چهارشنبه 20 آذر 1398
بازدید امروز : 4168 نفر
موتور جستجوی سایت نیازمندیهای دانشجویی موتور جستجوی پیشرفته مقالات و تحقیقات و ...
تلگرام سایت تحقیق
سفارش پیشینه پژوهش سفارش از طریق تلگرام یا واتس آپ
تحویل در محیط ورد : word
عنوان :

چرایی اهمیت خاورمیانه برای ناتو

عنوان سفارش :
چرایی اهمیت خاورمیانه برای ناتو
تعداد صفحه :
29
قیمت :
2500 تومان
  • مقدمه
  • ناتو نمونه ‌بارزی از اتحاد دائمی و بلندمدت در حوزه امنیت دسته‌جمعی می‌باشد که در آن کشورهای خاصی با معیارهای مشخص نظامی، امنیتی و سیاسی به عضویت پذیرفته می‌شوند. در طول جنگ سرد و براساس منشور ناتو این سازمان رویکردی نظامی امنیتی و طبعاً سیاسی داشت اما با فروپاشی شوروی، ناتو در صدد یافتن هویت و حوزه مسئولیتی جدیدی برآمد. اجلاس اخیر سران ناتو در استانبول در اواخر ژوئن 2004 از آن حیث اهمیتی دوچندان یافت که اروپا و آمریکا در صدد ترمیم روابطی برآمدند که در جریان تهاجم به عراق آسیب دیده بود. با توجه به اینکه غرب دامنه تهدیدها را از کمونیسم به تروریسم، رادیکالیسم اسلامی و خطر سلاح های کشتارجمعی انتقال داده است، لذا لزوم تداوم حیات ناتو در قالب گسترش حوزه جغرافیایی آن به یک ضرورت برای ناتو مبدل شده است. توجه به خاورمیانه به دلیل موقعیت ممتاز و برجسته این منطقه برای مجموعه غرب، یکی از راهبردهای آینده ناتو در نگاه فراآتلانتیکی این سازمان است.

    انرژی (بعد اقتصادی)

