائه داد به طرح وایت( White )مشهور است‌ و در هفتم اوریل سال 1943 منتشر شد و طرح انگلیس نیز که‌ طرح کنیز نامیده می‌شد در هشتم اوریل همان سال انتشار یافت. در طرح امریکا ایجاد یک صندوق تثبیت پول ملل متحد با عنوان stabil.Fund Un.Nation ودر طرح انگلستان نیز طرح‌ اتحادیه تهاتری union clearing Inter که به نام مبتکر آن کنیز معروف شد عرضه گردند.
    کارشناسان دو کشور برای تلفیق دو طرح آمریکا وانگلیس به‌ منظور تهیه یک طر مشترک یک سال وقت صرف کردند و سرانجام در بیست و یکم آرویل 1944 گزارش مشترکی درباره‌ تأسیس صندوق بین المللی پول عرضه نمودند و به منظور اتخاذ تصمیم نسبت به آن به دعوت رئیس جمهوری آمریکا کنفرانسی‌ در اول ژوئیه 1944 متشکل از 44 کشور در برتن وودز ( Woods Bretton )تشکیل شد در همین کنفرانس پیشنهاد ایجاد بانک بین المللی نیز ارائه شد و اولین معامله خود را در 8 می 1947 با دولت فرانسه انجام داد.در طرح تأسیس صندوق‌ بین المللی پول بیشتر از نظریات وایت استفاده شد.
    تأسیس صندوق بین المللی پول اقدام مهمی در کوشش کشورها برای برقراری همکاری بین المللی در امور پولی بود و بدون تردید مهمترین اقدامی می‌باشد که تاکنون از طرف کشورها برای اداره‌ پولی بین المللی به عمل آمده است.زیرا در سالهای قبل از جنگ‌ اول گرچه همکاری بین المللی در اداره امور پولی وجود داشت‌ ولی بیشتر بر قوای بازار تکیه می‌شد تا تأسیس یک سازمان خاص بین المللی.صندوق بیشتر با مسائل مربوط به پرداختهای‌ بین المللی سروکار دارد وظیفه آن نیز برقراری یک سیستم منظم‌ به جای وضع هرج و مرج پولی سالهای قبل از جنگ است.

    طبق ماده اول اساسنامه صندوق بین الملل پول هدفهای کلی اّ? عبارتند از:

      1-توسعه همکاری پولی بین المللی به وسیله یک سازمان‌ دائمی بین المللی که دستگاههای مجهز فنی و اداری و اطلاعات و وسایل لازم را برای مشاوره و همکاری در مسائل پول در اختیار کشورهای عضو خواهد گذاشت.
      2-تسهیل توسعه و افزایش هم آهنگ بازرگانی بین المللی