    برخي از مناطق جغرافيايي، همواره در طول تاريخ بنا به دلايل مختلف ژئوپلتيكي از قبيل عوامل سياسي، اقتصادي، نظامي و يا مذهبي از اهميت و ارزش خاصي برخوردار بوده اند. در جهان 15 نقطه و گذرگاه استراتژيك وجود دارد كه به دليل برخورداري از موقعيت ممتاز ژئوپلتيكي و ژئواكونوميكي، در به وجود آمدن بسياري از معادلات سياسي، اقتصادي، منطقه اي وحتي جهاني نقشي بازر داشته و دارند.اين موضوع سبب شده تا اين مناطق همواره مورد توجه قدرت ها قرار گيرند و تاريخ خود گواهي مي دهد كه قدرت هاي بزرگ همواره به منظور تصاحب و سلطه بر اين مناطق، به طور مستمر، گاه پنهان و گاه آشكار با يكديگر در جنگ بوده و هستند.
    در اين ميان، منطقه خاورميانه و شمال آفريقا كه كانون اصلي جهان اسلام به شمار مي روند، علاوه بر دارا بودن نقش و كاركرد ويژه در ادبيات سياسي جهان، از منظر اقتصادي نيز داراي اهميت به سزايي است. اين نقش در طول تاريخ سبب شده تا قدرت هاي فرامنطقه اي نيز وارد چرخه تحولات خاورميانه شوند و از اين طريق سعي در كسب منافع حداكثري خود را داشته باشند.اهميت اين موضوع زماني مشخص مي شود كه بدانيم از 15 نقطه استراتژيك و گذرگاهي جهان، 8 نقطه شامل كانال سوئز، تنگه هرمز، ابوموسي، جبل الطارق، باب المندب، بسفر، داردانل و تنگه مالاكا در اختيار جهان اسلام است كه تحولات اخير و خيزش مردمي در خاورميانه و شمال آفريقا، دست كم پنج نقطه از اين مناطق را تحت تاثير مستقيم و غيرمستقيم خود قرار مي دهد كه اين اثرگذاري با متاثر ساختن سه عامل اصلي در كنار برخي عوامل ديگر، به عنوان سرآغازي در تغيير معادلات سياسي و اقتصادي جهان قابل ارزيابي است:
    الف) نفت؛ اگر نگاهي به سر فرمول قديم، جديد و پيش روي الگوي مصرف انرژي غرب در سال هاي 1913، 1990 و 2011 ميلادي بيندازيم، درمي يابيم كه در مجموع نفت، گاز، اتم آب و ذغال سنگ، همواره به عنوان پنج عنصر اصلي، بيشترين نقش را در كسب حفظ و گسترش توسعه غربي بازي كرده است.
    در اين ميان نفت با 3 هزار ماده اوليه و بالغ بر 80 هزار فرآورده مصنوعي كه از آن به دست مي آيد، هنوز به عنوان مهم ترين نوع انرژي مصرفي جهان به شمار مي رود.طي يكماه گذشته، روند صعودي بهاي نفت در بازارهاي جهاني، بار ديگر نگاه تحليلگران سياسي و اقتصادي جهان را به خود جلب كرده است، به طوريكه بهاي نفت برنت درياي شمال روز پنجشنبه 24 فوريه سال جاري ميلادي، براي نخستين بار در دو سال و نيم گذشته تا مرز بشكه اي 120 دلار پيش رفت و هم اكنون در مرز 100 دلار قرار گرفته است كه بسيار قابل اعتناست.براي شكل گيري اين روند افزايشي، دلايل متعددي را مي توان عنوان كرد. بخشي از اين افزايش قيمت مرهون بهبود تقاضاي واقعي در عرصه اقتصاد جهاني است. زيرا بسياري از كشورهاي جهان به ويژه كشورهاي چين و هند، با شتابي فراوان به دنبال دستيابي به رشدهاي بالاي برنامه ريزي شده خود هستند، به طوريكه برخي آمارها حكايت از آن دارد كه در ماههاي پاياني سال گذشته ميلادي، ميزان مصرف نفت در برخي از اين كشورها به دو برابر پيش بيني اوليه آژانس بين المللي انرژي رسيده است. افزون بر اين مورد، در روند افزايشي قيمت جهاني نفت، توجه و علاقه مندي نهادهاي سرمايه گذاري بين المللي به سرمايه گذاري در فعاليت هاي نفتي و دارايي هاي مبتني بر صنعت نفت و بازارهاي آتي نفت است كه در استحكام قيمت و ادامه روند افزايشي آن نقشي موثر داشته و دارد.

    اگرچه اين دو عامل و تحول در تغيير و جابه جايي تقاضا در بازارهاي مصرف از سمت اروپا و آمريكا به سوي ديگر كشورهاي جهان، رخدادي با اهميت است و در واقعي شدن قيمت جهاني نفت نيز اثر داشته و سبب شده تا ديگر قيمت ها به طور توافقي صرفا از سوي قدرت هاي بزرگ اقتصادي تعيين نشود، اما بايد گفت عامل اصلي صعود فزاينده قيمت نفت نيست. خيزش مردمي در شمال آفريقا و خاورميانه كه به اذعان تحليلگران، قلب تپنده اقتصاد انرژي ناميده مي شود، به شدت بازار جهاني نفت خام را تحت الشعاع قرار داده است. انقلاب هاي اسلامي شمال آفريقا و خاورميانه با تاثيرگذاري بر قيمت جهاني نفت- كه به عنوان يك كالاي استراتژيك همواره به شدت تحت تاثير مولفه سومي، يعني مسائل ژئوپلتيك قرار دارد - وضعيت بهبود اقتصاد جهاني را با ترديدهاي اساسي مواجه ساخته است. اين موضوع سبب شده تا موضع گيري قدرت ها نسبت به تحولات منطقه پس از مدتي با چرخشي معنادار، وارد مرحله جديدي شود.دخالت نظامي ناتو و آمريكا در ليبي، در همين راستا قابل ارزيابي است. چرا كه ناتو و آمريكا، منطقه پرواز ممنوع بر فراز ليبي را درست در زماني اعمال كردند كه نيروهاي قذافي در حال بازپس گيري شهر بنغازي در شرق ليبي كه عمده ذخاير نفتي و پالايشگاههاي اين كشور در آن مناطق وجود دارد، بودند. به عبارت ديگر، ناتو و آمريكا نمي خواستند شرق ليبي با منافع سرشار نفتي بار ديگر به دست قذافي بيفتد.آيا كشتاري كه در يمن توسط رژيم علي عبدالله صالح و برخي رژيم هاي عربي صورت مي گيرد، قابل اغماض است؟ چرا ناتو و آمريكا عمليات مشابهي را نظير آنچه در ليبي در حال انجام است در يمن اعمال نمي كنند؟هرچند بايد به اين نكته اشاره كرد كه نفت و اقتصاد، تنها يك بعد قضيه است و مسلما قدرتها ابعاد ديگري را نيز در دخالت يا عدم دخالت نظامي خود در تحولات جاري خاورميانه و شمال آفريقا درنظر مي گيرند، اما چه بسا اگر يمن نيز مانند ليبي ثروتمند و سرشار از منابع نفتي بود، برخورد غربي ها با آن كشور همانند وضعيت كنوني نبود. ليبي صاحب يكي از مهم ترين ذخاير نفتي آفريقاست و كيفيت نفت اين كشور نيز به دليل آنكه در مقايسه با نفت ايران و عربستان سعودي گوگرد كمتري دارد و تصفيه آن ارزانتر تمام مي شود، بسيار عالي است و خريداران ثابت خود را دارد. توقف صادرات نفت اين كشور مهم عضو اوپك كه سومين توليدكننده نفت در آفريقاست و 85 درصد از نفت صادراتي خود را روانه بازارهاي اروپا مي كند، به شدت بر بحران مالي و اقتصادي حاكم بر كشورهاي اروپايي تاثير منفي داشته است.از سوي ديگر پيش بيني مي شود با گسترش دومينوي خيزش هاي اسلامي به سمت ديگر كشورهاي عربي خاورميانه همچون بحرين، اردن، يمن و از همه مهمتر، عربستان و قطر كه از توليدكنندگان بزرگ نفت و گاز در منطقه خاورميانه و جهان هستند، دير يا زود صادرات نفت و گاز اين كشورها را نيز متاثر خواهد كرد كه يقينا اين موضوع بر شدت بحرانهاي سياسي و اقتصادي جهاني دامن مي زند.
    ب: خليج فارس؛ علاوه بر مساله نفت، موقعيت حساس مناطقي نظير خليج فارس نيز در رقم زدن آينده تحولات منطقه از اهميتي بسزا برخوردار است. اين گذرگاه تاريخي، هم از جهت اقتصادي، به دليل داشتن ذخاير قابل توجه نفت و گاز و بازار بزرگ مصرف و هم از نظر سياسي، در طول قرنها، جايگاهي ويژه و تعيين كننده در سياست و اقتصاد جهاني داشته است.هم اكنون به اذعان محافل نظامي ايالات متحده، ناوگان دريايي آمريكا دومين قدرت دريايي در خليج فارس پس از جمهوري اسلامي به شمار مي رود و كشورمان به دليل برخورداري از بيشترين نوار ساحلي در خليج فارس و در اختيار داشتن 4 منطقه استراتژيك دريايي و تسلط بر تنگه هرمز و بيش از دهها پايگاه موشكي و اسكله و شناورهاي مجهز، همچنان قدرت نخست نظامي خليج فارس و درياي عمان محسوب مي شود.تحولات اخير در خاورميانه و به خصوص قيام اسلامي مردم بحرين و يمن سبب شده است تا ناوگان پنجم نيروي دريايي ارتش آمريكا كه به بهانه جنگ خليج فارس در سالهاي پاياني قرن بيستم به اين آبها وارد شده - و بحرين و آبهاي سرزميني اين كشور را به عنوان بهترين محل براي استقرار ناوگان خود تشخيص داده بود- هم اكنون در وضعيتي سرگردان در خليج فارس به سر ببرد و برخي منابع از انتقال اجباري ناوگان پنجم نيروي دريايي ارتش آمريكا به اردن در آينده اي نزديك خبر دهند. اين موضوع به معناي تغيير موازنه قدرت در خليج فارس و افزايش قابل توجه قدرت و پرستيژ نظامي ايران در اين منطقه خواهد بود كه مي تواند غرب را از بسياري از منافع سياسي و اقتصادي كنوني خود محروم كند.

    ج) بمب ساعتي بحران در قلب اروپا؛ اگرچه تعدادي از كشورهاي غربي گرفتار در بحران و ركود اقتصادي توانسته اند رشد اقتصادي منفي خود را در سال 2011 ميلادي با رشدي مثبت عوض كنند، اما بايد گفت كه ايالات متحده و غرب همچنان با مشكلات و معضلات اقتصادي بي شماري مواجه هستند. طي ماههاي اخير اين موضوع فراتر از يك بحران اقتصادي، دو سوي اقيانوس اطلس را با معضلي اجتماعي روبه رو ساخته است و همانطور كه رهبر معظم انقلاب نيز بدان اشاره كرده اند، تحولات خاورميانه در حال تسري يافتن به قلب اروپا است.
    بمب ساعتي نارضايتي مردمي در كشورهاي چهارگانه موسوم pigs (پرتغال، ايرلند، يونان و اسپانيا) و شنيده شدن تيك تاك اين بمب ساعتي با آغاز اعتصابات و اعتراضات مردمي در حدود 50 شهر اسپانيا، آينده سياسي و اقتصادي اروپا را دستخوش تحولاتي عظيم كرده است.
    در آمريكا نيز اگرچه موج سواري اوباما با بهره برداري از خبر مشكوك كشته شدن بن لادن در پاكستان، تا حدي توانسته افكار عمومي جامعه را از مشكلات و چالش هاي اقتصادي كاخ سفيد منحرف سازد، اما با گسترش بيكاري و گراني، به خصوص در بخش انرژي در ايالت هاي آمريكا، يك بار ديگر خطر گسترش نارضايتي ها و اعتراضات مردمي در آمريكا افزايش يافته است.
    بنابراين روشن مي شود كه شرايط امروز و تحولات پيش روي در خاورميانه و شمال آفريقا، گواه روشني از حركت جهان به سمت مديريت چند قطبي به شمار مي رود. مديريتي كه نه تنها مناطق مختلف جهان و كشورهاي مختلف در آن نقش آفريني خواهند كرد، بلكه سازمانهاي غيردولتي و مهمتر از همه مردم و جوانان مسلمان نقش آفرينان اصلي آن خواهند بود.بدون ترديد، مجموعه تحولات اقتصاد سياسي كه در منطقه خاورميانه و شمال آفريقا شكل گرفته است، شرايط ويژه اي را به وجود آورده كه مي تواند بسياري از معادلات پيشين را برهم بزند، جهان اسلام به دليل توانمندي در سه حوزه استراتژيك، شامل: 1) توانمندي ايدئولوژيكي و فرهنگي كه منجر به توانمندي هاي سياسي و اجتماعي و وحدت جهان اسلام شده است، 2) بيداري اسلامي و گسترش قابل توجه آن در سالهاي اخير و 3) در اختيار داشتن عمده منابع اقتصادي و به ويژه منابع انرژي جهان، رفته رفته با ايجاد يك پايگاه قوي تاثيرگذار در نظام بين الملل، در حال تغيير دادن معادلات سياسي و اقتصادي منطقه است و اين موضوع خواب قدرتهاي بزرگ استعماري را آشفته ساخته است.

    دین

    درک مفید و واقع‌گرایانه از تحولات دینی سالیان اخیر در سیاست جهانی، از طریق ابزارهای تحلیلی و مفاهیم علم موجود و نهادینة روابط بین‌الملل ممکن نیست که این به‌دلیل ماهیت امر فرهنگی است. از سوی دیگر بحث رابطة دین و روابط بین‌الملل در اساس خود، نتیجة انتزاعی نادرست از تأثیرات انقلاب ایران بر شرایط منطقه‌ای و جهانی و به‌دنبال آن، بر دانش کنونی روابط بین‌الملل است. بنابراین درکی واقعی از روابط دین و سیاست بین‌الملل در دورة کنونی لازم است. با این‌حال ضروری است به محدودیت ارزش و برد محدود مقولاتی که اندیشیده شده‌اند ولی تجربه نشده‌اند واقف باشیم و بر عکس، باید به فایده، ضرورت و گستردگی بی‌حد مقولاتی که تجربه شده‌اند ولی هنوز به آنها اندیشیده نشده است، توجه داشت طی سالهای متمادی که از عمر بشر و جامعه انسانی می گذرد دین تنها گزینه ای است که تقریبا تمام انسانها را در اختیار خود داشته است.جدا از ماهیت های متنوع و مختلفی که دین در جهان داشته ،تمامی مردم در ارتباط خود با جهان طبیعت و نیروهای موجود در آن اندیشه ای را برگزیده اند.دین در عرصه اجتماع سالهای متمادی خضوری چشمگیر داشت .روحانیون در کلیساها و در مساجد مسلمانان تمامی عرصه های زندگی بشری را در اختیار خود داشتند .آموزش وپرورش،اقتصاد،سیاست،تولید علم،و اخلاق همگی در اختیار دین و شارعان آن بوده است.

    بنیاد گرایی

    بنيادگرايي اسلامي در سه ديدگاه متفاوت مورد ارزيابي قرار گرفته است:
    اول، همانگونه كه قبلاً اشاره شد، بنيادگرايي اسلامي به عنوان يك عكس‌العمل و پاسخ به بحران مواجهه دولت ـ ملت در خاورميانه مطرح مي‌شود. اين بحران شامل محروميت اجتماعي، فقر مداوم، فساد، فاميل بازي، وابستگي به غرب از لحاظ امنيتي و دفاعي و اقتصادي، فقدان مشروعيت سياسي و تنزل حاكميت قانون است. همچنين اين بحران به وسيله بي‌ثباتي سياسي عمومي نظامهاي سياسي غيرپاسخ‌گو و نامطمئن حفظ قدرت سياسي در كشورهاي اسلامي تشديد مي‌گردد. اين مشكلات در سالهاي اخير به واسطه رشد جمعيت، شهرنشيني و زيست‌محيطي بغرنج شده است. بنابراين از منظر اين ديدگاه بنيادگرايي مي‌تواند عكس‌العمل افراطي به بحرانهاي وسيع عام و فراگير موجود باشد. اينگونه فرض شده كه شكلي از ناسيوناليسم فرهنگي كه منعكس‌كننده‌ي نوعي پوپوليسم در حال گذار و ناقص باشد مي‌تواند خطر كمي براي غرب به همراه داشته باشد.
    ديدگاه دوم را هانتينگتون مطرح كرده است. هانتينگتون ظهور بنيادگرايي اسلامي را زمينه برخورد تمدني مي‌داند. با اين تعبير كه دارالاسلام در يك طرف و تمدن يهودي ـ مسيحي در طرف ديگر. ستيزه بين تمدنها جايگزين سيستم قبلي جنگ سرد و رقابت ايدئولوژيك دوران جنگ سرد مي‌گردد.
    بر طبق نظر هانتينگتون در قرن بيست‌ويكم «محور مركزي سياستهاي جهان» كنترل متقابل قدرت و فرهنگ غرب با قدرت و فرهنگ جوامع غيرغربي خواهد بود. از ديد وي، پايان جنگ سرد راه‌گشاي يك ارتباط نظامي بين اسلام و كنفوسيوس غيرعربي بود كه براي رشد همكاري بين تمدنهاي غيرغربي براي مواجهه با تسلط جهان غرب طراحي گرديد.سرانجام، بنيادگرايي با اسلام سياسي پيوند خورده كه به عنوان يك نيروي معتبر جديد براي تغييرات مثبت تعريف مي‌گردد و با شعار «اسلام راه حل است» تزيين شده است. اين ديدگاه را مسلمانان پذيرفته‌اند كه به اسلام به عنوان مكتبي فراتر از دين و عبادات مي‌نگرند و آن را متفاوت با سكولاريسم دولتي موجود در كشورهاي اسلامي مي‌دانند اين شعار بيشتر در كشورهايي شنيده مي‌شود كه اسلامگرايان در فعاليتهاي تند همراه با برخورد براي براندازي رژيمهاي خود مشاركت دارند. [مانند الجزاير و مصر] همچنين در كشورهايي كه گروههاي اسلامي قادر بوده اند كه به توسعه اهداف خود از طريق مشاركت در داخل سيستم سياسي موجود بپردازند. در برخي موارد كه مكانيزمهاي سياسي مشروع مورد توجه قرار گرفته، موجبات گسترش اسلامگرايي در خاورميانه را فراهم كرده است.

    در دسامبر 1995 حزب رفاه در كشور تركيه سكولار با 3/21 درصد آراء به پيروزي انتخاباتي رسيد و توانست 185 كرسي از 550 كرسي مجلس ملي را به خود اختصاص دهد. حزب اخوان مسلمين اردن، 33 كرسي از هشتاد كرسي را در انتخابات مجلس 1988 به خود اختصاص داد. در سال 1993 اين تعداد به شانزده كرسي كاهش يافت. ولي چند تن از اعضاي حزب به كابينه راه يافتند. حزب «الاصلاح» يمن 62 كرسي از 301 كرسي را در انتخابات پارلماني آوريل 1993 به خود اختصاص داد. حزب‌الله لبنان از سال 1990 تاكنون توانسته است اعضاي خود را به عضويت مجلس كشور برساند. اسلامگرايان كويت يك بلوك سياسي با نفوذ در مجلس ملي اين كشور به حساب مي‌آيند.

    ارزيابي مجدد بنيادگرايي اسلامي

    در اواسط دهه 1990 تحليلگران غربي به ارزيابي مجدد بنيادگرايي اسلامي و اسلام سياسي پرداختند. از يك طرف، توجه به شكست اسلام سياسي در ايجاد تغييرات اساسي در داخل جهان اسلام بود. رُي پيش‌نهاد كرد كه نفوذ اسلام‌گرايي بسيار قويتر از آن چيزي است كه به نظر مي‌رسد. علاوه بر اين، بحثهايي درگرفت مبني بر اينكه اين جريان نظامي‌گري به اوج خود رسيده است و افراطيون در موضع دفاع قرار گرفته‌اند. از اين رو قدرت اسلام‌گرايان در حال كاهش است. مطمئناً ديدگاه‌هاي مربوط به مواجهه‌ي اسلام با غرب بسيار غير محتمل به نظر مي‌رسيد و در اين نكته كه تهديدي از سوي مسلمانان براي غرب وجود دارد، بسيار غلو شده بود. طرح مواجهه بين اسلام و غرب، فقط يك افسانه بود كه براي مشروعيت بخشيدن، گمراه كردن، ساكت نمودن و بسيج كردن استفاده مي‌شد.
    به‌هرحال دليل اينكه اين افسانه جدي گرفته شده بود تهديد از سوي اسلام، بد فهم شد و در نهايت به يك تشخيص ناقص از چالش اسلامگرايان با ثبات منطقه‌اي يا مصالح غربي منجر گرديد.

    تحقیقهای مشابه
    چرایی اهمیت خاورمیانه برای ناتو
    29 صفحه - 2500 تومان

    ترجمه انگلیسی به فارسی سایت تحقیق

    برای پیدا کردن ما فقط کافیست «سایت تحقیق» را در گوگل سرچ کنید

    ترجمه فارسی به انگلیسی سایت تحقیق
    رفرنس نویسی با نرم افزار endnote سایت تحقیقصحافی پایان نامه رساله مقاله کتاب سایت تحقیق
    با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید
    صفحه اصلی| تحقیق | تحقیق های آماده | ترجمه | ترجمه آماده | کار آماری | کار آماری آماده | طرح کارآفرینی | نما و پلان

    Tel : 09118370377
    Email : tahghighnet@yahoo.com
    Telegram : @tahghighnet
    channel: https://t.me/tahghighchannel
    Instagram : tahghighnetinsta
    www.tahghigh.net
    2019 - 2007